پیامدهای دلارزدایی جهانی برای آمریکا

فشار حداکثری علیه ایران، تحریم‌های بی‌سابقه، تهدیدات مکرر نظامی، همگی ابزارهایی هستند برای محافظت از یک سیستم اقتصادی که بدون آن، آمریکا با یک فروپاشی مالی تاریخی روبرو خواهد شد.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ فریبرز حاجی‌وند: دلارزدایی برای آمریکا صرفاً یک ضرر ژئوپلیتیک نیست، بلکه به معنای بازگشت ویرانگر تورم صادراتی به خانه و آغاز یک بحران اقتصادی عمیق و بی‌سابقه خواهد بود.

بمب ساعتی ۱۷ تریلیون دلاری در خارج از مرزها

برآورد می‌شود که در حال حاضر بین ۱۷ تا ۲۰ تریلیون دلار اسکناس و دارایی‌های دلاری در خارج از مرزهای آمریکا در گردش است.این حجم عظیم نقدینگی مانند یک سد بزرگ در خارج از اقتصاد آمریکا نگه داشته شده است. اما اگر جهان اعتماد خود را به دلار از دست بدهد و این دلارها شروع به بازگشت به خانه کنند، نتیجه مانند شکستن این سد خواهد بود.با سرازیر شدن ناگهانی این حجم عظیم از پول به اقتصاد داخلی، آمریکا با ابرتورم (Hyperinflation) مواجه خواهد شد؛ چرا که با افزایش نقدینگی، تقاضای سنگین و بی‌سابقه‌ای بر بازار آمریکا تحمیل خواهد شد. در این سناریو، بر اساس برخی برآوردها، نرخ تورم آمریکا می‌تواند به ارقام سه‌رقمی یا حتی چهاررقمی (۱۰۰۰ درصد یا بیشتر) برسد که مشابه آنچه در آلمان دهه ۱۹۲۰ یا زیمبابوه دهه ۲۰۰۰ رخ داد.

فروپاشی بازار اوراق قرضه

آمریکا با بدهی ملی ۳۸ تریلیون دلاری، بزرگ‌ترین بدهکار جهان است که هر سال برای بازپرداخت بدهی‌های قبلی و تأمین کسری بودجه جدید، نیازمند استقراض تریلیون‌ها دلار بیشتر است.اگر خریداران خارجی اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا (مانند چین، ژاپن و عربستان) از بازار خارج شوند، دولت آمریکا با یک بحران مالی بی‌سابقه روبرو می‌شود.نرخ‌های بهره منفجر می‌شوند، هزینه استقراض سر به فلک می‌کشد و ورشکستگی مالی دولت فدرال به یک احتمال واقعی تبدیل می‌شود.

کاهش قدرت ژئوپلیتیکی

آمریکا توانایی خود برای تأمین مالی بدهی‌های عظیم، پایگاه‌های نظامی در سراسر جهان، مداخلات نظامی خارجی و حفظ ساختار عظیم نظامی-امنیتی خود را از دست خواهد داد.به گفته تحلیلگران، این مسیر در نهایت می‌تواند به خروج ایالات متحده از جایگاه ابرقدرتی و عقب‌نشینی اجباری از صحنه جهانی منجر شود.

چرا آمریکا با همه جهان به‌ویژه ایران درگیر است؟

پاسخ به این پرسش که چرا ایالات متحده در سال‌های اخیر با تمام جهان از چین و روسیه گرفته تا ایران، ونزوئلا و حتی متحدان اروپایی خود وارد تنش و رویارویی شده است، دقیقاً در معماری سلطه دلار نهفته است. آمریکا در حال نبردی حیاتی برای حفظ این نظام اقتصادی است که تمام قدرت و رفاه این کشور به آن وابسته است.هر کشوری که تلاش کند از مدار دلار خارج شود، تهدیدی مستقیم برای این امپراتوری مالی تلقی می‌شود. نمونه بارز آن جمهوری اسلامی ایران است؛ ایران با فشار برای فروش نفت با ارزهایی غیر از دلار، مشارکت در ایجاد سیستم‌های پرداخت جایگزین با کشورهایی مانند چین، روسیه و ترکیه، تلاش برای گسترش استفاده از ارزهای دیجیتال و طلا در تجارت بین‌المللی، و حمایت از ابتکارات چندجانبه مانند بریکس برای دلارزدایی، عملاً خود را به یکی از مهم‌ترین مهره‌های جنبش جهانی دلارزدایی تبدیل کرده است. کاهش وابستگی تجارت خارجی ایران به دلار و توسعه مکانیسم‌های پرداخت مبتنی بر تهاتر و ارزهای محلی، دقیقاً همان کابوسی است که معماران امپراتوری دلار را شب‌ها بیدار نگه می‌دارد.

ایران تهدید تراز اول برای آمریکا

در واقع ایران علاوه بر آنکه در عرصه‌های ژئوپلیتیک، نظامی و ایدئولوژیک برای آمریکا یک تهدید تراز اول محسوب می‌شود، تهدیدی بنیادین برای ستون فقرات قدرت اقتصادی آمریکا نیز به حساب می‌آید.اگر ایران و شرکای آن بتوانند یک سیستم موازی برای تجارت انرژی بدون استفاده از دلار ایجاد کنند، این الگو به سرعت در سراسر جهان تکثیر خواهد شد و به معنای پایان دوران سلطه دلار خواهد بود.مضاف بر همه این عوامل، گفتمان ایدیولوژیک و تقابلی مقاومت در برابر مستکبرین است که توسط ایران رهبری می‌شود و دارد به دنیا اثبات می‌کند که می‌توان مقابل آمریکا ایستاد و دوام آورد و آمریکا آنقدرها هم که تصور می‌شود خطرناک و شکست ناپذیر نیست.

نبردی برای بقای آمریکا

فشار حداکثری علیه ایران، تحریم‌های بی‌سابقه، تهدیدات مکرر نظامی و تلاش برای منزوی‌سازی بین‌المللی ایران، همگی ابزارهایی هستند برای محافظت از یک سیستم اقتصادی که بدون آن، آمریکا با یک فروپاشی مالی تاریخی روبرو خواهد شد.این نبرد، صرفاً درباره برنامه هسته‌ای، حقوق بشر، یا تروریسم نیست؛ این نبردی است برای بقای امپراتوری مالی آمریکا.پشت هر تحریم، پشت هر تهدید، و پشت هر تنش، ترس از بازگشت آن ۱۷ تریلیون دلار به خانه و فروپاشی یک امپراتوری نهفته است.با دنبال‌کردن صفحه اقتصادی خبرگزاری فارس در جریان آخرین تحولات اقتصادی ایران و جهان قرار بگیرید.#جنگ #تنگه_هرمز#نفت#پترودلار#پترویوان
22:46 - 5 خرداد 1405
اقتصاد
صنعت و تجارت
نفت و انرژی




6 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌فقط برای ایران  ( ارادتمند علی خضریان وطن پرست واقعی )‌
@Kiao0o5 خرداد 1405
در پاسخ به
مخاطبان و مریدان شبکه ی اینترنشنال لطفاً کاری نکنید که بار دیگر اینترنت میلیون ها نفر ، بخاطر حماقت های شما قطع شود .

@user1768230900276 خرداد 1405
در پاسخ به
انشاه الله فروپاشی امریکای جنایتکار از خدا بی خبر خیلی نزدیکه و زمینه ظهور آقا انشاه الله لبیک یا امام حسین ع لبیک یا ابا صالح مهدی ع

تصویر نمایه‌ی ‌آذرباد‌
@user1772338429186 خرداد 1405
در پاسخ به
نکات بسیار قابل تأملی بود. با سپاس 🙏

تصویر نمایه‌ی ‌خلیج فارس‌
@user1768378758476 خرداد 1405
در پاسخ به
ارز مسافرتی از دلار بشه یوآندر راستا دلار زدایی

@user1775152091386 خرداد 1405
در پاسخ به
بحران برق، هدررفت روشنایی صبحگاهی و ناهماهنگی با اوقات شرعی؛ همه اینها یک راهکار ساده و کم‌هزینه دارد: بازگشت به ساعت تابستانی. حذف این قانون بدون توجه به صرفه‌جویی ۱۲۰۰ مگاواتی و تأثیر آن بر زندگی مردم، اشتباهی بود که حالا باید جبران شود. https://farsnews.ir/user177515209138/1779734306816095685
م
ماسرا

@user177515209138  •  4 خرداد 1405

مطالبه

پیشنهاد تغییر ساعت رسمی کشور در نیمه اول سال

در میانه ناترازی بی‌سابقه برق، هر راهکاری که بتواند باری از دوش شبکه تولید و توزیع بردارد، نه یک «انتخاب» که یک «ضرورت ملی» است. در این میان، یکی از ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین اهرم‌ها، بازگشت به قانون تغییر ساعت رسمی کشور است؛ سیاستی که متأسفانه در سال ۱۴۰۲ و با وجود هشدار کارشناسان از دستور کار خارج شد. ۱. صرفه‌جویی معادل یک نیروگاه اتمی، بدون یک پیچ و مهره بر اساس اعلام رسمی سخنگوی صنعت برق و وزیر نیرو، اعمال ساعت تابستانی معادل صرفه‌جویی ۱۲۰۰ مگاواتی در اوج مصرف شبانه است؛ عددی که برابر با تولید یک نیروگاه اتمی مانند بوشهر است. ساخت چنین نیروگاهی سال‌ها زمان و میلیاردها دلار سرمایه می‌طلبد. حال پرسش اینجاست: چرا باید چنین ظرفیت عظیمی را که تنها با جابجایی عقربه‌های ساعت فعال می‌شود، نادیده گرفت؟ ۲. احترام به وقت شرعی و سبک زندگی اسلامی-ایرانی یکی از مغفول‌مانده‌ترین ابعاد ماجرا که برای جامعه متدین ایران اهمیت ویژه‌ای دارد، تطابق ضرباهنگ زندگی با اوقات شرعی است. در وضعیت فعلی (بدون ساعت تابستانی)، در اوج تابستان اذان صبح حوالی ساعت ۳ بامداد است و طلوع آفتاب پیش از ساعت ۵ صبح. این یعنی پس از اذان صبح، ساعاتی طولانی از روشنایی باارزش صبحگاهی در خواب یا انتظار برای شروع کار هدر می‌رود. اعمال ساعت تابستانی این چرخه را معقول می‌کند: اذان صبح به ساعت ۴ بامداد (وقتی معقول‌تر برای بیداری) و طلوع آفتاب به ۶ صبح منتقل می‌شود و فاصله میان عبادت، طلوع خورشید و شروع کار به حداقل می‌رسد. این یعنی احیای برکت صبح، نه هدر دادن روشنایی خداوندی! ۳. هماهنگی سیستم‌های اجتماعی و حمل‌ونقل عمومی ساعت رسمی، نبض تپندۀ تمام برنامه‌های یک کشور است. هنگامی که ساعت رسمی با طلوع و غروب خورشید هماهنگ نباشد، فقط زندگی شخصی افراد مختل نمی‌شود، بلکه کل سیستم‌های خدماتی از ریل خارج می‌شوند. در تابستان بدون ساعت تابستانی، نخستین ساعات روشنایی روز در سکوت و بی‌تحرکی هدر می‌رود، در حالی که شبکه حمل‌ونقل عمومی، جدول زمانی ادارات، مدارس، بانک‌ها، بازارهای مالی و حتی برنامه‌های صداوسیما، همگی بر اساس ساعت رسمی ثابت برنامه‌ریزی می‌شوند. تأخیر دو ساعته میان طلوع خورشید و شروع کار رسمی، یعنی میلیون‌ها شهروند و کسب‌وکار، گران‌ترین دقایق روشنایی طبیعی را از دست می‌دهند. بازگشت ساعت تابستانی، این شکاف را ترمیم می‌کند و نظمی منطقی میان ریتم طبیعت و برنامه‌های ملی برقرار می‌سازد. ۴. معمای وسعت ایران: چرا شرق کشور بیش از همه نیازمند تغییر ساعت است؟ وسعت ۱۹ درجه‌ای ایران -با اختلاف بیش از یک ساعت زمان واقعی خورشیدی میان شرق و غرب- چگونه می‌تواند با یک سیاست واحد ملی هماهنگ شود؟ در نبود ساعت تابستانی، این نابرابری طبیعی نه‌تنها حل نمی‌شود، بلکه بی‌عدالتی بزرگ‌تری علیه نیمه شرقی کشور شکل می‌گیرد. در استان‌های شرقی، خورشید بسیار زودتر از میانگین کشوری طلوع می‌کند. با حذف ساعت تابستانی، طلوع آفتاب در این مناطق گاه به ۴ صبح می‌رسد و تا پیش از آغاز کار روزانه در ساعت ۷، سه ساعت تمام از روشنایی طبیعی گران‌بها به هدر می‌رود. این یعنی اتلاف سرمایه‌ای که می‌توانست جایگزین بخشی از برق مصرفی در ساعات اوج شود. اعمال ساعت تابستانی، یک سپر حمایتی برای شرق کشور است: با جابجایی یک ساعته، طلوع آفتاب به حدود ۵ صبح منتقل می‌شود و این فاصله اتلاف‌زا کاهش می‌یابد. به عبارت دیگر، عدم تغییر ساعت، نیمه شرقی ایران را از گردونه بهره‌وری نور طبیعی خارج می‌کند، در حالی که بازگشت به ساعت تابستانی می‌کوشد این ناترازی درونی را تا حد امکان تعدیل کند و سهم مناطق شرقی را از برکت روشنایی صبحگاهی بازگرداند. ۵. اقتصاد عصرگاهی و سلامت روان جامعه فراموش نکنیم که طولانی‌تر شدن عصرها به لطف روشنایی بیشتر، موتور محرکه کسب‌وکارهای خرد، تفریحات خانواده‌ها و کاهش جرایم و تصادفات است. در شرایطی که فشار اقتصادی و روانی بر مردم سنگینی می‌کند، یک ساعت روشنایی بیشتر در پایان روز، خدمتی رایگان به سلامت روان و اقتصاد خانواده‌هاست. از مجلس و دولت می‌خواهیم که با دیدی باز، این تغییر ساعت را تصویب و اجرا کنند.

مجلس شورای اسلامی، ریاست‌جمهوری، وزارت نیرو

0
100
گزارش از مطالبه