آثار راهبردی سلوک انقلابی قائد شهید
سلوک انقلابی هنگامی اهمیت تاریخی پیدا میکند که از سطح رفتار فردی و مجموعهای از مواضع سیاسی فراتر رود و به منطق تحول در یک نظام سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تمدنی تبدیل شود. از این دید، برای ارزیابی سلوک انقلابی امام مجاهد شهید سید علی خامنهای طابثراه، صرفاً نباید به مجموعهای از تصمیمها، سخنرانیها و حوادث سیاسی نگریست؛ بلکه باید پرسید این سلوک چه تحولاتی در مسیر انقلاب اسلامی ایجاد کرد و چه پیامدهایی برای آینده نظام جمهوری اسلامی و حرکت تمدنی اسلام به همراه داشت. این تأثیرات را میتوان در هشت سطح راهبردی بررسی کرد:سطح اول ـ تعمیق و تثبیت نظام انقلابییکی از مهمترین کارکردهای سلوک انقلابی، تبدیل انقلاب از یک نهضت به یک نظام انقلابی پایدار است. انقلاب اگر صرفاً در مرحله فروپاشی نظام پیشین متوقف شود، ممکن است پس از مدتی در ساختارهای موجود هضم گردد؛ اما سلوک انقلابی اقتضا میکند که آرمانهای انقلاب در قالب نهاد، قانون، فرهنگ، سیاست، اقتصاد، تربیت و سبک زندگی استمرار پیدا کند. از این دید، استمرار انقلاب به معنای تکرار دائمی یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه به معنای تداوم جهتگیری انقلابی در ساختار نظام است. بنابراین، یکی از مهمترین آثار سلوک انقلابی، ایجاد پیوند میان آرمان و نهاد، ارزش و ساختار، انقلاب و حکمرانی است. سطح دوم ـ تقویت استقلال سیاسی و راهبردیاستقلال در سلوک انقلابی صرفاً به معنای قطع وابستگی سیاسی نیست بلکه مفهومی جامع است که استقلال تصمیم، استقلال اراده، استقلال فرهنگی، استقلال علمی، استقلال اقتصادی و استقلال راهبردی را دربرمیگیرد. در این نگاه، کشور نباید در تعیین منافع ملی، طراحی آینده و انتخاب مسیر پیشرفت، تابع اراده قدرتهای بزرگ غربی وشرقی باشد.
سلوک انقلابی بر این اصل استوار است که قدرت ملی باید از درون جامعه تولید شود و روابط خارجی نیز باید بر پایه عزت، حکمت و مصلحت و با حفظ استقلال تصمیمگیری ملی سامان یابد. از این دید ، استقلال نه یک شعار سیاسی، بلکه یکی از ارکان امنیت، پیشرفت و هویت ملی است.سطح سوم ـ علم، فناوری و تبدیل دانش به قدرت ملییکی دیگر از پیامدهای مهم سلوک انقلابی، ارتقای جایگاه علم و فناوری در معماری قدرت ملی است. در جهان جدید، استقلال سیاسی بدون استقلال علمی و فناورانه پایدار نمیماند. کشوری که در دانشهای راهبردی، فناوریهای نوین، زیرساختهای ارتباطی، انرژی، دفاع، سلامت و اقتصاد دانشبنیان وابسته باشد، در نهایت در تصمیمهای کلان نیز با محدودیت مواجه خواهد شد. از این رو، پیوند میان دانش، فناوری، نوآوری و قدرت ملی یکی از الزامات سلوک انقلابی است. در این چارچوب، دانشگاه و حوزه علمیه، پژوهشگاه، صنعت، شرکت دانشبنیان و نسل جوان متخصص، صرفاً نهادهای علمی نیستند؛ بلکه بخشی از زیرساخت تمدنسازی و اقتدار ملی محسوب میشوند.سطح چهارم ـ سرمایه انسانی و میداندادن به نسلهای جدیدهیچ حرکت انقلابی بدون انسان انقلابی و هیچ تمدنی بدون سرمایه انسانی توانمند ساخته نمیشود. یکی از پیامدهای مهم سلوک انقلابی، توجه به جوان، تربیت، توانمندسازی، مسئولیتپذیری و میداندادن به نسلهای جدید است. جوان در این منظومه صرفاً مخاطب سیاستگذاری نیست؛ بلکه فاعل تحول است. بنابراین، انتقال مسئولیت به نسل جدید باید با انتقال تجربه، تربیت فکری، اعتماد، فرصتآفرینی و میدان عمل همراه باشد. جامعهای که جوانان خود را صرفاً مصرفکننده تصمیمهای نسلهای پیشین بداند، ظرفیت استمرار حرکت انقلابی را از دست خواهد داد.
از همین رو، یکی از شاخصهای سنجش موفقیت سلوک انقلابی، میزان توانایی آن در تولید و تربیت نسلهای جدید مدیر، عالم، دانشمند، مجاهد، کارآفرین و تمدنساز است.سطح پنجم ـ پیوند اسلامیت و جمهوریت و تقویت مردمسالاریدر منظومه انقلاب اسلامی، مردم نه ابزار تحقق قدرت، بلکه صاحب حق، دارای کرامت و شریک در ساخت آینده کشور هستند. از این دید ، مردمسالاری دینی تلاش برای ایجاد یک پیوند معنادار میان اسلامیت و جمهوریت است؛ یعنی حاکمیت ارزشها و احکام اسلامی از یک سو و حضور، انتخاب، مشارکت، مسئولیت و نقشآفرینی مردم از سوی دیگر.سلوک انقلابی اقتضا میکند که مردم از سطح «رأیدهنده» فراتر رفته و به عنصر فعال حکمرانی تبدیل شوند. این امر مستلزم تقویت مشارکت اجتماعی، مسئولیتپذیری عمومی، شفافیت، پاسخگویی، عدالت، مبارزه با فساد و فراهمکردن زمینه حضور واقعی مردم در عرصههای مختلف تصمیمسازی و نظارت است. بنابراین، مردمسالاری دینی زمانی به بلوغ میرسد که مردم از موضوع حکمرانی به شریک حکمرانی تبدیل شوند.سطح ششم ـ قدرت منطقهای و عمق راهبردیسلوک انقلابی در سطح منطقهای نیز پیامدهای مهمی داشته است. یکی از این پیامدها، شکلگیری نوعی عمق راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران و افزایش نقش آن در معادلات منطقهای است.
در این نگاه، امنیت ملی صرفاً در محدوده مرزهای جغرافیایی تعریف نمیشود؛ بلکه ثبات منطقه، امنیت ملتهای مسلمان، مقابله با سلطه و حمایت از جریانهای مقاومت نیز با امنیت و منافع راهبردی کشور ارتباط پیدا میکند.البته قدرت منطقهای پایدار صرفاً با قدرت نظامی حاصل نمیشود؛ بلکه نیازمند ترکیبی از قدرت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، دیپلماتیک و اجتماعی است.از این دید ، سلوک انقلابی در عرصه منطقهای باید به تولید یک قدرت هوشمند و مسئولانه منجر شود؛ قدرتی که بتواند ضمن حفظ منافع و امنیت ملی، در برابر سلطه و بیثباتسازی مقاومت کند.سطح هفتم ـ تبدیل فرهنگ مقاومت؛ از یک واکنش به گفتمان راهبردی؛یکی از مهمترین تحولات، تبدیل مقاومت از یک واکنش مقطعی به یک گفتمان راهبردی منطقهای و جهانی است. مقاومت در این چارچوب صرفاً یک ابزار نظامی نیست؛ بلکه مجموعهای از عناصر هویت، استقلال، عدالتخواهی، آزادیخواهی، ایستادگی در برابر سلطه و دفاع از حقوق ملتها بویژه ملت مظلوم فلسطین وارمان آزادی قدس را دربرمیگیرد. از این دید ، فرهنگ مقاومت زمانی ماندگار میشود که از سطح احساس و واکنش عبور کرده و به تفکر، تربیت، سازمان اجتماعی، تولید فرهنگی، سیاست و راهبرد تبدیل شود. بنابراین، یکی از پیامدهای سلوک انقلابی، شکلگیری الگویی است که در آن مقاومت به عنوان یک عنصر پایدار در اندیشه سیاسی و اجتماعی ملتها حضور پیدا میکند.سطح هشتم ـ تمدنسازی؛ افق نهایی سلوک انقلابیدر نهایت، مهمترین سطح تحلیل سلوک انقلابی، تمدنسازی است. اگر انقلاب اسلامی را صرفاً یک تغییر سیاسی بدانیم، دامنه آن محدود خواهد شد؛ اما اگر آن را آغاز یک فرآیند تاریخی و تمدنی بدانیم، باید مراحل تحول آن را در یک زنجیره به هم پیوسته مشاهده کنیم
انقلاب< نظامسازی < دولتسازی < جامعهسازی اسلامی <تمدنسازی اسلامیدر این منظومه، انقلاب نقطه آغاز است، نه نقطه پایان.نظامسازی یعنی ایجاد ساختارهای متناسب با آرمانهای انقلاب؛دولتسازی یعنی اصلاح و کارآمدسازی دستگاه اجرایی و مدیریتی؛جامعه پردازی یعنی شکلگیری انسان، خانواده، فرهنگ، اقتصاد و مناسبات اجتماعی متناسب با ارزشهای اسلامی؛و تمدنسازی اسلامی یعنی تبدیل این دستاوردها به یک الگوی جامع و الهامبخش برای حیات انسان معاصر.از این منظر، سلوک انقلابی زمانی به مقصد تاریخی خود نزدیک میشود که بتواند میان ایمان و عقلانیت، معنویت و پیشرفت، عدالت و کارآمدی، استقلال و تعامل، مردم و حاکمیت، علم و اخلاق و قدرت و مسئولیت پیوند برقرار کند.برآیند این هشت سطح نشان میدهد که سلوک انقلابی امام شهید طاب ثراه را نمیتوان صرفاً مجموعهای از مواضع سیاسی یا مدیریتی دانست. سلوک انقلابی ایشان ، یک منظومه تحولساز است که از انسان آغاز میشود ، به جامعه میرسد، نظام حکمرانی را متحول میکند و در افق نهایی خود به تمدنسازی میاندیشد.بر این اساس، میتوان آثار راهبردی سلوک انقلابی ایشان را در یک زنجیره چنین خلاصه کرد:تعمیق انقلاب < استقلال < علم و فناوری →<سرمایه انسانی < مردمسالاری دینی < قدرت راهبردی<فرهنگ مقاومت <تمدنسازیاما نکته اساسی آن است که این زنجیره، مجموعهای از مراحل منفصل نیست؛ بلکه یک فرآیند پیوسته و یادگیرنده است. ضعف در هر حلقه میتواند تحقق حلقههای بعدی را دشوار کند. از این رو، مساله سلوک انقلابی ذکر دستاوردهای ایشان به تنهایی نیست بلکه پرسش مهمتر این است که
چگونه میتوان دستاوردهای سلوک امام شهید طاب ثراه را به یک دانش قابل انتقال، یک نظام حکمرانی کارآمد، یک الگوی تربیتی برای نسل جدید و یک نقشه راه تمدنی برای آینده تبدیل کرد؟پاسخ به این پرسش، نقطه اتصال تجربه تاریخی سلوک انقلابی با آینده انقلاب اسلامی است.و شاید بتوان جوهره این مسیر را چنین بیان کرد:انقلاب برای تغییر قدرت آغاز شد؛ نظامسازی برای تثبیت ارزشها ادامه یافت؛ دولتسازی برای تحقق کارآمدی ضرورت پیدا کرد؛ جامعهسازی برای ساختن انسان و مناسبات اسلامی شکل گرفت؛ و تمدنسازی، افق نهایی این حرکت تاریخی ومیراث راهبردی امام شهید طاب ثراه است.عباس کعبی۱۴۰۵/۶/۱۸
09:28 - 18 شهریور 1405