اصول، حلقه پیوند مبانی و عمل انقلابی

در یادداشت‌های قبل توحید، قرآن، مکتب امام خمینی، نگاه به انسان و نگاه به تاریخ و سنت‌های الهی به‌عنوان بخشی از مبانی سلوک انقلابی امام مجاهد شهیدمان طاب ثراه مورد بررسی قرار گرفت، اکنون مساله این است که چگونه این مبانی به رفتار، تصمیم، راهبرد و عمل انقلابی تبدیل شوند؟پاسخ را می‌توان در مجموعه‌ای از اصول سلوک انقلابی جست‌وجو کرد. اصولی که همچون قواعد راهنما، نسبت میان آرمان و واقعیت، ایمان و عقلانیت، مردم و حکومت، استقلال و مقاومت، امید و اقدام، نقد و تحول، و انقلاب و تمدن‌سازی را تنظیم می‌کنند.بر این اساس، می‌توان دوازده اصل اساسی را برای تبیین سلوک انقلابی امام مجاهد شهید سیدعلی خامنه‌ای طاب‌ثراه مورد توجه قرار داد.اصل اول ـ آرمان‌گرایی واقع‌بینانه:سلوک انقلابی نه آرمان‌گریزی است و نه واقعیت‌زدگی. آرمان باید مقصد باشد و واقعیت، نقطه آغاز حرکت. آرمان‌گرایی بدون شناخت واقعیت ممکن است به تصمیم‌های غیرواقع‌بینانه و شکست‌های قابل پیشگیری منجر شود و واقعیت‌گراییِ جدا از آرمان نیز می‌تواند انسان و جامعه را به تدریج به پذیرش وضع موجود و از دست دادن اهداف متعالی بکشاند.در سلوک انقلابی، واقعیت برای تسلیم شدن نیست؛ برای شناختن و تغییر دادن است.بنابراین:آرمان، جهت حرکت را تعیین می‌کند؛واقعیت، روش حرکت را اصلاح می‌کند.انقلابیِ واقع‌بین، نه از آرمان خود عقب‌نشینی می‌کند و نه برای رسیدن به آرمان، واقعیت‌های میدان را نادیده می‌گیرد.اصل دوم ـ ایمان همراه با عقلانیت:ایمان و عقلانیت در سلوک انقلابی دو عنصر متعارض نیستند؛ بلکه باید یکدیگر را تکمیل کنند.
ایمان بدون عقلانیت ممکن است به احساس‌گرایی، ساده‌انگاری و تصمیم‌های فاقد محاسبه منجر شود و عقلانیت بدون ایمان ممکن است به مصلحت‌گرایی صرف، محاسبه شود و زیان مادی و فاصله گرفتن از ارزش‌ها و آرمان‌ها بینجامد.الگوی مطلوب، عقلانیت مؤمنانه است.عقلانیت مؤمنانه یعنی ایمان، جهت را تعیین کند؛ عقل، راه را بیابد؛ تجربه، تصمیم را اصلاح کند؛ و تقوا، مانع انحراف هدف شود. با این نگاه تدبیر، برنامه‌ریزی، شناخت پیچیدگی‌ها، محاسبه قدرت، آینده‌نگری و استفاده از دانش و تجربه، در خدمت تحقق اهداف الهی قرار می‌گیرند. وهرگز نباید تصور کردکه دربرابر ایمان است.اصل سوم ـ مردم‌باوری:در سلوک انقلابی، مردم صرفاً مخاطب انقلاب یا دریافت‌کننده خدمات حکومت نیستند؛ بلکه منبع قدرت اجتماعی، سرمایه اصلی کشور و پایه تحقق آرمان‌های انقلاب هستند. مردم‌باوری یعنی اعتماد به توانایی مردم، احترام به انتخاب و کرامت آنان، فراهم کردن زمینه مشارکت و فعال کردن ظرفیت‌های آنان در عرصه‌های مختلف.با این نگاه، قدرت واقعی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فقط در ساختارهای رسمی حکومت خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در ایمان، آگاهی، اراده، وحدت، مشارکت و توانمندی مردم ریشه دارد. بنابراین، حکمرانی انقلابی باید به جای اینکه همه امور را در ساختار دولت متمرکز کند، زمینه حضور و نقش‌آفرینی مردم را در تصمیم‌سازی، اقتصاد، فرهنگ، علم، تولید، نظارت، حل مسائل و ساخت آینده فراهم کند.اصل چهارم ـ استقلال:استقلال یکی از ارکان اساسی سلوک انقلابی است. استقلال فقط به معنای استقلال سیاسی نیست؛ بلکه ابعاد گسترده‌ای دارد:استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، فناوری، امنیتی و استقلال در تصمیم‌گیری.
کشوری که در تصمیم‌گیری‌های اساسی خود وابسته باشد، حتی اگر از نظر ظاهری دارای حاکمیت مستقل باشد، از استقلال واقعی برخوردار نیست.از این رو، سلوک انقلابی اقتضا می‌کند که ملت در تعیین سرنوشت خود، تابع اراده قدرت‌های خارجی نباشد و ظرفیت‌های داخلی خود را برای کاهش وابستگی و افزایش قدرت ملی فعال کند.استقلال البته به معنای انزوا نیست؛ بلکه به معنای تعامل از موضع عزت، اختیار و منافع ملی است. والبته مقاومت دربرابر قدرت‌های مستکبر وزیادت خواه وعدم تسلیم شدن است.اصل پنجم ـ عدالت:عدالت در سلوک انقلابی نباید در سطح شعار باقی بماند. عدالت باید از شعار به ساختار، از ساختار به فرآیند، از فرآیند به قانون و از قانون به نتیجه تبدیل شود. یعنی عدالت باید در نحوه توزیع فرصت‌ها، دسترسی به منابع، نظام اقتصادی، قانون‌گذاری، سیاست‌گذاری، بودجه، مالیات، آموزش، سلامت، اشتغال، مسکن و همه عرصه‌های زندگی عمومی حضور داشته باشد.
عدالت همچنین فقط عدالت در توزیع درآمد نیست؛ بلکه شامل عدالت در تولید وباز تولید وشکوفایی استعدادها و بهره مندی از فرصتها ، عدالت در دسترسی، عدالت حقوقی، عدالت منطقه‌ای، عدالت نسلی، عدالت اقتصادی و عدالت در زنجیره ارزش ؛ عدالت در مشارکت سیاسی و اجتماعی است.از این رو ، معیار موفقیت نظام حکمرانی این نیست که فقط چه مقدار منابع تولید شده است؛ بلکه باید پرسید: این منابع چگونه تولید، حفظ، توزیع و مصرف شده‌اند و چه کسانی از فرصت‌های آن بهره‌مند شده‌اند؟اصل ششم ـ مقاومت:مقاومت در سلوک انقلابی صرفاً یک تاکتیک امنیتی یا نظامی نیست؛ بلکه یک منطق جامع برای حفظ استقلال، عزت و حقوق ملت است.مقاومت در برابر فشار، تحریم، تهدید، جنگ روانی، جنگ ترکیبی، سلطه و تلاش برای تحمیل اراده بیگانه بخشی از این منطق است. اما مقاومت فعال با مقاومت منفعل تفاوت دارد.مقاومت مطلوب باید با توانمندسازی داخلی، پیشرفت علمی،فناوری ، قدرت اقتصادی، اقتدار دفاعی، انسجام اجتماعی، دیپلماسی فعال، روایت‌گری و تقویت جبهه‌های همسوهمراه باشد.با این رویکرد، گسترش فرهنگ و مکتب مقاومت نیز صرفاً یک مسئله منطقه‌ای نیست؛ بلکه بخشی از یک منطق تمدنی برای مقابله با سلطه و دفاع از حق ملت‌های تحت ظلم وستم است.اصل هفتم ـ امید:امید در این منظومه، خوش‌بینی ساده‌لوحانه نیست. امید انقلابی، ایمان به امکان تغییر و تحول، همراه با شناخت واقعیت و اقدام برای تحقق آن است.امید یعنی باور داشته باشیم که وضعیت موجود قابل تغییر است، اما این تغییر بدون تلاش، مجاهدت، برنامه، صبر و هزینه‌دادن تحقق نمی‌یابد.بنابراین امید بدون اقدام، آرزوست؛ و اقدام بدون امید، در برابر سختی‌ها پایدار نمی‌ماندامید انقلابی ریشه در ایمان قوی دارد
باید انسان و جامعه را به سوی حیات طیبه، پیشرفت، عدالت، معنویت و آرمان‌های متعالی حرکت دهد.اصل هشتم ـ دشمن‌شناسی: سلوک انقلابی بدون دشمن‌شناسی شدنی نیست. دشمن‌شناسی یعنی شناخت: اهداف دشمن، منافع آن، ابزارهای قدرت، نقاط قوت و ضعف، روش‌های نفوذ، شیوه‌های جنگ نرم و ترکیبی و راهبردهای تغییر رفتار و اراده ملت‌هااست. دشمن‌شناسی نباید به توهم دشمن یا تحلیل همه مشکلات با یک عامل خارجی تبدیل شود. دشمن‌شناسی واقعی، مستلزم شناخت هم‌زمان دشمن خارجی و آسیب‌پذیری‌های داخلی است. زیرا بسیاری از فشارهای خارجی زمانی مؤثر می‌شوند که زمینه‌های داخلی مانند نفوذ، فساد، اختلاف، ضعف مدیریت، ناکارآمدی، بی‌اعتمادی یا ضعف اقتصادی وجود داشته باشد. بنابراین، دشمن‌شناسی باید به خودشناسی ملی و آسیب‌شناسی داخلی نیز منجر شود.اصل نهم ـ نفی انفعال و ابتکار عمل:انقلابی بودن به معنای واکنش دائمی به حوادث نیست. اگر یک نظام سیاسی همیشه منتظر باشد تا دیگران مسئله ایجاد کنند وسپس واکنش نشان دهد، عملاً در زمین طراحی‌شده توسط دیگران بازی خواهد کرد.سلوک انقلابی اقتضامی‌کندکه نظام اسلامی دارای:ابتکارعمل،مسئله‌شناسی، آینده‌نگری، قدرت تولید مسئله و قدرت تولید راه‌حل باشد. دشمن شناسی یعنی به جای اینکه همیشه بپرسیم: «در برابر اقدام دشمن چه کنیم؟»دباید گاهی سؤال را معکوس کنیم:«ما چه مسئله‌ای را باید خودمان برای آینده طراحی و حل کنیم؟»با این نگاه ، پیشرفت علمی، اقتصاد دانش‌بنیان، حکمرانی نوین، تحول فرهنگی، اصلاح ساختارها و تمدن‌سازی، نمونه‌هایی از ابتکار عمل تاریخی هستند.اصل دهم ـ جوان‌گرایی وجانشین‌پروری:انقلاب اگر نتواند تجربه خود را به نسل‌های بعد منتقل کند، در معرض فرسایش تاریخی قرار می‌گیرد.
جوان‌گرایی در سلوک انقلابی صرفاً به معنای جایگزین کردن افراد جوان با افراد مسن نیست؛ بلکه یعنی اعتماد، تربیت، میدان دادن، مسئولیت دادن و تجربه‌اندوزی برای نسل جدید.جانشین‌پروری نیز باید یک فرآیند مستمر باشد:شناخت استعداد < تربیت < آموزش < تجربه < مسئولیت <ارزیابی < انتقال تجربه< مسئولیت‌های بزرگ‌تردر این نگاه، نسل جدید نباید صرفاً جایگاه نسل قبلی را تحویل بگیرد؛ بلکه باید سازنده مرحله جدید انقلاب باشد.اصل یازدهم ـ خودسازی و تحول مستمر: سلوک انقلابی بدون خودسازی ممکن نیست.انقلاب بیرونی اگر با اصلاح مستمر درونی همراه نباشد، ممکن است به تدریج دچار فرسایش، انحراف، دنیاطلبی، قدرت‌زدگی یا فاصله گرفتن از آرمان‌های اولیه شود.از سوی دیگر، خودسازی فقط یک امر فردی نیست؛ بلکه باید در سطح:فرد، سازمان، حکومت، نهاد و نظام حکمرانی نیز تحقق پیدا کند.تحول مستمر یعنی توانایی تشخیص خطا، پذیرش نقد، اصلاح روش، جبران اشتباه و یادگیری از تجربه.در این چارچوب، پایبندی به اصول با انعطاف در روش‌ها جمع می‌شود.نظام انقلابی باید به نقد حساس باشد، اما از اصول خود فاصله نگیرد؛ باید تحول‌پذیر باشد، اما دچار انفعال نشود؛ و باید روش‌های خود را اصلاح کند، بدون آنکه هویت و آرمان‌های خود را از دست بدهد.از همین منظر، تحول واقعی نه به معنای نفی گذشته، بلکه به معنای یادگیری از گذشته برای ساختن آینده بهتر است.اصل دوازدهم ـ تمدن‌سازی:انقلاب اسلامی نباید در تغییر ساختار سیاسی متوقف شود.هدف نهایی حرکت انقلابی، ساخت جامعه‌ای توحیدی ؛ عادلانه، معنوی، پیشرفته، مقتدر، آزاد و برخوردار از کرامت انسانی و در نهایت حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی است.
تمدن‌سازی یعنی ارزش‌های انقلاب در:انسان، خانواده، فرهنگ، علم، اقتصاد، سیاست، فناوری، حکمرانی، عدالت، امنیت و روابط بین‌الملل تجسم پیدا کنند.بنابراین، انقلاب زمانی می‌تواند خود را در مسیر تمدن‌سازی ببیند که آرمان‌ها از سطح شعار عبور کرده و به نهاد، قانون، دانش، فناوری، فرهنگ، سبک زندگی و الگوی حکمرانی تبدیل شوند.تمدن‌سازی، در حقیقت، مرحله‌ای است که در آن مکتب از سطح اندیشه به ساختار اجتماعی و از ساختار اجتماعی به الگوی زندگی انسان و جامعه تبدیل می‌شود.جمع‌بندی؛ اصول منظومه ای سلوک انقلابی : اصول سلوک انقلابی را نباید اصولی جدا از یکدیگر دانست. آنها یک منظومه منسجم را تشکیل می‌دهند:آرمان‌گرایی واقع‌بینانه جهت را تعیین می‌کند؛ایمان و عقلانیت ابزار تشخیص و تصمیم را فراهم می‌کنند؛مردم‌باوری سرمایه اجتماعی حرکت را شکل می‌دهد؛استقلال اختیار ملی را حفظ می‌کند؛عدالت معیار حکمرانی را تعیین می‌کند؛مقاومت از عزت و استقلال صیانت می‌کند؛امید استمرار حرکت را تضمین می‌کند؛دشمن‌شناسی صحنه را روشن می‌سازد؛نفی انفعال ابتکار عمل را ایجاد می‌کند؛جوان‌گرایی و جانشین‌پروری استمرار تاریخی را ممکن می‌سازد؛خودسازی و تحول مستمر مانع فرسایش و انحراف می‌شود؛و تمدن‌سازی افق نهایی حرکت را ترسیم می‌کند.بنابراین می‌توان گفت:سلوک انقلابی، جمع میان آرمان و واقعیت، ایمان و عقلانیت، مردم و ولایت، استقلال و مقاومت، امید و اقدام، ثبات در اصول و تحول در روش، و در نهایت حرکت از انقلاب به تمدن است.
در چنین منظومه‌ای، انقلاب یک حادثه تاریخی نیست؛ یک فرآیند زنده و مستمر برای ساخت انسان، جامعه، حکمرانی و تمدن است و راز ماندگاری سلوک انقلابی در همین نکته نهفته است اصول ثابت می‌مانند، اما روش‌ها می‌توانند و باید برای تحقق بهتر اصول، متناسب با زمان، مکان و شرایط جدید تحول پیدا کنند عباس کعبی ۱۴۰۵/۶/۶
11:27 - 6 شهریور 1405

4 بازنشر2 واکنش
90٫5k بازدید