پایان سالی که برای ما کرمانی‌ها تمام نمی‌شود

سال به انتها می‌رسد، اما ۱۴۰۲ برای ما تمام نخواهد شد! رد سرخ و پر از خونش تا دنیا دنیاست جلوی چشمان‌مان جان دارد و زنده می‌ماند.
خبرگزاری فارس کرمان _ سال ۱۴۰۲ رو به پایان است، از نفس افتاده و لحظه‌های آخر خود را می‌شمارد.وقتی از اول ‌تا آخرش را در ذهنم مرور می‌کنم، روزهای شیرینی برای کرمان اتفاق افتاد، مثلا بعد از چند دهه، آب به شرق کرمان رسید.خبرهای خوبی از افتتاح نیروگاه‌های گاز و برق داشتیم، کارخانه‌هایی افتتاح شد، پروژه‌های ۲۰ ساله‌ای به بهره‌برداری رسید.از لحاظ اقتصادی و فضای کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری رکورد شکستیم.اما لحظاتی را هم گذراندیم که این خبرهای خوب را در هاله‌ای کمرنگ فرو برد.تا دی‌ماه سال برایمان خوب بود، هرچند غم دیرینه این ماه در وجودمان ماندگاری داشت، اصلا مردم اینجا کوهی از غم و غصه بودند، آغوش پدر لازم داشتند، شانه‌های او را می‌خواستند، اما وقتی قرار عاشقانه و عارفانه را در دی‌ماه گذاشتند، هر چه از این ماه به دل گرفته بودیم را پس زدیم و خندیدیم.آرامِ جان، آرام‌مان کرده بود، ما را نشاند روی یک موتور محرکه به ساق پاهای کم‌جان و خسته‌مان قدرت داد و کمر راست کردیم.ما به زندگی برگشتیم و در میان سرمای سخت، گرمای جهان را حس کردیم، جوانه زدیم و بلند شدیم...شهر را آب و جارو زدیم و لباس مشکی‌ها را اتو کردیم، برای مهمانان حاج قاسم اسپند دود کردیم و همه جا را گلاب پاشیدیم ... ورودی‌های شهر را با گل‌های نرگس آذین بستیم و برای عاشقان سردار دعوتنامه فرستادیم ... سرمان گرم پذیرایی از مهمانان شد و در شکوه حضور مردم غرق بودیم و غصه و دلتنگی امان‌مان را بریده بود ... ناگهان گوش‌هایمان سوت کشید و چشم هایمان چیزهایی را دید که هرگز فکرش را هم نمی‌کردیم ... اربا اربای غلتیده به خون اینجا چه می‌کند!!
ظهر عاشورا برهوت کربلا می‌خواهد، در میان دار و درخت‌های سر به فلک کشیده کرمان چه می‌کند!سال رو به پایان است اما آن روزها دقیق در ذهنمان مانده و لحظه‌ای دور نمی‌شود، چشم‌های معصوم دانش‌آموزان شهید، درخشش گوشواره به یادگار مانده از آن کودک چند ماهه ...در دقایق پایانی سال کهنه به رخت سپیدی فکر می‌کنم که بر تن مکرمه نشست! لباسی که باید پولک‌دوزی می‌شد و بالای سرش کِل می‌کشیدند اما ساده بود و جیغ زدند.به ناله‌های پردرد مادر امیر حسین به اشک‌های پرصلابت پدر مریم! فکر می‌کنم به آیه آیه‌های قرآنی که به آسمان رفت و خونی که روی زمین ریخت ... به وقتی که صدای کر کننده انفجار زیر پایمان را لرزاند و دنیای‌مان را عوض کرد!حالا و در آستانه سال جدید پاهایمان سست شده و دلمان شکسته! سال نو می‌شود، اما ۱۴۰۲ برای ما تمام نخواهد شد، رد سرخ و پر از خونش تا دنیا دنیاست جلوی چشمان‌مان جان دارد و زنده می‌ماند.این سال برای ما پیام‌های بزرگی داشت، به ما یادآوری کرد که نباید لحظه‌ای غفلت کنیم، نباید کمتر از ثانیه‌ای چشمانمان بسته شود. دشمن بیدار است و ما باید چشم در چشم او دستش را بخوانیم و اقداماتش را خنثی کنیم.پایان پیام / ۸۰۰۶۵ / ش#کرمان
12:39 - 29 اسفند 1402




2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌زهرا بمی‌
@Zahrabami29 اسفند 1402
در پاسخ به @A_shahryarpanah
ماشالله به این قلم ناب