تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌Ali‌
تصویر نمایه‌ی ‌Ali‌

Ali

@A_R_N_M
ایران، تهران
iri
تاریخ پیوستن: آبان 1400
تصویر نمایه‌ی ‌Ali‌
@A_R_N_M15 فروردین 1405
کیفرخواست ملی و مطالبه قاطع بازداشت و محاکمه نفوذی‌های جبهه داخلی در شرایط جنگی
مطالبه

بازداشت و محاکمه حسن روحانی و محمدجواد ظریف

بِسْمِ اللهِ قاصِمِ الجَبّارین امروز که ایران مقتدر در سی و دومین روز از «جنگ تحمیلی سوم» (۱۴۰۵) در برابر تجاوز مستقیم و غیرقانونی آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی قرار دارد؛ در حالی که خون مطهر نایب امام زمان (عج)، رهبر شهید انقلاب، فرماندهان جان‌برکف و هزاران غیرنظامی مظلوم در پی حملات وحشیانه به زیرساخت‌های حیاتی، بیمارستان‌ها و مدارس بر زمین جاری است، صیانت از «پشت جبهه» و قطع دستِ «ستون پنجم دشمن» ضرورتی است که بر زمین ماندن آن، معصیت بزرگ و خیانت به خون شهیدان است. ما امضاکنندگان این مطالبه، با استناد به فرمان قاطع و تاریخی حضرت امام خمینی (ره) به تاریخ ۲ مرداد ۱۳۶۷ (مبنی بر اعدام متخلفانی که عملشان موجب شکست جبهه اسلام یا خسارت جانی است)، خواستار تشکیل «دادگاه ویژه زمان جنگ» و محاکمه فوری و اشد مجازات برای آقایان حسن روحانی و محمدجواد ظریف به دلایل و مستندات نه گانه زیر هستیم: ۱. گرای عملیاتی به دشمن در پوشش بیانیه سیاسی: انتشار بیانیه و مقاله در اوج تهاجم دشمن، نه یک کنش سیاسی، بلکه «گرا دادن» به اتاق جنگ واشنگتن است. القای وجود «دو دستگی» و «ریزش در بدنه جامعه» در بیانیه روحانی، دشمن را به ادامه بمباران‌ها جهت فشار بر ساختار نظام تشویق می‌کند. ۲. تئوریزه کردن خلع سلاح هسته‌ای در میانه آتش (خیانت در بازدارندگی): پیشنهاد رذیلانه محمدجواد ظریف مبنی بر «رقیق‌سازی اورانیوم به ۳.۶۷ درصد» و «تشکیل کنسرسیوم با مشارکت آمریکا»، آن هم در حالی که کشور زیر بمباران هسته ای دشمن است، مصداق بارزِ «درخواست برای خلع سلاح کامل» و تسلیم بلاشرط در برابر متجاوز است. ۳. تجربه‌های خونبارِ «مذاکره در حین تهاجم»: تاریخ شهادت می‌دهد که در «جنگ ۱۲ روزه» و ترورهای اخیر، ایران در حال مذاکره با آمریکا بود. اصرار دوباره این افراد بر «پیمان عدم تجاوز» با گرگ‌هایی که در حین دست دادن، خنجر می‌زنند، نشان‌دهنده هم‌سویی راهبردی آن‌ها با فریب دشمن برای غافلگیری مجدد نیروهای مسلح ماست. ۴. استفاده از واژگان فریب برای حراج حاکمیت ملی: پیشنهاد «بازگشایی تنگه هرمز برای متجاوز» و «دعوت از شرکت‌های نفتی خارجی» در برهه‌ای که اقتصاد ما هدف تهاجم است، به معنای بازگرداندنِ داوطلبانه تسلط استعمار بر شریان‌های حیاتی کشور و نادیده گرفتن امنیت ملی در ازای لبخندِ قاتلانِ کودکان ایران است. ۵. سست کردن اراده ملت با «شرطی‌سازی رفاه»: این جریان با شعار «بهبود زندگی مردم»، سعی دارد مقاومت جانانه ملت را بی‌ثمر جلوه دهد. آن‌ها به‌جای مطالبه انتقام از متجاوز، ملت را بین «مقاومت و نابودی» یا «تسلیم و رفاه» مخیر می‌کنند؛ حال آنکه تجربه برجام ثابت کرد ثمره تسلیم، هم «جنگ» است و هم «نابودی اقتصاد». ۶. تطهیر جنایتکار و مقصرسازی نظام: در بیانیه روحانی، ریشه مشکلات نه در وحشی‌گری آمریکا، بلکه در «عدم تحقق وعده‌ها» و «ساختار حکمرانی» عنوان شده است. این «وقاحت سیاسی» به معنای تطهیر متجاوزی است که به بیمارستان‌ها حمله کرده و مقصر دانستن نظامی است که در حال دفاع مشروع از ناموس ملت است. ۷. نادیده گرفتن ماهیت «قانون جنگل» در نظام بین‌الملل: در برهه‌ای که اثبات شده سازمان ملل و شورای امنیت در برابر تهاجم وحشیانه و نسل‌کشی مستمر، تنها تماشاخانه‌ای برای "قانون جنگل" بوده‌اند، ارجاعِ مکرر به "قطعنامه‌ها" و "پروتکل‌های الحاقی" در نوشتار ظریف، چیزی جز آرایش کردن چهرهٔ کریهِ تجاوز نیست. این رویکرد، تلاشی مذبوحانه برای فریب افکار عمومی و بافتنِ "کمندِ نفوذی" است که قرار است به اسم نظارت، بر گردنِ دانشمندانِ زندهٔ ما حلقه زده و با سپردنِ کلیدِ امنیتِ نخبگان به دستِ قاتلان، آن‌ها را در مسلخِ اشرافِ اطلاعاتیِ دشمن قربانی نماید. ۸. عملیات روانی برای شکست جبهه مقاومت: انکار قدرت «محور مقاومت» و پیشنهادِ «پایان جنگ به هر قیمت»، دقیقا در راستای راهبرد دشمن برای منزوی کردن ایران و قطع بازوان قدرتمند نظام در منطقه است. هر کلامی که بوی «پایان زودهنگام جنگ بدون تنبیه متجاوز» را بدهد، گامی در جهت شکست جبهه اسلام است. ۹. سوابق نفوذ و خسارت محض: ما فراموش نکرده‌ایم که در دولت‌های این افراد، چگونه جاسوسان در پوشش‌های مختلف تا بیخ گوش مسئولین نفوذ کردند. تکرار همان الگوها در شرایط جنگی فعلی (۱۴۰۵)، نشان‌دهنده یک «شبکه فعال نفوذ» است که مأموریت دارد میوهٔ مقاومت مردم را در پای میز مذاکره به دشمن هدیه دهد. مطالبات نهایی: ۱. بازداشت فوری و تشکیل دادگاه ویژه تخلفات جنگ برای رسیدگی به اقدامات خائنانه و نفاق‌افکنی‌های اخیر. ۲. ممنوعیت کامل هرگونه فعالیت رسانه‌ای و بیانه‌نویسی برای چهره‌هایی که مواضعشان در تضاد با امنیت ملی و بازدارندگی نظامی است. ۳. اجرای بدون مصلحت‌سنجیِ و اغماض عدالت برای کسانی که با پیشنهادات خود، پالس ضعف به دشمن ارسال کرده و موجب تداوم بمباران‌ها و ریختن خون عزیزان ما شده‌اند.

رئیس محترم قوه قضائیه، شورای عالی امنیت ملی


تصویر نمایه‌ی ‌Ali‌
@A_R_N_M15 فروردین 1405
لزوم تعلیق فوری اعزام حجاج در اردیبهشت 1405 در شرایط "جنگی" و هشدار نسبت به توطئه‌های دشمن
مطالبه

مطالبه لغو اعزام حجاج به دلیل شرایط جنگی و خطرات امنیتی

پیشگاه ملت شریف ایران، مراجع معظم تقلید و مسئولان عالی‌رتبه امنیت ملی، در پی اعلام برنامه‌ریزی جدید سازمان حج برای اعزام بیش از ۳۰ هزار زائر به صورت «زمینی از مرز عرعر عراق» به دلیل انسداد حریم هوایی در پی تجاوزات آمریکا و رژیم غاصب، وظیفه ایمانی و ملی حکم می‌کند که نسبت به این تصمیمِ فوق‌العاده پرخطر هشدار داده شود. تحلیل واقع‌بینانه نشان می‌دهد که این تغییرِ روش، نه راهکار، بلکه بسترساز یک فاجعه است: 1. مخاطرات مسیر تغییر مسیر اعزام از هوایی به زمینی در شرایطی که منطقه در وضعیت جنگی است، زائران را به "اهدافی متحرک" در جاده‌های ترانزیتی تبدیل می‌کند. عبور کاروان‌های پرجمعیّت از مرز «عرعر» و پیمودن صدها کیلومتر در خاک عراق و عربستان، آن هم در زمانی که سایه تروریسم و نفوذ اطلاعاتی دشمن بر این مناطق سنگینی می‌کند، سپردن جانِ مومنین به دست تقدیر و احتمالاتِ شوم است. 2. سناریوی "عملیات پرچم دروغین" در مسیرهای جاده‌ای همانگونه که رژیم آمریکایی-صهیونیستی به دنبال تفرقه در جهان اسلام است، کاروان‌های زمینی حجاج بهترین فرصت برای اجرای "عملیات‌های پرچم دروغین" هستند. دشمن می‌تواند با انجام حملات جاده‌ای چه در طول مسیر و یا حتی در کشور میزبان و انتساب آن به گروه‌های مختلف، فتنه بزرگی میان ایران، عراق و عربستان و یا دیگر کشورها برپا کند و جان ۳۰ هزار ایرانی را وجه‌المصالحه فشار سیاسی برای آتش‌بس تحمیلی قرار دهد. 3. تکرار فاجعه منا و خطر "خرابکاری ساختاری" تجربه تلخ فاجعه منا نشان داد که امنیت زائر ایرانی حتی در شرایط عادی آسیب‌پذیر است. دشمن زخم‌خورده در بن‌بست نظامی، ممکن است با تکرار حوادثِ ساختگی در مکه یا مدینه، ملت ایران را دوباره داغدار کرده و با ایجاد بحران‌های انسانی وسیع، در تمرکزِ دفاعی و پدافندی کشور اختلال ایجاد کند. 4. پوچیِ تعهدات در گروِ "حکامِ مسلوب‌الاختیار" «تکیه بر قراردادهای رسمی و دلخوش‌کردن به وعده‌های رفاهی نظیر "هتل‌های باکیفیت" یا "افزایش زمان اقامت"، در شرایط جنگیِ کنونی نوعی ساده‌انگاریِ خطرناک است. وقتی اتاق‌های فکر استکبار و سران آمریکا با وقاحتی بی‌سابقه از حکام منطقه به عنوان "گاو شیرده" یاد کرده و با ادبیاتی تحقیرآمیز، کمترین استقلال، عزت و اراده‌ای برای آنان قائل نیستند، روشن است که این حکام در برابر فرامینِ نظامی و توطئه‌های امنیتیِ "سیا" و "موساد"، توان و اختیارِ صیانت از جان زائران ایرانی را نخواهند داشت. پیمان بستن با بازیگرانی که خود در بندِ تحقیر و وابستگیِ مطلق به دشمنِ قسم‌خورده‌ی ما هستند، فاقد هرگونه "اعتبار امنیتی" است؛ چرا که اراده‌ی متجاوزان همواره بر توافقات صوریِ این حکام چیره خواهد بود.» 5. تبیین استطاعت شرعی و "تخلیه راه" در فقه پویا، "استطاعت حج" منوط به امنیتِ جانی و "تخلیه راه" (امنیت کامل مسیر) است. صراحتاً اعلام می‌داریم: با توجه به اعتراف مسئولان به انسداد مسیر هوایی و شرایط جنگی، مسیر زمینی هرگز "تخلیه" و "امن" محسوب نمی‌شود؛ لذا از نظر شرعی کسی در این شرایط «مستطیع» نیست و حفظ دماء مؤمنین بر انجام مناسک تقدم مطلق دارد. نتیجه‌گیری و مطالبه: حضور حتی یک ایرانی در جغرافیایی که پایگاه‌های متجاوز آمریکایی در آن فعال هستند، مخاطرات امنیتی به همراه دارد؛ چه برسد به ۳۰ هزار نفر. ما از مسئولان مطالبه می‌کنیم با اولویت دادن به عزت ملی و حفظ جان نفوس، اعزام‌های حجاج را فوراً لغو و به زمان برقراری امنیت پایدار موکول کنند. نباید اجازه داد معنویت حج، خدایی ناکرده به قربانگاه نقشه‌های شومِ متجاوزان مبدل شود. حفظ جان مومنان، والاترین طواف در پیشگاه باری‌تعالی است.

شورای عالی امنیت ملی، سازمان حج و زیارت کشور


تصویر نمایه‌ی ‌Ali‌
@A_R_N_M31 مرداد 1404

بیانیه اصلاح‌طلبان؛ بازخوانی شعارهای قدیمی در پرتو جنگ ۱۲ روزه و تحلیل واکنش راهبردی دشمنان

بیانیه اخیر جبهه اصلاحات ایران که با محوریت «آشتی ملی»، «اصلاحات ساختاری» و «تنش‌زدایی با غرب» منتشر شده، فاقد نوآوری عملیاتی بوده و عمدتاً بازگوکننده شعارها و وعده‌های محقق‌نشده دوران حکمرانی پیشین این جریان است. تحلیل استراتژیک این بیانیه نشان می‌دهد که محتوای آن از منظر نئومحافظه‌کاران اسرائیلی (…نمایش بیشتر