2 تیر 1405قصه اشک و قدمهایی بهسوی قتلگاه «آقا»
سلام نماز را که میدهند، موجی از جمعیت بلند میشود و به سمت جلوی زینبیه حرکت میکند؛ به روال همه برنامههای حسینیه که برای نزدیکتر نشستن به آقا، فضاهای خالی بین صفهای نماز را پر میکردند. چنددقیقه نگذشته که یکدفعه خیلیها متحیر میمانند؛ آقا که دیگر قرار نیست بیاید.
معجزه خون
مرگ در یک روز معمولی، وسط کارهای ناتمام فرا میرسد و جهان پس از آن خیلی عادی ادامه خواهد یافت. گویی اصلا اتفاقی رخ نداده.اما شهادت در یک روز سرنوشتساز، به عنوان مهمترین رسالت تاریخی بشر فرا میرسد و پس از آن جهان هرگز مثل قبلش نخواهد بود. گویی نوری تازه در آسمان تابیده و زمین به خون شهید، روح و ج…نمایش بیشترنمایش گزارش