ضرورت شفافیت عقلانیت سیاسی واقع‌گرا در ایران !؟

اخیرا حجت الاسلام احمدحسین شریفی در فارس محتوایی با عنوان «نظریه مقاومت: از مردان میدان تا مردان اندیشه» منتشر کردند که قرار است از آن رمز گشایی کنم!؟بنظر می رسد سخنان شریفی به غیر از مخاطب عام یک مخاطب خاص داشته است: حجت الاسلام غلامی عضو هیئت‌علمی و همکار سابق شریفی . چند روز پیش دکتر غلامی پستی در اینستاگرام منتشر کرد که پرده از مختصات دقیق عقلانیت سیاسی واقع‌گرای مدنظر ایشان برداشت: غلامی صراحتا ادبیاتی خاص به کار برد و حماس را گروگان گیر (هم فلسیطنینان و هم شهروندان اسرائیلی) دانست!؟ و جمهوری اسلامی را به حمایت مشروط از این گروه توصیه کرد..پیش تر در محتوایی با عنوان «پاسداشت اردیبهشت» قول داده بودم به نقد جریانی کنگره علوم انسانی اسلامی، مجمع عالی و عملکرد دکتر غلامی (رئیس آن) اهتمام ورزم . این محتوا تلاشی در همان راستا ست اما هنوز برای ارائه نقد نهایی عجله ای ندارم.

مختصاتی از عقلانیت سیاسی واقع‌گرایی که مشخص شد!؟

دو روز پیش حجت الاسلام احمدحسین شریفی در فارس محتوایی با عنوان «نظریه مقاومت: از مردان میدان تا مردان اندیشه» منتشر کردند که رمز گشایی از این محتوا نیازمند مراجعه به اینستاگرام است!؟بنظر می رسد این سخنان حجت الاسلام احمد حسین شریفی به غیر از مخاطب عام یک مخاطب خاص داشته است: حجت الاسلام غلامی عضو هیئت‌علمی و همکار سابق دکتر شریفی .مطالب و نقدهای دکتر غلامی پس از عزل از ریاست مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی بواسطه مساعدت دوست و همکار سابق شان (دکتر جهان بین) گهگاه در روزنامه فرهیختگان منتشر می شود. سوم شهریور ماه بود که محتوایی از ایشان با عنوان « ضرورت شکل‌گیری عقلانیت سیاسی واقع‌گرا در ایران امروز » منتشر شد. حالا با پستی که چند روز پیش دکتر غلامی در اینستاگرام منتشر کردند مختصات دقیق عقلانیت سیاسی واقع‌گرای مدنظرشان را مشخص کردند. ایشان صراحتا ادبیاتی به کار بردند و حماس را گروگان گیر (هم فلسیطنینان و هم شهروندان اسرائیلی) دانستند!؟ جمهوری اسلامی را به حمایت مشروط از این گروه توصیه کردند.پیش تر در محتوایی با عنوان «پاسداشت اردیبهشت» قول داده بودم به نقد جریانی کنگره علوم انسانی اسلامی، مجمع عالی و عملکرد دکتر غلامی (رئیس آن) اهتمام ورزم . این محتوا تلاشی در همان راستا ست اما هنوز برای ارائه نقد نهایی عجله ای ندارم.

مخاطب مستتر در محتوای شریفی

حجت الاسلام شریفی در محتوای منتشره با عنوان «نظریه مقاومت: از مردان میدان تا مردان اندیشه» از ضرورت توجه به مقاومت در عرصه های مختلف گفتند و در پایان هم اینگونه نوشتند:« مردان میدان، علیرغم فراز و فرودهای فراوان، وظایف و تکالیف خود را به خوبی انجام می‌دهند. اما مع الاسف بُعد اندیشه‌ و نظر و دانش، هنوز مردان خود را پیدا نکرده است! هنوز آنگونه که شایسته است، اهمیت آن برای ارباب فکر و نظر شناخته نشده است! نه در حوزه‌های علمیه و نه در دانشگاه‌های کشور هیچ تلاش معتنابه و قابل ذکری در تبیین و تشریح ابعاد مختلف نظریه مقاومت انجام نگرفته است. هنوز هم موضوعاتی مثل «فقه مقاومت»، «فلسفه مقاومت»، «اخلاق مقاومت»، «جامعه‌شناسی مقاومت»، «روان‌شناسی مقاومت»، «ادبیات و فرهنگ مقاومت» از موضوعات تازه و نیازهای جدی جبهه جهانی مقاومت است.ای کاش فقها و علمای عظام در حوزه‌های علمیه و فیلسوفان و دانشمندان علوم انسانی کشور وظیفه علمی و نظری خود را در این عرصه به خوبی بشناسند و عمل کنند. دست کم به جای برخی از درس‌های تکراری فقه طهارات و نجاسات، فقه صوم و صلاة و امثال آنها، چند درس در حوزه‌های مرتبط با مقاومت ارائه دهند. و ای کاش به جای ....»شاید برای مخاطب عام محتوای دکتر شریفی گنگ و مبهم باشد اما برای من، آقای شریفی،دکتر غلامی و هم سنخ هایمان مخاطب این پیام یکیایک ما و از همه مهم تر حجت الاسلام غلامی ست با یادآوری حجم کاری که هنوز پیش رویمان هست!؟رمز گشایی از محتوای دکتر شریفی نیازمند مراجعه به اینستاگرام است!؟

اینستاگرام؛ جای بحث علمی و تعامل ملی نیست!؟

اینستاگرام فیلتر شده؛ محملی شده است برای برقراری ارتباط نه تنها عامه مردم؛ بلکه نخبگان و فرهنگیان و سیاستمداران!؟ با عرض تاسف از اینکه بستر گفتگوی ایرانیان هم شده است یک نرم افزار خارجی ؛ خوشحالم که اعلام کنم این نقد و گفتگوی ملی مان را به کمک فارس در بستر یک نرم افزار ملی با همه ایرانیان به اشتراک گذارده ام.کمتر از یک هفته پیش رئیس اسبق مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم دکتر غلامی در صفحه اینستاگرام خویش محتوایی را در نقد طوفان الاقصی، عملکرد حماس و کیفیت ارتباط جمهوری اسلامی با گروه مقاومت حماس قرار داده بود که بسیار تعجب برانگیز بود.ایشان اگرچه از منظر نگاه مسئله محور هم به موضوع ورود پیدا کرده بودند اما چون حکم صادر کرده بودند و ادبیات خاصی در متن شان بکار گرفته بودند و البته این مطلبشان متعاقب و پیرو محتوای قبلی شان در روزنامه فرهیختگان منتشر شده بود. جمیع عوامل با هم دست به دست هم می داد تا بگوییم عملا بیش از اینکه این محتوایشان نوعی کنشگری علمی و مسئله محور به موضوع بحث باشد؛ نوعی ورود سیاسی به موضوع و مسئله است یا حداقل از منظر ما (همراهان و همفکران سابق ایشان) چنین استنباطی صورت می گیرد.

همیشه پای مسئله ای در میان است!؟

دکتر غلامی که در اواخر منصب شان در دولت شهید رئیسی به سبب حوادث 1401 ، عملکرد ضعیف و رویکردهایشان مورد غضب وزارت و وزیر علوم قرار گرفته بودند با روی کار آمدن دولت وفاق ملی به مشاورت فرهنگی ایران در وین منصوب شدند و تحرکات ایشان از منظر ما بیش از انکه رنگ و بوی علمی داشته باشد ، رنگ و بوی سیاسی دارد !؟اما اینکه چرا حجت الاسلام غلامی علیرغم داشتن وبگاه با دامنه ای به نام خودشان، علیرغم فرصت روزنامه فرهیختگان ترجیح می دهند محتوای مدنظرشان را در اینستاگرام مطرح کنند مسئله ای ست قابل تامل ؟ مسئله ای که هم ایشان، هم سیاسیون، هم امنیتی ها و هم اساتید و متفکران بایستی به آن فکر کنند و پاسخ بدهند؟

شاخصه های عقلانیت سیاسی واقع‌گرا از منظر غلامی

غلامی در یادداشتش برای روزنامه فرهیختگان درباره عقلانیت سیاسی واقع‌گرا اینگونه نوشته است:عقلانیت سیاسی واقع‌گرا در ایران اتخاذ سیاست‌هایی است که اهداف و ارزش‌ها را بر اساس ادغام آرمان‌ها با واقعیت‌ها بازتعریف می‌کند و بر رضایت آگاهانه اکثر مردم استوار است. این رویکرد محدودیت‌های ساختاری نظام، قدرت واقعی بازیگران مختلف، توان و تاب‌آوری جامعه برای پذیرش تحولات و موقعیت ژئوپلیتیک ایران در روابط منطقه‌ای و بین‌المللی را در نظر می‌گیرد. بر این اساس، تصمیمات بر پایه تحلیل دقیق هزینه- فایده گرفته می‌شود، مسائل بر اساس اهمیت و امکان‌پذیری اولویت‌بندی می‌شوند و راه‌حل‌های تدریجی و پایدار انتخاب می‌شوند تا از طریق کار در چهارچوب امکانات موجود و قابل حصول، به تدریج محقق شوند. در اتمسفر این نوع از عقلانیت، این راه‌حل‌ها، بدون ایجاد مقاومت‌های غیرضروری یا تغییرات ناگهانی که پیامد‌های منفی و غیرقابل کنترل داشته باشد، تعیین و پیگیری می‌شود.مؤلفه‌های عقلانیت سیاسی واقع‌گرا از منظر غلامی عبارتند از :1. گشودن افق آرمان‌ها در بستر واقعیات پیچیده2. مشروعیت مبتنی بر رضایت آگاهانه3. شناخت دقیق محدودیت‌های ساختاری4. تحلیل هزینه- فایده جامع5. اولویت‌بندی بر اساس اهمیت و امکان‌پذیری6. تدریجی‌گرایی شفاف و سازنده7. نگاه سیستمی به مسائل8. فرصت‌سازی از امواج تازه جهانیغلامی با خروج از وزارت علوم با انتشار مطلبی در فرهیختگان مدعی تطور در شناختش می شود و مادامی که به شدت انتقادی و تحلیلی می اندیشد مدعی ست که بایستی نگاه نظام مند داشت.

تیغ تیز نقد غلامی بر گردن حماس

غلامی اگر نظام مند می اندیشد و مدیریت می کرد هیچگاه جریانی که با پشتوانه عالی رتبه ترین فرد نظام حمایت می شد به خمودگی نمی گرایید اتفاقا چون ایشان تحلیلی و جزء به جزء به امور می اندیشد حتی رابطه اش با همفکرانش را منقطع کرد به امید اینکه مورد استقبال روشنفکران و اساتیدی قرار گیرد که در زمان تصدی اش بر موسسه وزارت علوم نتوانسته بود با آنها ارتباط بگیرد.البته در این مسیر غلامی تنها نبوده است بلکه روزنامه فرهیختگان (ارگان رسانه ای دانشگاه آزاد) همراهی خاصی در انتشار افکار و یادداشت های غلامی داشته است. شاید گروهی از جریان علوم انسانی اسلامی پس از رخداد 1401 سعی داشته اند با شوک درمانی با جامعه دانشگاهی و علمی ارتباط برقرار کنند غافل از اینکه وارد کردن شوک به قلب موجود زنده و سرحال می تواند او را به وقوع سکته منتهی سازد!؟با انتشار پست غلامی عملا مشخص شد که حماس علاوه بر اینکه فاقد ویژگی های یاد شده غلامی ست شایسته حمایت ایران هم نیست!؟ و ایران بایستی تجدید نظر اساسی در رفتارش با گروه های مقاومت فلسطین و البته شاید آرمان فلسطین کند!؟البته غلامی به این صراحت موضوع را بیان نمی کند اما فحوای کلامش همین است.شاید غلامی با این کنشگری هایش در حال ساخت جناح و حزبی ست که قرار است وفاقی ها را برای سالهای متمادی در صدر سیاست ایران همچنان نگه دارد. اما توصیه من به ایشان و احیانا حامیانش اینست که غلامی ظرفیت چنین کاری را ندارد. پیش از اینکه به لحاظ سیاسی و حیثیتی دچار ضرر شوید دست از سر این خیال خام بردارند. دلیل : تجربه جریانی ایشان در علوم انسانی اسلامی!؟

همکاری اساتید سه گانه

خبرگزاری فارس یک رسانه عمومی ست و با وجود مخاطب عام موظفم نام ها و روابط سه استادی را که در این متن از آنها نام بردم برای مخاطبانم شفاف کنم.با وقوع انقلاب اسلامی در ایران؛ دانشگاه به محملی برای ادامه انقلاب بدل شد. از تسخیر سفارت امریکا توسط دانشجویان که عنوان انقلاب دوم گرفت تا پدیده ای موسوم به انقلاب فرهنگی که به بسته شدن دانشگاه ها در جمهوری اسلامی منجر شد همگی در بستر دانشگاه بوقوع پیوستند. در طی سالیان حاکمیت حجمهوری اسلامی دانشگاه هیچ وقت از انقلاب دور و جدا نبود. رد پای دانشگاه در همه وقایع 78 ،88 ، 98و حتی 1401 به خوبی دیده می شود و حتی اگر قرار است ایران به صلاح و رستگاری یا توسعه و پیشرفت یا حتی افول و اضمحلال برسد باز هم نقش دانشگاه و نهاد علم در این میان کاملا نقشی حیاتی ست.با این تفاسیر نظام برای دانشگاه همیشه برنامه داشته است. همانطور که برای عرصه های پزشکی، هسته ای، موشکی،سلول های بنیادی، فضایی، نانو و حتی هوش مصنوعی برنامه داشته است. شاید عامه مردم بیشتر از لنز رسانه ها و احزاب فقط محدودیت های اعمال شده بر اساتید مثل بازنشستگی های اجباری را در دوره هایی خاص دیده باشند و از این قبیل موارد را شنیده باشند. اما یکی از برنامه های نظام در حوزه آموزش عالی و دانشگاه به طور خاص تربیت نسلی از مدیران دانشگاهی و تحصیل کرده برای راهبری تمدنی و علمی دانشگاه و بروز و ظهور شخصیت واقعی ایرانیان در حوزه علم بوده است.اساتیدی که در حوزه علوم انسانی و البته فلسفه علم و دانشگاه فعال باشند. ضمن اینکه از شاگردی غرب ابایی نداشته باشند اما ترسی هم برای خارج شدن از سایه هژمونی علمی غرب نداشته باشند. (همانگونه که در موشکی، هسته ای، سلول های بنیادین و حتی پزشکی روی داد.)

بازگشت به نقطه صفر؟

مشارکت علمی واقعی ایران در روند جهانی علم و نه تنها دنباله روی صرف و بی چون و چرای ایران از نسخه های علمی غربیان حداقل سهمی ست که بایستی از این رهگذر عاید ما شود.با این تفاسیر؛ جمعی از دانش آموختگان دانشگاه و حوزه پس از سلسله نشست اندیشه های راهبردی در محضر رهبر انقلاب با هدایت حاکمیت و نظام؛ جمعی علمی را موسوم به کنگره علوم انسانی اسلامی راه اندازی کردند که دکتر فرزاد جهان بین (معاون فعلی فرهنگی هنری دانشگاه آزاد)، دکتر احمدحسین شریفی و دکتر رضا غلامی در این مسیر با هم همراه و همکار بوده اند.هر کدام در سمتی مشغول به فعالیت شدند و تا اینکه با عزل دکتر غلامی رئیس این جریان از سمت معاونت فرهنگی وزارت علوم؛ هم جریان علمی به کما رفت و هم ارتباطات از هم گسست. جریانی علمی که قرار بود در دانشگاه ها بستری امن، ایمن و علمی برای ایفای نقش درست اساتید و دانشجویان در جمهوری اسلامی ایران فراهم بیاورد با تدابیری ناسنجیده در طول عمر فعالیتش حتی به درستی نتوانسته است با خودش به گفتگو بنشینید و با رفتارهای هیجانی و رویکردهایی متاثر از هوش هیجانی مدیران و راهبرانش به نقطه آغاز برگشته است. نقطه ای که در آن شریفی علما و فقها را به وظیفه شناسی توصیه می کند و غلامی حرف هایی می زند که پیش تر از زبان روشنفکران و رسانه های داخلی و خارجی و حتی عوام بارها زده شده است!؟#علم#غزه#حماس#ایران#جنگ#جمهوری_اسلامی#دانشگاه#علوم_انسانی#علوم_انسانی_اسلامی#شهید_رئیسی#دولت#سیاست#فلسطین
15:16 - 27 مهر 1404
سیاست
علم و پیشرفت
حوزه و دانشگاه

8 نقل قول2 واکنش
58٫8k بازدید