به نظرم در موضوع پروژه های عمرانی، با هدف محرومیت زدایی و توانمندسازی مردم در حوزههایی مثل کشاورزی، کشت گلخانهای، آبرسانی زمینهای دچار کمبود منابع آب، لایروبی و مدیریت روانابها، برای جلوگیری از سیل و استفاده در کشاورزی این مناطق و پروژههایی از این دست، روی نیروهای متخصص و غیرمتخصص آماده به کار که نزدیک به دو سال از بهترین سالهای عمرشان را برای خدمت سربازی سپری کردهاند، حساب باز کرد و همچنین در پروژههای عمرانی که نفع آن به عموم مردم میرسد نیز از این نیروی انسانی استفاده نمود. به جای اینکه سرباز زمان خود را در پادگانها صرف کند بعد از آموزش دوره رزم، با توجه به توان و تخصصی که دارد ترجیحاً در استان بومی خودشان در پروژههای عمرانی که از سوی دولت یا هر سازمان متولی تعریف میشود به کار گرفته شود و یک ارگانی هم مسؤولیت اداره کلان را به عهده بگیرد. برای تأمین منابع مالی هم در بحث نیروی انسانی که هزینه اضافه چندانی ندارد در موضوع تجهیزات میتواند با کمترین هزینه تأمین شود که بخشی از این هزینه را دولت و بخشی دیگر را مردم آن منطقه تحت عنوان مالیات و از محل درآمدهایی که از آن پروژه حاصل میشود تأمین کرد. ضمن اینکه اگر این پروژهها همسو با پروژههای عمرانی دولت باشد با توجه به کاهش شدید هزینهها، هم دولت از آن استقبال خواهد کرد و هم مجلس تسهیلات قانونی لازم را برای آن مصوب میکند. حتی اگر به صورت گلخانهای هم این اتفاق بیفتد و برای آن برنامهریزی شود این رویه به سرعت میتواند به مناطق مختلف گسترش پیدا کند و به نظرم نتایج مثبتی هم در محرومیتزدایی میتواند داشته باشد. برای نیروی سرباز هم با توجه به اینکه در شهر خودش به آبادانی شهرش کمک میکند یک انگیزه برایش فراهم میشود ضمن اینکه برای سرباز هم مشوقهایی در زمان خدمت و هم بعد از پایان خدمت به وجود میآید که انگیزه بالاتری پیدا میکند.