شمارش معکوس برای احداث راه آهن تبریز چشمه ثریا / مسیرریلی برای تاجران جذاب است؟
درشرایطی که اجرای پروژه های ملی مانند راه اندازی پروژه خط ریلی تبریز – چشمه ثریا به عنوان پل ارتباطی بین آسیا و اروپا عمل کرده که حتی عبور بخش کوچکی از این کالاها از خاک ایران، سالانه دهها میلیارد دلار درآمد ترانزیتی برای کشور به همراه خواهد داشت که اخیرا مطالعات احداث این خط آهن آغاز شده و نقشه های آن جهت عقد تفاهم نامه و انتخاب پیمانکار آماده شده است.
به گزارش فارس، گروسی مدیرعامل منطقه آزاد ماکو درخصوص اهمیت این خط ریلی گفت: ایران از طریق این خط ریلی به یک مسیر ریلی یکپارچه و بدون توقف تبدیل میشود و اینجا جایی است که خط ریلی چین میتواند بدون توقف به اروپا متصل شود و اگر تنها ۱۰ درصد این مبادلات از مسیر ایران بهویژه منطقه آزاد ماکو عبور کند، رقمی نزدیک بر ۱۰۰ میلیارد دلار عاید کشور خواهد شد و این فرصتی استثنایی است که میتواند اقتصاد ملی را متحول و ماکو را به مرکز مبادلات شرق آسیا و اروپا تبدیل خواهد کرد. در واکنش به سخنان مدیرعامل سازمان منطقه آزاد ماکو درباره ظرفیتهای خط ریلی تبریز – چشمهثریا، یادداشتی منتشر شده که رقم ۱۰۰ میلیارد دلار را «عدد تخیلی» و «مربوط به صاحبان کالا» دانسته است. این برداشت نادرست است و نیازمند توضیح دقیقتر میباشد.مدیرعامل منطقه آزاد ماکو تصریح کرده است: کل ارزش مبادلات چین و اروپا سالانه اگر به هزار میلیارد دلار برسد و اگر تنها ۱۰ درصد از این مبادلات در ایران جذب بشود، درآمد ایران از محل خدمات و لجستیک (نظیر حملونقل ریلی و جادهای، انبارداری، بیمه، مالیات، عوارض گمرکی و خدمات پشتیبانی) میتواند به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برسد.بنابراین منظور از رقم اعلامشده، ارزش مستقیم کالاها نبوده، بلکه سهم بالقوه ایران از اقتصاد خدماتی و زنجیرهای است که با میزبانی این کریدور شکل میگیرد. به بیان دیگر، سود ایران فقط محدود به «کرایه حمل» نیست؛ بلکه شامل مجموعهای از منافع جانبی و پایدار است: اشتغالزایی گسترده در حوزههای مختلف از نیروی انسانی حملونقل تا خدمات پشتیبانی. سرمایهگذاری زیرساختی در جادهها، پایانهها، گمرکات و مراکز لجستیکی. درآمدهای مالیاتی و گمرکی از شرکتها و فعالیتهای مرتبط.
با راهاندازی چنین مسیر مهمی، تقاضا برای نیروی کار در بخشهای مختلف به شدت افزایش مییابد ؛ به طوری که از رانندگان کامیون و کارگران بارانداز گرفته تا متخصصان گمرک، کارمندان شرکتهای حملونقل و کارکنان خدمات پشتیبانی (مانند رستورانها، هتلها و پمپ بنزینها) که در طول مسیر فعالیت میکنند، همگی از این رونق منتفع میشوند و این مشاغل نه تنها به کاهش بیکاری کمک میکنند، بلکه با افزایش قدرت خرید، به رونق اقتصادی محلی و ملی نیز میانجامد. ازسویی دیگر، برای مدیریت حجم عظیم کالاها، سرمایهگذاریهای قابل توجهی در توسعه زیرساختهای حملونقل مانند جادهها، پایانهها، انبارها و گمرکات انجام میشود که این سرمایهگذاریها نه تنها برای تجارت بینالمللی ضروری است، بلکه سطح کیفیت زیرساختهای کشور را نیز ارتقا داده و در بلندمدت به نفع همه شهروندان خواهند بود.همچنین علاوه بر درآمد مستقیم حاصل از حملونقل، دولت از منابع مالی دیگری مانند عوارض گمرکی، مالیات بر درآمد شرکتها و افراد مرتبط با این تجارت و همچنین مالیات بر ارزش افزوده (VAT) که بر روی خدمات و کالاهای مرتبط اعمال میشود، کسب درآمد میکند؛ بنابراین میزبانی یک مسیر تجاری مهم، نفوذ ژئوپلیتیکی یک کشور را در منطقه و جهان افزایش میدهد که حتی منجر به بهبود روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای دیگر و جذب سرمایهگذاریهای خارجی بیشترخواهد شد.
بنابراین ادعای مطرح شده تنها بر یک بخش بسیار کوچک و مستقیم از معادله اقتصادی تمرکز دارد و تمام منافع گسترده و زنجیرهای را نادیده میگیرد همچنین ارزش ۱۰۰ میلیارد دلار برای صاحبان کالا ممکن است به طور مستقیم به حساب دولت واریز نشود، اما جریان مالی و اقتصادی عظیمی که ایجاد میکند، منافع بسیار بیشتری را از طریق ایجاد شغل، توسعه زیرساختها، درآمدهای مالیاتی و تقویت موقعیت ژئوپلیتیک نصیب کشور خواهد کرد.البته برخی از منتقدان نیز براین باورند که مسیرهای ریلی دارای ظرفیت کافی و جذابیت کافی برای تجار و شرکت های حمل ونقل و فورواردرها نیست؛ این درحالی است که حملونقل ریلی به ویژه برای کالاهای حجیم و سنگین در مسافتهای طولانی، به دلیل هزینه کمتر در مقایسه با حملونقل جادهای و ظرفیت بالای واگنها، برای تاجران مقرون به صرفه تر است و حتی از نظر ایمنی بالاتر و آسیبپذیری کمتر در برابر شرایط جوی نسبت به حملونقل جادهای و دریایی برتری دارد، که باعث کاهش ریسک آسیب به کالا میشود.
15:38 - 30 شهریور 1404