آيهای که شاخصهای وحدت را دقیقتر معرفی میکند
آیه أَشِدّٰاءُ عَلَى اَلْكُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَيْنَهُمْ، معیار وحدت را مشخص میکند و کلمات عمیق آن اشتراکات را توضیح میدهد و دوست از دشمن با شاخص دقیق تفکیک میشود و راه افراط و اغراق و غلو را میبندد.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، رهبر معظم انقلاب در پیام هشتم شهریور به مناسبت هفته وحدت فرمودند: مسلمین باید «اَشِّداءُ عَلی الکُفّار، رُحَماءُ بَینَهُم» را محور فکر و بیان و عمل خود قرار دهند و مقصود از وحدت آن است که در سطح عمومیِ جوامع اسلامی، نقاط مشترک بین همگان، محور و اصل قرار گیرد.البته سعی میشود تا به پشتوانهی استدلال و در عین رعایت همهی شئونِ برادری و همراهی و به همان گونه که از آموزههای قرآنی برمیآید، در کمال صلح و صفا نقاط افتراق، تبدیل به نقاط مشترک گردد.ایشان فرمودند: هرگاه هر یک از دو بخش این پیام آسمانی، از مرحلهی عمل مسلمین دور شود، آنان هم از آن جایگاه عزّتی که به حق در مدینةالاسلام واجد آن شده بودند دور خواهند گشت، و این قاعدهای است که تخلّف ندارد. این قاعده یکی از اصول و پیامهای اساسی انقلاب اسلامی است.برای تبیین بیشتر این توصیه وحدتبخش باید در آیه مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللّٰهِ وَ اَلَّذِينَ مَعَهُ أَشِدّٰاءُ عَلَى اَلْكُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَيْنَهُمْ (فتح٢٩) تدبر کرد.
کشف عمق آیه با تفسیر قرآن به قرآن
این آیه چند نکته دارد: معیار وحدت را مشخص میکند و کلمات عمیق آن اشتراکات را توضیح میدهد و دوست از دشمن با شاخص دقیق تفکیک میشود و همین دقت و عمقِ معنایی، راه افراط و اغراق و غلو را میبندد.با کمک تفسیر قرآن به قرآن معانی عمیق این آیه را میتوان یافت: -معیار تشکیل جبهه خودی، معیت با رسولالله و میراث مشترک او است. کسی که رسولالله یعنی دین اسلام را امام و حاکم و رهبر خود میداند، در جبهه خودی جای میگیرد. محور اشتراکات میراث رسولالله صلیالله علیه و آله است.اما نباید سهلانگارانه با تمرکز بر برداشتهای متکثر، جنبههای غیرمشترک را پررنگ کرده و اشتراکات را تضعیف کرد بلکه مسیر صحیح برعکس است یعنی نقاط اختلاف باید با کمک نقاط اشتراک، به وحدت تبدیل شود.ممکن است این فرایند تبدیل دفعی نباشد ولی راه وحدت تحمیل برداشتها نیست بلکه مداومت بر اصول این آیه و دیگر محکمات سوره مبارک فتح است.
معنای رحمت درونی مسلمانان در قرآن
- رحمت درونی مسلمانان در این آیه معنایی ملازم با نرم بودن و تسلیم بودن دارد و شدید بودن معنایی نزدیک به عزت و نفوذناپذیری است. آیه فَسَوْفَ يَأْتِي ٱللَّهُ بِقَوْمࣲ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُۥٓ أَذِلَّةٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى ٱلْكَٰافِرِينَ (مائده٥٤) شبیه به این آیه است و آن را تفسیر میکند.رحمت با ذلیل بودن و شدت با عزیز بودن تفسیر میشود. ذلیل بودن مؤمن در برابر مؤمن در نامه۳۱ نهجالبلاغه تفسیر شده است که امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید آنچنان با برادرت باش که گویی تو بنده او و او ولیّنعمت توست؛ اِحْمِلْ نَفْسَكَ مِنْ أَخِيكَ عِنْدَ صَرْمِهِ عَلَى اَلصِّلَةِ وَ عِنْدَ صُدُودِهِ عَلَى اَللَّطَفِ وَ اَلْمُقَارَبَةِ وَ عِنْدَ جُمُودِهِ عَلَى اَلْبَذْلِ وَ عِنْدَ تَبَاعُدِهِ عَلَى اَلدُّنُوِّ وَ عِنْدَ شِدَّتِهِ عَلَى اَللِّينِ وَ عِنْدَ جُرْمِهِ عَلَى اَلْعُذْرِ حَتَّى كَأَنَّكَ لَهُ عَبْدٌ وَ كَأَنَّهُ ذُو نِعْمَةٍ عَلَيْكَ یعنی نسبت به برادرت خودت را عادت بده تا وقتی از تو برید به او وصل شوی و هنگام روگردانی نزدیکش بروی... گویا تو بنده او هستی و او صاحب نعمت بر توست.- باروحیه تکفیری نباید بدون دلیل مؤمن را از زمره مؤمنین خارج دانست. روحیه تکفیری یعنی افراط در تکفیر و تنگنظری نسبت به اعتقادات دیگران.بدون برهان و تبیّن لازم نمیتوان صرفاً با ظن و حدس و از روی ظاهر یا ارتکاب برخی خطاها، به مؤمنین تهمت کفر چسباند. همچنان که در قرآن آمده لاٰ تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقىٰ إِلَيْكُمُ اَلسَّلاٰمَ لَسْتَ مُؤْمِناً... فَتَبَيَّنُوا (نساء٩٤) یعنی به کسانی که نزد شما اظهار اسلام میکند، نگویید مؤمن نیستی پس تحقیق و بررسی کنید.
اشداء علیالکفار وحدت را تقویت میکند
-معیار شدت و سرسختی، کفر است یعنی معیار خطاکار بودن نیست پس با مؤمن ضعیفالایمان نباید شدید رفتار کرد. با مؤمنین ضعیف باید از روی عفو و رحمت برخورد کرد چون آنها همچنان در جبهه خودی و عضو خانواده اسلام هستند پس این آیه قرآن را فراموش نکنیم که شدت باید به سمت کافر باشد. -با تقویت روحیه شدت با کفار، میتوان رحمت درونی را تقویت کرد همچنان که دشمن مشترک وحدتآفرین است. اگر بهجای عیبجویی بین همراهان رسولالله، بر دشمنی دشمن تمرکز شود، این تمرکز موانع رحمت درونی اسلام را کم میکند.
بعضی ظاهرا در جبهه خودی هستند
-کسانی که علیرغم رحمت درونی، ولایت کفار را دارند در معیت با رسولالله دچار اختلال هستند و بلکه جزو کفار محسوب میشوند؛ همچنان که قرآن میگوید يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا آبٰاءَكُمْ وَ إِخْوٰانَكُمْ أَوْلِيٰاءَ إِنِ اِسْتَحَبُّوا اَلْكُفْرَ عَلَى اَلْإِيمٰانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ (برائت ٢٣).یعنی ای کسانی که ایمان آوردید ولایت پدران و برادران خود را نپذیرید، اگر کفر را بر ایمان ترجیح میدهند و هر کس ولایت آنان را بپذیرد از آنان شده است. به همین دلیل کسانی که از نظر قلبی و اعتقادی با دشمن همراهی میکنند، دیگر معیت و همراهی ظاهری آنها با اسلام نباید ملاک باشد.به زبان دیگر، در میان کسانی که شهادت به رسالت رسولالله میدهند منافقین دروغگو هم هستند که باید آنها را دشمن خواند و از آنها حذر کرد. نشانه منافقین همراه رسولالله این است که از توسل به رسول و طلب استغفار از او رویگردان هستند: وَ إِذٰا قِيلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اَللّٰهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ (منافقون٥). معیت آنها با رسولالله زبانی است و مستکبرانه از ایشان برای پاککردن آلودگیهای خود کمک نمیگیرند. آنها امیدی به پیروزی جبهه خودی ندارند و برای آن هزینه نمیکنند: هُمُ اَلَّذِينَ يَقُولُونَ لاٰ تُنْفِقُوا عَلىٰ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اَللّٰهِ حَتّٰى يَنْفَضُّوا وَ لِلّٰهِ خَزٰائِنُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ لٰكِنَّ اَلْمُنٰافِقِينَ لاٰ يَفْقَهُونَ (منافقون٧).
راه اعتدال در برخورد با منافقان وحدتشکن
این دو آیه در سوره منافقون نشان میدهند معیت منافقانه با رسولالله حداقل دو نشانه دارد: اول اینکه معیت و بودن با رسولالله موجب نمیشود در رفع آلودگیها خود را به ایشان محتاج ببینند و دوم اینکه نسبت به کسانی که نزد رسول خدا هستند، دوستی ندارند و نمیخواهند این معیت آنها ادامه داشته باشد. چنین کسانی را نباید با رسولالله پنداشت بلکه دشمنی هستند که باید از آنها حذر کرد. البته مبارزه با نفاق نباید باروحیه تکفیری خلط شود چون مرز بین حذر از منافق و تکفیر گاه باریک است. نباید عجولانه و باروحیه تکفیری برچسب نفاق زد بلکه غربال حوادث روزگار منافقین را آشکار خواهد کرد و تا نشانهها کاملاً آشکار نشدهاند، نباید وحدت را نقض کرد.لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ اَلْمُنٰافِقُونَ وَ اَلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ اَلْمُرْجِفُونَ فِي اَلْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لاٰ يُجٰاوِرُونَكَ فِيهٰا إِلاّٰ قَلِيلاً (احزاب ٦٠). اگر منافقین و امثال آنها دستبردار نبودند بر علیه آنها اقدام میشود.نکته پایانی این است که در زمان فقدان پیامبر چگونه برای وحدت بر محوریت ایشان تمرکز کنیم؟ پاسخ اول این است که میراث رسالت یعنی قرآن و دین اسلام را معیار قرار بدهیم. پاسخ دوم این است که بدانیم در هر زمان امام آن زمان جانشین رسولالله است و محور وحدت قرار میگیرد. محور دوم عمیقتر است و عمل به آیات معیت با رسولالله را ملموستر میکند.ولی درک این محور درجات دارد و برای همه مسلمانان ساده نیست. برای رسیدن به این حقیقت نباید وحدتشکنی کرد بلکه باید به شاخصههای وحدت عملکرد تا بهتدریج و به اراده الهی، نشانهها محور اصلی وحدت را به همه بشناسانند.#وحدت#اشداء_علی_الکفار#رحماء_بینهم#سوره_فتح#هفته_وحدت 16:07 - 13 شهریور 1405