ورشکستگی مالی آمریکا در افقی نزدیک
ایالات متحده آمریکا در حالی با بیش از ۴۰ تریلیون دلار بدهی ملی و میلیاردها دلار هزینه بهره روزانه دست به گریبان است که عمق بحران اقتصادی آن، هرگونه توانایی برای رویارویی مؤثر با ایران را به چالش کشیده است. آنچه واشنگتن تحت عنوان جنگ با تهران دنبال میکند، در واقع انحراف راهبردی از واقعیت ورشکستگی قریبالوقوعی است که خود را در تار و پود اقتصاد این ابرقدرت آشکار ساخته است.
بدهی امریکا و عبور از مرز ۴۰ تریلیون دلاربدهی ملی آمریکا در شهریور ماه ۱۴۰۵(مطابق با آگوست ۲۰۲۶) از مرز ۴۰ تریلیون و ۱۲۰ میلیارد دلار عبور کرد . این رقم نجومی که با نرخ سرسامآور ۱۰ میلیون دلار در دقیقه در حال افزایش است، به عنوان یکی از بزرگترین چالشهای ساختاری اقتصاد این کشور مطرح میشود. برای درک ابعاد این بحران، لازم است فراتر از اعداد و ارقام، به ریشههای اقتصادی و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن پرداخته شود.۱. ریشههای ساختاری کسری بودجه:دولت فدرال آمریکا سالهاست که با کسری بودجه مزمن دست و پنجه نرم میکند. این کسری عمدتاً ناشی از دو عامل اصلی است:هزینههای جاری و نظامی: هزینههای کلان نظامی، راهاندازی جنگها و مداخلات خارجی (مانند کودتاها و تحریمها) بخش بزرگی از بودجه را به خود اختصاص داده است. در کنار آن، هزینههای درمانی و تأمین اجتماعی (Social Security) به دلیل تغییرات جمعیتی (پیری جمعیت) با جهش قابل توجهی روبرو شده است. پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۳۰، روزانه ۱۰,۰۰۰ نفر به جمعیت بالای ۶۵ سال افزوده شود که این امر فشار بر صندوقهای بازنشستگی و مدیکر را تشدید میکند.فرار مالیاتی و نابرابری: سیاستهای مالیاتی در دهههای اخیر به نفع ثروتمندان و شرکتهای بزرگ تنظیم شده است. سرمایهداران بزرگ آمریکایی با استفاده از روزنههای قانونی، از پرداخت مالیات واقعی بر درآمد خودداری میکنند که این امر باعث کاهش درآمدهای دولت و افزایش فشار بر اقشار متوسط و پایین جامعه شده است.
۲. بهره، عامل شتابدهنده سقوط:یکی از هشداردهندهترین جنبههای بدهی ملی، هزینه سرسامآور بهره آن است. بر اساس گزارش اداره بودجه کنگره آمریکا (CBO)، در ده ماه اول سال مالی ۲۰۲۶ (از اکتبر ۲۰۲۵ تا ژوئیه ۲۰۲۶)، خالص پرداخت بهره بدهی عمومی به رقم خیرهکننده ۹۶۳ میلیارد دلار رسیده است . این رقم به معنای پرداخت روزانه ۳.۱۸ میلیارد دلار بهره است .با توجه به نرخ بهره فعلی (در محدوده ۴.۷ تا ۴.۸۵ درصد) و نزدیک شدن به "نقطه جوش" ۵ درصد، پیشبینی میشود که در یک دهه آینده، هزینه بهره معادل کل اصل بدهی باشد. به عبارتی، دولت آمریکا مجبور است صرفاً برای پرداخت بهره بدهیهای گذشته، پول قرض کند و این یک چرخه معیوب است که به "بازی پانزی" مالی شباهت دارد.۳. نرخ بهره و فشار بر اقتصاد جهانی:افزایش نرخ بهره اوراق قرضه خزانهداری آمریکا (Treasury Bonds) که به عنوان امنترین دارایی جهان شناخته میشوند، پیامدهای بینالمللی دارد. افزایش نرخ بهره داخلی آمریکا، سرمایهگذاران خارجی را وسوسه میکند تا اوراق قرضه با بازده بالاتر بخرند، اما در عین حال، کشورهای دارنده این اوراق (مانند ژاپن، چین و کشورهای عربی) با کاهش ارزش پرتفوی خود مواجه میشوند و ممکن است به فکر فروش انبوه اوراق بیفتند. این فروش انبوه، قیمت اوراق را میشکند و نرخ بهره را بیشتر بالا میبرد و در نهایت سقوط را تسریع میکند .
۴. مقایسه با جنگ جهانی دوم و آینده پیش رو:بر اساس برآوردهای موجود، آمریکا در یک بازه ۵ ساله فرصت دارد تا ساختار بدهی خود را ترمیم کند؛ در غیر این صورت با ورشکستگی مالی مواجه خواهد شد. برخی اقتصاددانان معتقدند که تنها الگوی "ترمیمی" مشابه دوران پس از جنگ جهانی دوم میتواند نجاتبخش باشد. در آن دوران، آمریکا با اتکا به پیروزی در جنگ و تسلط بر اقتصادهای اروپایی (طرح مارشال) و صنعتیسازی عظیم، توانست بدهیهای خود را کاهش دهد.با این حال، شرایط کنونی کاملاً متفاوت است. آمریکا دیگر تنها ابرقدرت اقتصادی جهان نیست و رقبای قدرتمندی مانند چین، توانایی رقابت با آن را دارند. همچنین، امکان "چپاول" اقتصادی کشورها در دنیای امروز بسیار محدودتر است.واقعیتهای آماری و مستند:_ نرخ بهره روزانه: ۳.۱۸ میلیارد دلار در روز ._ جمعیت آمریکا: حدود ۳۴۲.۶ میلیون نفر (بر اساس برآورد جولای ۲۰۲۶) ._نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی: بدهی عمومی از تولید ناخالص داخلی (حدود ۳۱.۲۲ تریلیون دلار) پیشی گرفته و نسبت بدهی به تولید به بیش از ۱۰۰٪ رسیده است که بالاترین رقم در دوران صلحآمیز محسوب میشود ._ترکیب بدهی: از کل بدهی ۴۰ تریلیون دلاری، حدود ۳۲.۲ تریلیون دلار به سرمایهگذاران عمومی (داخلی و خارجی) و ۷.۸ تریلیون دلار بدهی بیندولتی (مانند صندوقهای بازنشستگی داخلی) است .
فروپاشی اقتصاد آمریکا؛ پیشدرآمدی بر ناکامی در جنگ با ایرانبدهی ملی آمریکا ، یک تهدید جدی برای ثبات نظام مالی جهانی و قدرت هژمونیک آمریکا به شمار میرود. افزایش نرخ بهره، هزینههای سنگین تأمین اجتماعی و ناتوانی در مهار کسری بودجه، سه ضلع مثلث سقوط اقتصاد آمریکا را تشکیل میدهند.این وضعیت، آیینه تمام نمای اضمحلال تدریجی یک ابرقدرت است. واشنگتن با تمام توان به دنبال فروپاشی اقتصاد ایران است؛ از تحریمهای فلجکننده تا تهدیدات نظامی. اما واقعیت تلخ این است که آمریکا امروز در بدترین وضعیت اقتصادی از زمان جنگ جهانی دوم قرار دارد. نسخهای که برای ایران تجویز میکند، خودش سالهاست که دچار آن شده؛ فقط با این تفاوت که هزینههای نظامی، فرار مالیاتی طبقه سرمایهدار، و پیری جمعیت، جای تحریمهای خارجی را برای آمریکا پر کردهاند.استراتژی واشنگتن برای فشار بر تهران، در واقع نوعی انحراف راهبردی است؛ تلاشی برای پنهان کردن ضعفهای داخلی پشت پرده دشمنسازی خارجی. کشوری که توانایی مدیریت بحران داخلی را هم ندارد، چهرسد به فروپاشی اقتصاد ایران.
اگر روند کنونی ادامه یابد، دلار بهعنوان ذخیره استراتژیک جهان اعتبار خود را از دست میدهد. در آن صورت، آمریکا نهتنها توانایی اداره جنگهای نیابتی را از دست میدهد، بلکه برای تأمین هزینههای درمانی و بازنشستگی شهروندان خود، ناچار به چاپ پول بیپشتوانه و تشدید تورم خواهد شد.در مقابل، اقتصاد ایران باوجود فشارها، بر پایه تولید داخلی و همکاری با شرکای راهبردی، مسیر مقاومت را در پیش گرفته است. آمریکا امروز در حالی به دنبال نابودی اقتصاد ایران است که خود در باتلاق بدهی دستوپا میزند و هر روز به سقوطی نزدیکتر میشود که نه تحریمهای جدید و نه تهدیدات نظامی، توانایی جلوگیری از آن را ندارند.#ایران #امریکا#اقتصاد#تحریم#محمدمهدی_مومنی_ها 11:49 - 13 شهریور 1405