بایسته های عدم حضور گروسی در مذاکرات
مخالفت راهبردی تهران با حضور مدیرکل سیاست زده آژانس، واکنشی قاطع به کارنامهای پُر از سکوت در برابر جنایت و زمینهچینی برای جنگ بود؛ گروسی که با گزارشهای غیرفنی خود بهانه حملات ۱۲ روزه و نشت اطلاعات به صهیونیستها را رقم زد، از نگاه ایران «عنصری مخرب» و فاقد وجاهت بود که شایستگی حضور در مسیر مذاکرات را ندارد.
مخالفت قاطع ایران با حضور رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در مذاکرات اخیر سوئیس، هرگز یک مسئله تشریفاتی نبود. این اقدام، پیامی روشن و راهبردی به مدیری بود که از نگاه تهران، با سیاسیسازی مأموریت آژانس، نه تنها اعتبار و بیطرفی این نهاد بینالمللی را زیر سؤال برده، بلکه عملاً در قامت یک بازیگر غیرمحقق و همسو با پروژههای آمریکا و رژیم صهیونیستی ظاهر شده است. آنچه در این نوشتار میآید، تبیینی مستند، حقوقی و امنیتی از دلایل این مخالفت هوشمندانه است.الف)چهرهای فرسوده در آینه بیطرفی؛ نگاهی به کارنامه گروسیرافائل گروسی در طول دوران مدیریت خود بر آژانس، تصویری به دور از بیطرفی فنی از خود به جا گذاشته است. او در عمل نشان داده که بیش از آنکه نماینده یک نهاد بینالمللی مستقل باشد، در چارچوب پروژه سیاسی آمریکا و رژیم صهیونی حرکت میکند. منتقدان بر این باورند که عملکرد او طی سالهای اخیر باعث شده تصویر یک مدیرکل بیطرف و فنی از او به شدت آسیب ببیند.نکته تأملبرانگیز آنکه گروسی در برابر جنایتهای آشکار علیه تأسیسات هستهای ایران، موضعی سکوتآمیز و ناقض وظایف قانونی خود اتخاذ کرده است. او حملات رژیم صهیونی به تأسیسات اتمی ایران را صرفاً خطرناک توصیف کرد، اما از محکوم کردن آن امتناع ورزید. این در حالی است که بر اساس اساسنامه آژانس، مدیرکل موظف است در قبال تأسیسات تحت پادمان، اقدامات پیشگیرانه و بازدارنده به انجام رساند. سکوت گروسی در برابر بمباران تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان در جریان جنگ ۱۲ روزه، و نیز بیاعتنایی او به ترور دانشمندان هستهای ایران، این برداشت را تقویت کرده که او نه تنها بیطرف نیست، بلکه در مسیر تأمین منافع دشمنان ایران گام برمیدارد.
ب) از گزارشدهی تا زمینهچینی برای جنگ؛ نقش گروسی در حمله اسرائیلیکی از تلخترین مصادیق اقدامات غیرحرفهای گروسی، عملکرد او در آستانه جنگ ۱۲ روزه است. گزارشهای او زمینهساز صدور قطعنامه علیه ایران و حتی حمله نظامی اسرائیل به تأسیسات هستهای این کشور شد. بهگونهای که گزارش گروسی عملاً بهانهای برای تجاوز رژیم صهیونیستی قرار گرفت و او در بمباران تأسیسات هستهای ایران، بدون محکوم کردن این اقدام جنایتکارانه، مأموریت خود را در یافتن مواد غنیشده ایرانی میدید.جمهوری اسلامی ایران در نامهای رسمی به شورای امنیت، از گروسی به دلیل «نقض آشکار و جدی اصل بیطرفی» شکایت کرد و تأکید نمود که اظهارات او در آستانه اقدام تجاوزکارانه اسرائیل، با وظایف و تعهدات قانونی مقرر در اساسنامه آژانس ناسازگار است. همچنین سازمان انرژی اتمی ایران، گروسی را به «نادیده گرفتن» حملات غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران متهم کرد و از «سکوت» او در قبال این حملات به شدت انتقاد نمود.این تناقضگوییها—گزارشی که زمینهساز حمله میشود، اما ساعاتی بعد تأکید میشود که «هیچ مدرکی درباره برنامه تسلیحات هستهای ایران وجود ندارد»—نقش آژانس را از یک ناظر فنی به یک کارگزار سیاسی تنزل داده است.
ج) اتهام نشت اطلاعات و همسویی با اسرائیلیکی از جدیترین اتهامات علیه گروسی، مسئله نشت اطلاعات محرمانه ایران به رژیم صهیونیستی است. نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس با انتقاد شدید از عملکرد آژانس، صراحتاً اعلام کرده که «آژانس اطلاعات ایران را به اسرائیل میدهد». هرچند گروسی این اتهام را تکذیب کرده است، اما الگوی رفتاری او—تمرکز مستمر بر مطالبات غرب، بیاعتنایی به جنایتهای اسرائیل، و گزارشدهیهایی که همواره به نفع محور غرب-اسرائیل تمام شده—چنان قرائن و شواهدی را انباشته که افکار عمومی ایران و بسیاری از ناظران بینالمللی را به این نتیجه رسانده که او بیش از یک مدیر فنی، یک مهره سیاسی در خدمت پروژه آمریکایی-صهیونیستی است.در این راستا، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، با صراحتی بیسابقه نوشت: «گروسی را به مذاکرات راه ندهید، او از سنتکام هم وقیحتر است و هنوز هم ردِّ خون کودکان میناب روی دستش است». این اظهارات نشاندهنده عمق بیاعتمادی نهادهای حاکمیتی ایران به شخص گروسی است. د) مخالفت راهبردی؛ چرایی و چگونگیدر مذاکرات سوئیس، آمریکاییها خواستار حضور گروسی در پای میز مذاکره بودند، اما با مخالفت قاطع ایران مواجه شدند. یک منبع نزدیک به تیم مذاکرهکننده تأکید کرد که ایران «هیچ بنایی برای مذاکره با رافائل گروسی» ندارد و حضور او در سوئیس به معنای حضورش در مذاکره با ایران نیست.این مخالفت، ریشه در درک عمیق راهبردی تیم مذاکرهکننده دارد:
نخست، پرونده هستهای اساساً در دستور کار مذاکرات سوئیس نبود و محور گفتوگوها بر تحقق ماده ۱۳ تفاهمنامه، آزادسازی اموال ایران و لغو تحریمهای نفتی متمرکز بود. ورود گروسی به این مذاکرات، یعنی ورود یک موضوع حاشیهای و تنشزا به بستر گفتوگوهایی که باید فنی و اجرایی میبود.دوم، تجربه تلخ گذشته به ایران ثابت کرده که حضور گروسی نه تنها سازنده نیست، بلکه عملاً مخرب و اختلافافکن است. او در مقاطع حساس، همواره با اظهارات غیرحرفهای و اقدامات سیاسی خود، فضا را برای فشار بیشتر بر ایران مهیا کرده است.سوم، این مخالفت، نمایشی از اقتدار و استقلال ایران در برابر زیادهخواهیهای آمریکا بود؛ پیامی که تهران اجازه نمیدهد هیچ بازیگر غیرقابل اعتمادی در مسیر مذاکرات سنگاندازی کند. هـ) از منظر حقوقی؛ نقض تعهدات و سکوت در برابر جنایتاز حیث حقوقی، عملکرد گروسی نه تنها خدشهدار، بلکه مصداق بارز قصور در انجام وظیفه است. جمهوری اسلامی ایران در شکایت رسمی خود به شورای امنیت، به صراحت اعلام کرده که گروسی و آژانس، تعهدات خود را در قبال تأسیسات تحت پادمان—که منحصراً به مقاصد صلحآمیز اختصاص یافتهاند—ایفا نکردهاند.سکوت گروسی در برابر حملات به تأسیسات هستهای، «نه تنها بیعملی، بلکه همدستی آشکار» با متجاوزان تلقی شده است. او به جای آنکه از تریبون بینالمللی خود برای محکومیت این جنایتها استفاده کند، بر تمرکز بر مطالبات غرب از ایران اصرار ورزیده است. این رویکرد دوگانه، وجهه حقوقی و اخلاقی آژانس را به شدت خدشهدار کرده است
گروسی در بیرون ماند، عزت ایران درخشیدمخالفت ایران با حضور رافائل گروسی در مذاکرات سوئیس، اقدامی پیشگیرانه، هوشمندانه و مبتنی بر تجربه بود. این تصمیم، از یک سو، حافظ مسیر مذاکرات از تأثیر یک بازیگر غیرقابل اعتماد و فاقد وجاهت نزد افکار عمومی ایران شد و از سوی دیگر، پیامی روشن به جامعه بینالمللی مخابره کرد که ایران اجازه نمیدهد هیچ نهاد یا فردی با عملکردی سیاسی و همسو با دشمن، در سرنوشت هستهای این کشور نقشآفرینی کند.گروسی با کارنامهای آکنده از سکوت در برابر جنایت، زمینهچینی برای جنگ، و همسویی با پروژه آمریکا و اسرائیل، خود را به مثابه «مهرهای صهیونیستی» معرفی کرده است. ایران با ایستادگی در برابر حضور او، نشان داد که برای عزت و امنیت ملی خود خط قرمزهایی ترسیم کرده که هیچکس—حتی مدیرکل یک نهاد بینالمللی—اجازه عبور از آنها را ندارد.گروسی پشت در بیاعتباری ماند و ایران، بار دیگر، بر اصول انقلابی و راهبردی خود استوار ایستاد.کارنامه ناموجه رافائل گروسی در قبال پرونده هستهای ایران، بهخوبی نشان میدهد که او نه تنها شایستگی مدیریت بر نهاد بینالمللی بیطرفی چون آژانس را ندارد، بلکه با عملکردی سرشار از تناقض، سکوت در برابر جنایت و همسویی با پروژههای آمریکا و اسرائیل، عملاً اعتبار و وجاهت این نهاد را به گروگان گرفته است. از زمینهچینی برای جنگ ۱۲ روزه و نشت اطلاعات محرمانه به صهیونیستها تا بیاعتنایی به ترور دانشمندان و بمباران تأسیسات صلحآمیز ایران، همگی نشان از مدیری دارد که برای منافع سیاسی، اصول حرفهای خود را به فراموشی سپرده است.
وقتی چنین فردی با این وضعیت ناهنجار و کارنامهای آکنده از بیکفایتی اخلاقی و حرفهای، نهتنها در مسند خود باقی میماند، بلکه گمان میرود با حمایتهای پشت پرده، حتی جایگاهی فراتر از آژانس یعنی دبیرکلی سازمان ملل را نیز در سر میپروراند، دیگر جایی برای تردید نمیماند که سیاستزدگی و جانبداری، بر شایستگی فنی و بیطرفی، چیره شده است و ایران با ایستادگی در برابر حضور این عامل مخرب در مذاکرات، یک دفاع راهبردی از حقیقت و استقلال خود به انجام رسانده است. بیگمان، تاریخ این کارنامه را قضاوت خواهد کرد و نهادهای بینالمللی نیز روزی پاسخگوی اعتماد ازدسترفته خود خواهند بود.#رافائل_گروسی#سوئیس #مذاکرات#محمدمهدی_مومنیها 10:05 - 2 تیر 1405