کافه‌گردی و جنگ نوین فرهنگی

نسل جدید جنگ‌های نرم آرام‌تر، خزنده‌تر و بی‌سروصداتر از گذشته و در دل مناسبات روزمره‌ی اجتماعی پیش می‌روند و به‌جای آنکه مستقیماً باورها را هدف قرار دهد، ذائقه، سلیقه، عادت‌ها و سبک زندگی جامعه را استحاله و دگرگون می‌کند. رشد قارچ‌گونه‌ی کافه‌ها، گسترش فرهنگ کافه‌گردی، رونق صنعت مد و فشن در کافه، تبرج و نمایش افتخارآمیز بی‌حجابی در محیط‌های عمومی، رواج انواع سیگار و قلیان، رقاصی در کافه و تبدیل معاشرت‌های روزمره به نمایش دائمی در شبکه‌های اجتماعی، از جمله تحولاتی است که نمی‌توان پیامدهای فرهنگی‌اش را نادیده گرفت چون در جنگ نوین فرهنگی، تغییر رفتار اجتماعی مقدمه‌ی تغییر نگرش و وارونگی ارزش‌های جامعه است.
تهدید بالقوه‌ی کافه‌گردی در سال‌های اخیر و سوددهی بالای آن، کافه‌داری را تبدیل به صنعتی در خدمت جنگ نوین فرهنگی و به عرصه‌ی نمایش سبک زندگی مبتذل تبدیل کرده است. در چنین فضایی آنچه مشتری را جذب می‌کند، سبک پوشش جدید افراد، موسیقی و رقص، نمایش تجملات و امکان تولید تصاویر فریبنده برای انتشار در اینستاگرام است و عامل تقویت‌کننده نیز تکرار و عادی‌سازی آن است. در روان‌شناسی اجتماعی، رفتارهایی که به‌صورت مکرر در محیط پیرامونی مشاهده می‌شوند، ممکن است به‌تدریج در ذهن مخاطب عادی‌تر و پذیرفتنی‌تر جلوه کنند. نوجوانی که روزانه ده‌ها تصویر از استعمال دخانیات، پوشش‌های مغایر با هنجارها، معاشرت‌های نمایشی و تفریحات تجملاتی مشاهده می‌کند، درک متفاوتی از رفتار رایج و مطلوب اجتماعی پیدا خواهد کرد. این تأثیر به‌ویژه هنگامی تقویت می‌شود که تصاویر مذکور با نشانه‌هایی از محبوبیت، موفقیت، زیبایی و منزلت اجتماعی همراه باشند.
پیوند صنعت کافه‌داری با شبکه‌های اجتماعی، یکی از مهم‌ترین ابعاد این تحول است. کافی است محیطی با موسیقی متفاوت، پوشش‌های مبتذل‌تر و مراسم‌های پرحاشیه توجه کاربران را جلب کند تا تصاویر آن در صفحات مجازی بازنشر شود. سپس تولیدکنندگان محتوا، بلاگرها و فعالان صنعت مد با انتشار تصاویر مشابه، بر دامنه‌ی دیده‌شدن آن می‌افزایند. در این چرخه، رفتارهای محدود به چند محیط خاص، ممکن است در ذهن میلیون‌ها مخاطب به تصویری فراگیر از زندگی جوانان تبدیل شوند. خطر اصلی زمانی پدیدار می‌شود که مخاطب، فراوانی تصاویر منتشرشده را با میزان واقعی رواج و پذیرش اجتماعی آن رفتارها اشتباه بگیرد.البته بار دیگر باید گفت «اقتصاد توجه» نیز به تشدید برخی ناهنجاری‌ها کمک می‌کند. هنگامی که درآمد و شهرت یک کسب‌وکار به میزان بازدید و بازنشر محتوای آن وابسته می‌شود، استفاده از رفتارهای جنجالی برای جلب مخاطب می‌تواند به ابزاری تبلیغاتی تبدیل شود. نمایش استعمال سیگار و قلیان، برگزاری برنامه‌های رقص، نمایش افراطی تجملات و استفاده تبلیغاتی از سبک پوشش افراد را باید در پیوند با منافع اقتصادی نیز بررسی کرد. حاصل چنین روندی می‌تواند تبدیل برخی ناهنجاری‌های اجتماعی به کالایی سودآور باشد که برای دیده‌شدن بیشتر، پیوسته بازتولید می‌شود.
موضوع نگران‌کننده‌ی دیگر، تغییر تدریجی مراجع اثرگذار بر سلیقه و رفتار نسل جوان است. وقتی یک بلاگر فعال در صنعت مد و یا صاحب کافه‌ای پرطرفدار می‌تواند با چند تصویر و ویدئو بر انتخاب پوشش، نوع تفریح و عادات مصرفی هزاران مخاطب اثر بگذارد، واضح است که فرهنگ‌سازی دیگر از نوع سنتی عبور کرده و بخش قابل‌توجهی از انتقال ارزش‌ها در محیط‌هایی اتفاق می‌افتد که ارتباطی با آموزش فرهنگی ندارند. با وجود این، تقلیل چنین تحولاتی به برخوردهای مقطعی و اقدامات سلبی، به‌تنهایی پاسخگوی پیچیدگی شرایط امروز نیست. جامعه‌ای که برای نیاز طبیعی جوانان به معاشرت، نشاط، تفریح و تجربه‌های اجتماعی، امکانات سالم و جذاب فراهم نکند، عملاً بخشی از میدان اثرگذاری فرهنگی را به جریان‌های تجاری و رسانه‌ای واگذار کرده است. صیانت از فرهنگ اسلامی و ایرانی مستلزم تقویت محیط‌های اجتماعی خانواده‌محور، حمایت از فعالیت‌های فرهنگی سالم، ارتقای سواد رسانه‌ای و شناخت دقیق سازوکارهای اثرگذاری بر رفتار نسل جوان است. همچنین نظارت قانونی بر تخلفات فرهنگی و تبلیغ رفتارهای آسیب‌زا باید با برنامه‌ریزی ایجابی و توسعه فرصت‌های تفریحی مناسب همراه باشد. نباید فراموش کرد که جنگ فرهنگی، لزوماً با اعلام موجودیت دشمن و سوت آغاز حمله آغاز نمی‌شود و گاه آنچه در میدان رسانه‌ای اهمیت پیدا می‌کند، تغییر تدریجی حساسیت‌های اجتماعی و جابه‌جایی معیارهای پسند و ناپسند است. جامعه‌ای که نسبت به روندهای اثرگذار بر هویت فرهنگی خود بی‌تفاوت باشد، ممکن است زمانی متوجه عمق تحولات شود که بسیاری از عادات و نگرش‌های نسل جدید تغییر کرده‌اند.
16:51 - 17 مهر 1405

2 بازنشر3 واکنش
47٫1k بازدید



2 پاسخ

@user17090999875472853522 ساعت پیش
تربیت ، تربیت ، تربیت ، در این دوران دیگر پیشگیری و ممانعت پاسخگو نیست ، وسط میران جنگ هستیم ،۱۲ سال کودک تا جوانی اش در مدرسه است ،روزانه ۷ ساعت به مدت ۱۲ سال تحصیلی وقت داریم تربیت کنیم تا وارد جامعه بشوند، استفاده کنیم برنده می شویم ،نکنیم قطعا و یقینا و حتما می بازیم نتیجه اش امروز در جامعه است

تصویر نمایه‌ی ‌آسام‌
@aasamm2 ساعت پیش
در پاسخ به @mohamad_bakhtiari
تصویر نمایه‌ی ‌آسام‌
آسام

@aasamm  •  3 ساعت پیش

مهندسیِ نگاه: چرا حریم، پیش‌شرط اقتدار است؟ در محیط حرفه‌ای، چه چیزی تعیین‌کننده‌ی وزنِ کلامِ شماست: «تخصص» یا «ظاهر»؟
۱۰ MB

نمایش گزارش