نازی‌ها در تهران؛ بهانه‌ای برای اشغالِ از پیش طراحی‌شده

اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰، با بهانه حضور اتباع آلمانی انجام گرفت؛ اما اسناد و شواهد تاریخی نشان می‌دهد متفقین پیش از حمله، تصمیم خود را گرفته بودند و موقعیت راهبردی ایران در مسیر کمک‌رسانی به شوروی، نقش تعیین‌کننده‌تری در این تجاوز داشت.
گروه فارس پلاس: اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰، اگرچه با ادعای مقابله با نفوذ آلمان نازی و فعالیت اتباع آلمانی توجیه شد، اما شواهد و اسناد تاریخی نشان می‌دهد این مسأله بیش از آنکه علت اصلی حمله باشد، صرفاً بهانه‌ای برای اجرای تصمیمی بود که متفقین پیش‌تر گرفته بودند؛ تصمیمی که موقعیت راهبردی ایران در جنگ جهانی دوم را نشان می‌دهد.«علی منصور» از طرفداران سیاست انگلیس در ایران بود و انتخاب وی [به سُمَت نخست‌وزیری توسط رضاشاه] نیز به قصد نزدیکی [بیشتر] به انگلیسی‌ها بود. وی سال‌ها در کابینه‌های مختلف، منصب وزارت داخله را داشت تا اینکه در ۲۷ دی ۱۳‌۱۴ به اتهام سوءاستفاده مالی برکنار شد و تحت تعقیب قرار گرفت.مهم‌ترین اتهامش دریافت رشوه از شرکت «کامپساکس» پیمان‌کار خط راه‌آهن ایران، به مبلغ ۱۵ هزار لیره بود. درواقع رضاشاه با برکناری «متین دفتری» از نخست‌وزیری، در برابر نخستین فشارهای متفقین عقب‌نشینی کرد. (متین دفتری پیش از منصور، در جایگاه نخست‌وزیری قرار گرفته بود و گرایش به آلمان‌ها داشت)زمانی که علی منصور به نخست‌وزیری منصوب شد، آثار اقتصادی جنگ در ایران به وضع چشمگیری هویدا بود؛ دولت از نظر غلّه با کمبودهایی مواجه بود، نان تهران بسیار نامرغوب بود و به حد کافی آرد به نانواها داده نمی‌شد و از لحاظ ارزی دولت در مضیقه بود.
در همین ایام نیروهای انگلیسی به سوریه و لبنان حمله بردند و آن دو کشور و را اشغال کردند. هم‌زمان با این وقایع، آلمان نازی به شوروی حمله کرد و ایران به لحاظ موقعیت حساس و مجاورتش با شوروی وضعیت خطرناکی پیدا کرد.خبرگزاری‌های خارجی مرتباً درباره ایران اخباری منتشر می‌کردند و بر اهمیت ایران در وضع نبرد در شوروی تأکید می‌کردند. (درواقع غربی‌ها ادعا می‌کردند که آلمانِ نازی تحت رهبری هیتلر، قصد دارد ایران را به‌طور کلی تحت کنترل خود درآورده و سپس به هند که مستعمره انگلستان بود، حمله کند)
سرانجام دولت‌های شوروی و انگلیس، یادداشتی برای دولت ایران فرستادند و خواستار اخراج اتباع آلمانی از ایران شدند. دولت منصور به شوروی و انگلیس پاسخ داد که رفتار اتباع خارجی در ایران شدیداً تحت کنترل و مراقبت است و اطمینان داد هیچ نوع خطری از طرف آنان متوجه همسایگان نخواهد بود.چند روز بعد از مبادله نامه‌ها، خبرگزاری فرانسه ادعا کرد ستون پنجم آلمان در ایران و افغانستان تشکیل یافته است و قریباً به جمهوری‌های قفقاز و هندوستان حمله خواهد کرد.
با شروع جنگ جهانی دوم، علی‌رغم اعلام رسمی بی‌طرفی ایران... سفرای روس و انگلیس طی یادداشتی به منصور، نخست‌وزیر، شدیداً از فعالیت اتباع آلمان در ایران اظهار نگرانی کردند و شفاهاً توضیح دادند که «چون دولت ایران به یادداشت‌های مورخ ۲۸ تیرماه و ۲۵ مرداد ۱۳‌۲۰، درباره اخراج اتباع آلمان در ایران توجهی ننموده است و تذکرات دولتین متبوعه ما را با حسن نیت تلقی ننموده است، ناچار قوای زمینی و دریایی و هوایی ما وارد خاک ایران خواهند شد و آن‌ها را از ایران اخراج خواهند نمود». (تاریخ بیست ساله ایران، حسین مکی، جلد ۷، صص ۱۱۳ ـ ۱۱۴.)
در هر صورت، جواب مساعد ایران به دومین یادداشت [تهدیدآمیز] انگلستان و شوروی نیز مانع شروع حمله به ایران نمی‌شد و تصمیم به اشغال ایران برای تحمیل شرایط مورد نظر متفقین به ایران قطعی و برگشت ناپذیر بود.می‌توان گفت که آرمان‌گرایی رضاشاه و فعالیت ستون پنجم نازی‌ها در ایران تنها بهانه‌ای برای اشغال کشور بود؛ چراکه واقعیت این است که قبل از شروع جنگ جهانی دوم، هم انگلیس و هم شوروی در چارچوب سیاست سازش‌کاری یا دلجویی از آلمان، از آن کشور به‌عنوان مهار دیگری در ایران استفاده می‌کردند.در چارچوب همین سیاست، آلمان‌ها اجازه یافتند در بخشی از سیستم اقتصادی و فنی ایران نفوذ کنند و به فعالیت بپردازند که البته نفوذ و فعالیت آن‌ها در مدت‌زمان نه چندان‌طولانی رشد و گسترش قابل ملاحظه‌ای پیدا کرد. در این میان انگلیسی‌ها درصدد بودند که با افزایش نفوذ آلمان در منطقه شمالی ایران، موازنه اقتصادی به ضرر شوروی تغییر یابد.
نکته قابل تأمل دیگر اینکه مقام‌های انگلیسی در مکاتبه‌های محرمانه خود کودتا و هر نوع خطری از جانب آلمان‌ها را در ایران منتفی و غیرعملی دانسته‌اند و صرفاً در ظاهر برای متقاعد کردن روس‌ها و تأمین منافع کشورشان در شرایط دشواری که قرار گرفته بودند، خطر آلمانی‌های مقیم ایران را طرح کرده‌اند.بولارد [وزیرمختار انگلیس در ایران] در گزارشی تأکید کرده است: «در حقیقت در این‌جا (ایران) هیچ‌گونه امکانی جهت عملیات خرابکارانه آلمانی‌ها وجود ندارد؛ زیرا که آلمانی‌ها تحت نظر شدید پلیس ایران قرار دارند». حتی وی در گزارش دیگری اعلام می‌کند که «باید نام ایران از فهرست کشورهایی که ستون پنجم آلمان در آن‌ها فعالیت دارد، حذف شود».بدین ترتیب، نه گرایش به آلمان از سوی رضاشاه و نه فعالیت‌های ستون پنجم آلمانی‌ها در ایران هیچ یک دلیل اشغال ایران از سوی متفقین در شهریورماه ۱۳‌۲۰ در جنگ جهانی دوم نبودند؛ بلکه موقعیت استراتژیک ایران به‌عنوان «پل پیروزی» متفقین در بهترین راه برای کمک به روسیه باعث اشغال ایران شد.در این میان رضاشاه نیز به مثابه مهره‌ای سوخته، لاجرم باید مقام و موقعیتی را که زمانی نه چندان دورتر با کمک مستقیم و حمایت‌های بی‌دریغ انگلیسی‌ها به دست آورده بود واگذار می‌کرد.
نهایتاً در روز ۲۲ اوت ۳۱ مرداد ۱۳‌۲۰، انگلستان و شوروی درباره شروع عملیات نظامی در ایران بدون هشدار قبلی به توافق رسیدند. شروع عملیات سحرگاه روز ۲۵ اوت ۳ شهریور ۱۳‌۲۰ تعیین شد.همچنین مفاد یادداشتی را که باید ساعتی پس از شروع عملیات به دولت ایران تسلیم شود، به تهران مخابره کرد. در مقابل هجوم متفقین ارتش ایران طی سه روز چنان به سرعت عقب‌نشینی کرد که فرماندهی عالی متفقین نیز آن را پیش بینی‌نکرده بود.روز چهارم فروغی برای مذاکره با آن‌ها، نامزد نخست‌وزیری شد. نخست‌وزیر جدید در عرض یک هفته تقاضای صلح نمود و نهایتاً متفقین را به برکناری رضاشاه تشویق کرد. سه هفته بعد، شاه بدون گفت‌وگو با متفقین به نفع ولیعهد خود کناره‌گیری کرد؛ به این امید که سلسله‌اش را نجات دهد. (دولت‌های رضاخانِ شاه، علی‌اصغر رجبی، صص ۴۱۹ ـ ۴۲۲.)
اما آنچه که امروزه باید از این مسأله تاریخی نتیجه گرفت، درواقع این است که در مقابل قدرت‌های غربی هر مقدار که انعطاف نشان دهیم و در موضع‌گیری‌های خود عقب‌نشینی کنیم، گویا هیچ فایده‌ای ندارد.به عبارتی دیگر، تاریخ به ما نشان می‌دهد که غربی‌ها برای حرکت در مسیر جنگ‌افروزی و سلطه به دیگر کشورها، هر بهانه‌ای که لازم باشد پیدا می‌کنند و هرگز به این موضوع که ما در نظم مطلوب آن‌ها تا چه اندازه نُرمال باشیم، توجه نمی‌کنند.
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از به‌روزترین تحلیل‌ها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید.
12:07 - 3 شهریور 1405
فارس پلاس

3 بازنشر8 واکنش
91٫2k بازدید



6 پاسخ

@user17835832438619 ساعت پیش
در پاسخ به
سلطنت طلب ها در تهران ، همان نازی های مدرن هستند در پایتخت !

تصویر نمایه‌ی ‌پژوهشگر ارشد رسانه تحلیلگر مسائل روز‌
@Shohadayeminab16819 ساعت پیش
در پاسخ به
بین سال‌های ۱۳۱۷ (۱۹۳۸) تا ۱۳۲۰ (۱۹۴۱م)، آلمان نازی حدود ۹۰ درصد از نیاز تسلیحاتی و ۸۰ درصد از نیازهای صنعتی ایران را تأمین می‌کرد، آلمان بین سال‌های ۱۳۱۷ تا ۱۳۲۰، انحصار فروش محصولات صنعتی، نظامی، دارویی و الکترونیکی را در اختیار داشت. در مقابل، دولت ایران حدود ۶۰ درصد پنبه مورد نیاز آلمان را تأمین

تصویر نمایه‌ی ‌ali‌
@user170909998360379621918 ساعت پیش
در پاسخ به
درس ماجرا : وقتی فضا قطبی شده است ، بیطرفی و کوبیدن شما بر طبل سازش و بیطرفی شما را از هیچ خطری حفظ نمی کند .

@OriginalBenyamin14 ساعت پیش
در پاسخ به
نقاش اتریشی خیلی خیلی زودتر از همه ما فهمید قضیه از چه قراره . به هر حال کاریو که اون تموم نکرد ما میکنیم .

تصویر نمایه‌ی ‌اسلامگرا‌
@Inghilabi14 ساعت پیش
در پاسخ به
الانم امریکا برای فشار بر چین و به دست گرفتن نفت و تنگه مهم هرمز به بهانه هسته ای رو اورده که البته قدرت مرگبار موشکی ما و همراهی اکثریت ملت این سلطه گران خودخواه رو ناکام گذاشت

@user17091000860908947192 ساعت پیش
در پاسخ به
اگه اهل مطالعه و تاریخ هم نباشی، با دیدن رفتار غرب و همچنین تحولات 30 سال اخیر، صحه بر یادداشت نویسنده خواهی گذاشت و سیاستمداران و دولتمندان ما باید با همین دیدگاه در عرصه سیاست و دیپلماسی به مصاف آنها بروند