زبانِ حکمرانی

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی، فقط یادآور میراثی نیست که از فردوسی تا شهریار به ما رسیده است؛ امروز، مسئله زبان فارسی بیش از گذشته به این پرسش گره خورده که حاکمیت چگونه سخن می‌گوید، جامعه چگونه می‌شنود و نسل‌های جدید چگونه معنای جهان خود را می‌سازند.
زبان فارسی را نباید فقط در دیوان شاعران جست‌وجو کرد؛ بخشی از سرنوشت آن در متن قانون، نامه اداری، سخن مدیر و روایت حاکمیت از مسائل مردم نوشته می‌شود و بخشی دیگر، هر روز در صفحه تلفن‌های همراه، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌هایی شکل می‌گیرد که فرزندان ما در آنها حرف می‌زنند، می‌نویسند و معنا می‌سازند.زبان فقط مجموعه‌ای از واژه‌ها برای انتقال معنا نیست؛ بخشی از نحوه دیدن جهان است. جامعه‌ای که زبان خود را دقیق‌تر می‌شناسد، امکان دقیق‌تری برای فهم گذشته، توضیح اکنون و تصور آینده دارد. از همین‌جاست که زبان به حکمرانی پیوند می‌خورد. حکمرانی پیش از آنکه با آیین‌نامه و بخشنامه آغاز شود، با «معنا» آغاز می‌شود؛ و معنا، بدون زبان روشن، پایدار نمی‌ماند.
شاید یکی از ضعف‌های پنهان حکمرانی امروز، فاصله میان «تصمیم» و «روایت تصمیم» باشد. مردم فقط درباره آنچه حاکمیت انجام می‌دهد قضاوت نمی‌کنند؛ درباره «ادبیات حاکمیت» و معنایی که از آن دریافت می‌کنند نیز داوری می‌کنند. واژه‌های دقیق می‌توانند میان دولت و جامعه پل بسازند و واژه‌های مبهم، حتی تصمیم درست را در هاله‌ای از بی‌اعتمادی فرو ببرند. اما این رابطه دیگر یک‌سویه نیست. نسل زِد و نسل آلفا در شبکه‌های اجتماعی، ویدئوهای کوتاه، پلتفرم‌ها، هشتگ‌ها و واژگان تازه، هر روز در حال ساختن زبان و روایت خود هستند. مسئله حکمرانی این نیست که زبان رسمی را با زبان این نسل‌ها جایگزین کند؛ مسئله این است که زبان جامعه را بشناسد. حاکمیتی که زبان مردم را نفهمد، ممکن است سخن بگوید، اما شنیده نشود؛ پیام منتشر کند، اما معنا منتقل نشود.از این منظر، زبان فارسی نه مسئله‌ای تزئینی در حاشیه حکمرانی، بلکه بخشی از زیرساخت ارتباط میان قدرت و جامعه است. انقلاب اسلامی نیز زبان فارسی را صرفاً میراث ادبی گذشته ندانست. امام خمینی(ره) و خاصتاً رهبر شهید انقلاب، در کنار تأکید بر استقلال فرهنگی و هویت ایرانی ـ اسلامی، بر ظرفیت فرهنگ و زبان این سرزمین برای بیان مفاهیم نو و انتقال پیام انقلاب تأکید داشتند. لذا پس از پیروزی انقلاب نیز پاسداشت و گسترش زبان فارسی، در پیوند با هویت ایرانی ـ اسلامی و تولید و انتقال اندیشه، به صورت جدی استمرار یافت. در این نگاه، زبان فقط ظرف اندیشه نیست؛ بخشی از استقلال فرهنگی و قدرت روایت یک ملت است.
امروز اما مسئله پیچیده‌تر از همیشه است. هوش مصنوعی، رسانه‌های اجتماعی و سیل واژگان و مفاهیم جدید، زبان فارسی را هر روز با جهانی تازه روبه‌رو می‌کنند. دفاع از زبان فارسی در این شرایط فقط پاک نگه داشتن آن از واژه‌های بیگانه نیست؛ مهم‌تر از آن، توانمند کردن فارسی برای نام‌گذاری و توضیح جهان جدید است. اگر نتوانیم برای مفاهیم تازه علم، اقتصاد، فناوری و حکمرانی با زبان خودمان معنا بسازیم، به‌تدریج فقط واژه‌ها را قرض نمی‌گیریم؛ بخشی از قدرت فهم و روایت جهان را نیز واگذار می‌کنیم.فردوسی زبان فارسی را از گزند فراموشی به سلامت عبور داد؛ مسئله نسل ما شاید این باشد که آن را از گزند ناتوانی در فهم آینده عبور دهیم. زبان زمانی زنده است که بتواند هم حافظ حافظه یک ملت باشد و هم زبان پرسش‌های تازه آن؛ هم در شعر شهریار طنین داشته باشد و هم در زبان نسل‌هایی که آینده ایران را در صفحه‌های کوچک تلفن‌هایشان روایت می‌کنند.پاسداشت زبان فارسی، اگر قرار است از یک مناسبت تقویمی فراتر برود، باید با یک پرسش درباره آینده آغاز شود:چگونه می‌توانیم با زبان فارسی، آینده را بهتر بفهمیم، درباره آن بهتر بیندیشیم و آن را بهتر روایت کنیم؟#یاسرزندی | ۱۴۰۵/۰۶/۲۷#زبان_فارسی#حکمرانی#شهریار#ادبیات_فارسی
16:23 - 27 شهریور 1405

1 Reposts
14.1k Views