سروش صحت این بار در "استخر" زندگی شنا نکرد و غرق شد.
هفتهی پیش آخرین ساختهی سروش صحت را دیدم.استخر که قرار بود شنا کردن را یادمان بدهد.شنا در استخر زندگی.مثلا آن جایی که علیرضا خمسه توی رود شنا میکرد و فقط سرش معلوم بود و میگفت:"این هم استخر منه!"، باید زندگی کردن را یاد میگرفتیم که البته من اصلا از استخر یادنگرفتمش.
فیلمنامهای از هم گسیخته؛درست در نقطه مقابل صبحانه با زرافهها
سروش صحت که با دید خاصش به جهان در میان سینماگران همیشه آثارش برایم مهم و قابل تامل بوده ، این بار با استخر به سینماها برگشت.فیلمش اما این بار آن خاص بودن همیشگی را نداشت.میفهمیدی سروش صحت آن را ساخته ، اما اینکه چرا این همه درهم برهم و شلوغ است را نه.صبحانه با زرافه ها هنوز هم بهترین فیلم اوست.
سروش صحت این بار به جای شنا در سینما ، در آن سرگردان شده است و مخاطب را هم همراه خود گیج میکند.احساس میکنم صحت در این فیلمش میخواست به جز دم را غنیمت شمردن،حرف دیگری بزند.چیزی که به روابط عاطفی مربوط شود.انگار میخواست بگوید دمِ عاطفی را غنیمت شمرید.اما در این روایت،این معنا برای مخاطب گم میشود.
دم را غنیمت شمردن،برای من هم مهم است.اما دربارهی اینکه چگونه دم را غنیمت شمریم،همیشه نظر دیگری داشتهام و با سروش صحت مخالف بودهام.این بار اما مخالف تر از همیشه.نقش دکتر هدایتی به نظرم اضافی محض است و اصلا هم جالب نیست و آدم با شوخی هایش نمیخندد.صحت این مسخرهگی ها را اگر حذف میکرد،موفقتر بود.
21:31 - 25 مرداد 1405