انسان هم شهوت دارد و هم وجدان.نیروی شهوت به سمت مادیگرایی و نیروی وجدان به سمت معنویت سوق میدهد مدام بین نیروی مادی و معنوی کشمکش هست هردو نیرو برای زندگی متعادل بشر لازم است اما کنترل شده .هیچکدام از این دو با رها کردن، بی ضرر یا عادی نخواهد شد مقطعی رغبت ش کم و زیاد می شود ولی همیشه انگیزه فتح درجات بالاتر محفوظ است انسان گرسنه باخوردن مقطعی سیر می شود ولی مدتی بعد گرسنگی سراغ ش می آید اما با تمایل به غذاهای لذیذتر. شهوت جنسی هم همینطور است انسان با چند عمل شهوانی ، مقطعی سیر یا دل زده میشود ولی مدتی بعد دوباره سراغ ش می آید و انسان را وسوسه می کند با نوآوری ، کم و کیف را بالاتر ببرد و رفته رفته حقوق دیگران بیشتر زیرپا گذارده میشود این نیروی درونی انسان را ترغیب می کند فقط به شهوت رانی خودش اهمیت دهد اگر مانعی پیش رو ببیند اسرار می کند برداشته شود حتی با قتل و غارت و غیره.برعکس ش هم همینطور است مرتاض ها، راهبه ها و صومعه نشین ها نمونه ای از ضدشهوت و دنیا گریزی است اسلام یک تفکر و آئین منحصربفرد است که بین این دو تعادل ایجاد کرده است تا همه ی افراد جامعه به حق و حقوق خود برسد نه یک طیف خاص.لذا بجای متهم کردن همدیگر ، دست بدست هم بدهیم تا احکام اسلامی بخوبی در جامعه اجرا بشود انشاالله