اثر موشکهای آمریکایی
اینجا روستای «مسن» است که چند بار اصابت موشک داشته و آمده بودیم اثر آن را روایت کنیم. بچههای روستا در حال شیرجه و شنا بودند، خیلی با نشاط و شاد. گفتند چند باری زدهاند، ولی روستای ما شهید نداده است. میپرسم: «نمیترسید از اینکه اینجا بازی میکنید؟گفتهاند قصد حملهی زمینی دارد.»
با خنده گفتند: «شنا در اینجا کار هر روزمان است. انشاءالله اتفاقی نمیافتد.»از جوانی پرسیدم اینجا شغلها چیست؟ گفت بیشتر صیادی نوعی ماهی که خشک و صادر میشود.پرسیدم: «صید برقراره؟»گفت: «این ایام بهخاطر تخمریزی ماهیها تعطیل است و کاری به جنگ ندارد.چهل روز جنگ تعطیل بود، ولی باز ازسر گرفتیم.»
زندگی روال کاملاً عادی خودش را دارد. سایه جنگ اصلاً محسوس نیست... این ناشی از بیخبری نیست. مردم نه تنها از ماجرای جنگ باخبرند، بلکه حتی بچههای دبستانی هم، با جزئیات نقاط اصابت را برایمان میگویند. آنها که پا به سن گذاشتهاند، ماجرای شلیک به هواپیمای مسافربری را هم به یاد دارند.
نقطهی شلیک ناو وینسنس به هواپیمای ایرباس پرواز شماره ۶۵۵ ایرانایر در شعاع دید آنها بوده و از سابقهی جنایت آمریکا در ۱۲ تیر ۱۳۶۷ بیخبر نیستند. اما آنها هم فهمیدهاند شعار حملهی زمینی، تنها یک بلوف آمریکایی است و شانسی برای تحقق در عمل ندارد. راوی: محمدمهدی اسلامی#ایران #جنگ #آمریکا 21:58 - 11 مرداد 1405