کلماتی که مثل «بمب ساعتی» در زندگی مشترک عمل میکنند
بعضی دعواهای زناشویی از یک اتفاق کوچک شروع میشوند، اما چند کلمه کافی است تا همان اتفاق به انفجاری از دلخوریهای قدیمی تبدیل شود.
گروه زندگی: قرار بود همسرتان زبالهها را بیرون ببرد، اما فراموش کرده است. خستهاید و دیدن کیسه زباله کنار در، مثل یک بمب ساعتی، کلافگیتان را منفجر میکند. عصبانی میشوید و برای خالی کردن این خشم، کلمات را مثل تیر به سمت او نشانه میروید: «تو همیشه همینطوری! هیچوقت به فکر من نیستی!» چند لحظه بعد، دیگر نه خبری از زبالههاست و نه موضوع بحث، زباله است؛ حالا تمام دلخوریهای دو سال اخیر، یکییکی از صندوقچه خاطرات بیرون کشیده شده و وسط دعوا ردیف میشوند.اما چطور یک اتفاق جزئی و چند ثانیهای، میتواند کلِ بنای یک زندگی مشترک را به لرزه درآورد؟در میز مشاوره امروز، با «سیده سارا موسوی»، روانشناسی بالینی، همراه شدهایم تا از یک خطای شناختیِ ویرانگر بگوییم که در اتاقهای درمان، نامش را «تعمیم افراطی» گذاشتهاند. همان دامی که یک اشتباه کوچک را به یک حکمِ کلی علیه شخصیت همسرمان تبدیل میکند. وقتی ذهن، یک اتفاق را به همه زندگی تعمیم میدهد
این روانشناس بالینی در ابتدا به ریشه شکلگیری این رفتارهای هیجانی اشاره میکند و میگوید: «یکی از خطاهای شناختی که شاید بیشتر از چیزی که فکر میکنیم در زندگی روزمره ما حضور دارد، تعمیم افراطی است. تعمیم افراطی یعنی چه؟ یعنی ما یک اتفاق ناخوشایند را تجربه میکنیم، اما ذهنمان بلافاصله همان یک اتفاق منفرد را به تمام موقعیتها، تمام گذشته و کل زندگیمان تعمیم میدهد.»موسوی با ذکر یک مثال ملموس از زندگی روزمره، این خطای ذهنی را چنین تصویر میکند:«مثلاً فرض کنید همسرمان یک روز فراموش میکند زبالهها را بیرون ببرد. شاید در ظاهر این یک اتفاق بسیار ساده و پیشپاافتاده باشد، اما یکباره میشنویم که طرف مقابل میگوید: تو همیشه همینطوری! هیچوقت به فکر من نیستی و من اصلاً نمیتوانم روی تو حساب کنم! دقت کنید؛ موضوع اولیه فقط یک کیسه زباله بوده، اما در عرض چند ثانیه در ذهن فرد تبدیل به واژههای سنگینی مثل همیشگی، هیچوقت و در نهایت من نمیتوانم روی تو حساب کنم میشود.»او ادامه میدهد: «یا در مثالی دیگر، خانمی یک بار از همسرش میخواهد وقتی از سر کار برگشت در کارهای خانه به او کمک کند. همسرش آن روز بهشدت خسته است و توان کمک کردن ندارد. در این لحظه ممکن است در ذهن خانم این فکر شکل بگیرد که: دیدی برایش مهم نیست من چقدر خستهام؟ و دفعه بعد که اتفاق مشابهی رخ میدهد، ذهن او خیلی سریع حکم صادر میکند که: همینه دیگه! همیشه همین بوده؛ اصلاً من را درک نمیکند!»
حمله به هویت، به جای حل مسئله
این روانشناسی بالینی با اشاره به تکرار فراوان این تله شناختی در مراجعات زناشویی تأکید میکند: «ما در اتاق مشاوره زوجین این الگو را بسیار زیاد میبینیم. گاهی منشأ و اختلاف اصلی فقط یک اتفاق کوچک و روزمره است، اما وقتی جملههایی مثل تو همیشه… یا تو هیچوقت… وارد گفتوگوهای دونفره میشود، طرف مقابل دیگر درباره آن اتفاق مشخص صحبت نمیکند؛ چون حس میکند شخصیت، تمام عملکرد گذشته و در واقع هویت او زیر سؤال رفته است. اینجاست که دقیقاً یک مسئله کوچک میتواند به یک دعوای بزرگ و فرسایشی تبدیل شود.»موسوی دعوت میکند که در این لحظات منصف باشیم و میگوید: «حالا بیایید یک سؤال مهم از خودمان بپرسیم؛ آیا واقعاً همسر ما همیشه همین کار را میکند؟ اگر واقعبینانه و منصفانه نگاه کنیم، معمولاً جواب نه است. ممکن است همسر ما بارها حواسش به ما بوده باشد و بارها همراهی کرده باشد، اما از آنجا که در آن لحظه خاص ناراحت و دلخوریم، ذهنمان صرفاً روی همان اتفاق منفی متمرکز میشود و خطای تعمیم افراطی باعث میشود آن دلخوری را به کل تاریخچه رابطهمان نسبت دهیم.»
چاشنی بمب را با یک مکث خنثی کنید!
سیده سارا موسوی برای پیشگیری از این چرخه مخرب، یک تکنیک کاربردی و در دسترس پیشنهاد میدهد: «ما برای حل این مشکل یک راهکار خیلی ساده داریم؛ دفعه بعد که خواستیم به همسرمان بگوییم تو همیشه… یا تو هیچوقت…، فقط یک لحظه مکث کنیم. کلمه همیشه را حذف کنیم و بهجایش آن اتفاق مشخص و عینی را بگذاریم.»او تفاوت ساختاری این دو نوع گفتوگو را اینگونه مقایسه میکند: «بهجای اینکه بگوییم: تو هیچوقت به من کمک نمیکنی!، جمله را اینطور تغییر دهیم: امروز خیلی خسته بودم و از تو کمک خواستم، اما کمکم نکردی؛ احساس کردم تنها ماندهام. این دو جمله شاید در پیام اولیه شبیه به هم به نظر برسند، اما تأثیرات روانیشان از زمین تا آسمان متفاوت است. در جمله اول مستقیماً به شخصیت و هویت طرف مقابل حمله شده و معمولاً نتیجهاش گارد گرفتن، حالت تدافعی و مقابله به مثل است. اما در جمله دوم، شما دقیقاً درباره یک اتفاق مشخصِ رخداده و احساس درونی خودتان صحبت میکنید؛ به همین دلیل، احتمال اینکه همسرتان بتواند کلام شما را بشنود و درک کند، بسیار بیشتر است.»
خط زدن کلمات مطلق از فرهنگ لغت خانه
این درمانگر بالینی با تأکید بر اینکه اصلاح روابط نیازمند گامهای عجیبوغریب نیست، میگوید: «گاهی برای بهتر شدن رابطه، اصلاً نیازی نیست اتفاق خیلی بزرگی بیفتد؛ نیازی نیست حتماً کادوی گرانی خریده شود یا لزوماً هی کلمات کلیشهای مثل دوستت دارم تکرار شود. گاهی فقط کافی است یاد بگیریم بین اتفاقاتی که امروز افتاده با حکمی که درباره تمام رابطهمان صادر میکنیم، مرز و تفاوت بگذاریم.»موسوی در پایان به عنوان یک تمرین مستمر به زوجها توصیه میکند: «اگر امروز از دست همسرتان ناراحت شدید، قبل از اینکه به زبان بیاورید: تو همیشه همینطوری هستی، چند ثانیه مکث کنید و از خودتان بپرسید: آیا واقعاً همیشه همین بوده، یا من الان صرفاً به خاطر اتفاق امروز، تمام گذشته را قاطی کردهام؟ همین یک مکث کوتاه میتواند جلوی خیلی از دعواهایی را بگیرد که اصلاً قرار نبوده اتفاق بیفتند. من همیشه به زوجینی که مراجعه میکنند تأکید میکنم که نسبت به کلماتی مثل همیشه، هیچوقت، اصلاً و حتماً حساسیت به خرج دهند و تا جایی که امکان دارد، این واژههای سمی و قطعی را از کلام و گفتوگوهای زناشوییشان حذف کنند.»
16:01 - 23 شهریور 1405