اینجا برای خبرنگار شدن باید سلاح دست بگیرید
امروز هر کسی در جایی که ایستاده است مانند سرباز پای لانچر برای کشورش میجنگد؛ از دانشجو و معلم گرفته تا آن کارگر پای دستگاه اما هر کدام سلاح مخصوص خود را دارد. اینجا اما آدمهایی هستند که برای گمنشدن حقیقت میجنگند.
گروه نوجوان: وقتی بچه بودیم و از ما عکس میگرفتند، آرزو داشتیم یکبار برویم آن طرف دوربین و ببینیم آن طرفش چه خبر است! اگر هم دستمان به دوربین میرسید، شروع میکردیم به تندتند فشاردادن دکمه شاتر و احتمالاً در ذهنمان حساب میکردیم چند شاهکار تاریخی ثبت کردهایم؛ عکسهایی از گوشه فرش، سقف خانه، پای آدمها یا حتی یک لیوان که اصلاً معلوم نبود چرا باید سوژه عکاسی باشد!آن روزها شاید فقط از روی کنجکاوی دلمان میخواست جای عکاس باشیم، اما بعدها فهمیدیم که عکاسی فقط فشاردادن یک دکمه نیست. یک عکس میتواند یک اتفاق را روایت کند، یکلحظه را برای همیشه نگه دارد و حتی بخشی از حافظه تاریخی آدمها شود.عکاسی خبری، نوجوانها را به یکی از نشستهای دانشکده توانا کشاند تا درباره عکاسی حرف بزنند و کمی دقیقتر به عکسهای خبری نگاه کنند.
عکاسی انتخاب استکلاس با چند سؤال ساده شروع شد: شما برای چه عکس میگیرید؟در طول کلاس سؤالها جدیتر شد؛ آیا تابهحال فکر کردهاید که عکسها بخشی از حافظه تاریخی بشر هستند؟ وقتی یک خبر را میخوانید، اول چشمتان دنبال تیتر میرود یا متن و عکس؟ اصلاً شده یک عکس آنقدر خوب باشد که قبل از خواندن متن، تمام حس یک اتفاق را به شما منتقل کند؟نوجوانها این بار پای صحبتهای مردانیان، پیشکسوت عکاسی خبری نشستند.او درس را با یک نکته مهم شروع کرد. عکاس همین که دوربین را جلوی چشمش میگیرد، دو کار را آغاز میکند: جزئیات را انتخاب میکند؛ بعضی چیزها را وارد قاب میکند و بعضی چیزها را کنار میگذارد.اما این انتخاب نمیتواند بیدلیل باشد. هر چیزی که در قاب قرار میگیرد باید با جزئیات دیگر ارتباط منطقی داشته باشد. یعنی عکاس فقط نمیبیند؛ او تصمیم میگیرد چه چیزی دیده شود.
۶۰۰ هزار عکس؛ یعنی عکاس خوبی هستی؟وسط صحبت درباره «سوژهیابی» و اینکه اصلاً چطور باید سوژه مناسب را پیدا کرد، مردانیان یک خاطره تعریف کرد؛ ماجرای عکاسی که در مدت حدود شش ماه، نزدیک به ۶۰۰ هزار عکس گرفته بود!آنقدر شاتر دوربینش را فشار داده بود که سرانجام مادربرد دوربین دچار مشکل شده بود.عدد ۶۰۰ هزار شاید در نگاه اول هیجانانگیز باشد، اما سؤال مهمتری پشت آن است: آیا زیاد عکسگرفتن یعنی خوب عکسگرفتن؟گاهی ممکن است یک نفر صدها عکس بگیرد، اما هیچکدام حرفی برای گفتن نداشته باشند. در عوض، یک عکس درست و بهموقع میتواند بیشتر از دهها عکس معمولی دیده و بهخاطر سپرده شود.اینجا بود که مفهوم «سوژه» جدیتر شد؛ اینکه قبل از فشردن شاتر باید بدانی چرا میخواهی عکس بگیری و اصلاً دنبال چه چیزی هستی.
عکاس، حقیقت را قیچی نمیکندیکی از مهمترین نکتههای این جلسه، «برش نزدن حقیقت» بود.عکاس خبری با یک اتفاق واقعی روبهروست و قرار است آن را ثبت کند؛ بنابراین انتخاب قاب نباید باعث شود حقیقت آنچه اتفاق افتاده، تغییر کند. عکاسی خبری فقط یک کار هنری نیست؛ بخشی از مسئولیت روایتکردن واقعیت است.
وقتی عکاسی وارد خواب میشود!مردانیان از علاقهاش به عکاسی هم گفت؛ علاقهای که فقط به زمان کار و دوربین محدود نمیشد و آنقدر جدی بود که حتی گاهی خواب عکاسی میدید.خاطرهای که تعریف کرد، نشان میداد عکاسی چطور میتواند ذهن آدم را درگیر خودش کند.در خواب، «رهبر شهید» قرار بود نمایشگاهی را افتتاح کنند و او هم دوربین را آماده کرده بود تا لحظه افتتاح را ثبت کند. قاب را تنظیم کرد، اما هرچه تلاش کرد، فوکوس درست نمیشد. بعد متوجه شد لنز را برعکس روی دوربین گذاشته است؛ کاری که در واقعیت اصلاً امکانپذیر نیست!اگر قرار است در یک کار حرفهای جدی شوید، باید آنقدر با آن زندگی کنید که فقط بخشی از ساعات روزتان نباشد.
اینجا قرار است کشف کنیدنوجوانها در ادامه با دانشکده رسانهٔ خبرگزاری فارس آشنا شدند؛ فضایی که قرار است آموزش را از حالت «فقط شنیدن و حفظکردن» بیرون بیاورد و نوجوان را باتجربه، گفتوگو و روبهروشدن با آدمهایی که در حوزههای خبری فعالیت حرفهای دارند، به دنیای واقعی نزدیکتر کند.برای ثبتنام فوری، عدد ۱۴ را به شماره ۵۰۰۰۱۰۱۴ ارسال کنید. یا از طریق لینک ثبتنام اقدام نمائید. 13:03 - 13 شهریور 1405