سرنوشت ایران در صندوق رای آمریکا تعیین نمیشود
در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، نگاهها به رقابت جمهوریخواهان و دموکراتها و تاثیر آن بر آینده سیاست خارجی واشنگتن دوخته شده است؛ اما برای ایران، مسئله اصلی نه پیروزی این حزب یا آن حزب، بلکه شناخت استمرارها و تفاوتهای راهبردی در سیاست آمریکا و تقویت مولفههای قدرت ملی برای مواجهه با هر سناریوی احتمالی است.
انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در سوم نوامبر ۲۰۲۶ صرفا رقابتی برای تعیین کرسیهای مجلس نمایندگان و سنا نیست؛ بلکه آزمونی سیاسی برای دولت ترامپ و بازتابی از شکافها و اختلافات عمیق در جامعه و ساختار سیاسی ایالات متحده به شمار میرود. اهمیت این انتخابات از آن جهت است که نتیجه آن میتواند توازن قدرت در واشنگتن را تغییر دهد و بر دو سال پایانی ریاستجمهوری ترامپ و مسیر سیاست داخلی و خارجی آمریکا تأثیر بگذارد.در این انتخابات، تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی از مجموع ۱۰۰ کرسی مجلس سنا به رأی گذاشته میشود. جمهوریخواهان در حال حاضر اکثریت محدودی در هر دو مجلس دارند و دموکراتها برای تغییر این وضعیت به پیروزی در تعدادی از رقابتهای حساس نیازمندند. بنابراین، حتی جابجایی چند کرسی نیز میتواند معادلات سیاسی کنگره را تغییر دهد و بر روند تصویب قوانین، بودجه، نظارت بر دولت و پیشبرد برنامههای رئیسجمهور اثر بگذارد.با این حال، تقلیل اهمیت این انتخابات به رقابت میان جمهوریخواهان و دموکراتها، نادیده گرفتن واقعیتهای عمیقتری است که سیاست آمریکا با آن مواجه است. جامعه آمریکا در سالهای اخیر با اختلافات جدی بر سر مسائل اقتصادی، هزینههای زندگی، مهاجرت، هویت سیاسی و اجتماعی و جایگاه این کشور در نظام بینالملل روبرو بوده است. از این منظر، انتخابات کنگره را باید بازتابی از رقابت بر سر تعریف آینده آمریکا و چگونگی حفظ جایگاه این کشور در جهان دانست.
در حوزه سیاست خارجی، رویکرد جمهوریخواهان به رهبری ترامپ بر شعار «اول آمریکا» استوار است. این رویکرد، ملیگرایی اقتصادی، استفاده مستقیم از ابزارهای فشار، یکجانبهگرایی و بهرهگیری از قدرت اقتصادی و نظامی برای تامین منافع واشنگتن را در اولویت قرار میدهد. در چنین نگرشی، روابط خارجی بیش از آنکه بر همکاریهای بلندمدت و تعهدات چندجانبه استوار باشد، با معیار سود و زیان و میزان امتیاز قابل دستیابی سنجیده میشود.در مقابل، دموکراتها معمولا بر همکاری با متحدان، تقویت ائتلافهای بینالمللی، دیپلماسی چندجانبه و هماهنگی با شرکای آمریکا تاکید بیشتری دارند. با این حال، نباید تفاوت در شیوهها را با تفاوت بنیادین در اهداف راهبردی اشتباه گرفت. هر دو جریان سیاسی، با وجود اختلاف در ابزارها و روشها، در موضوعاتی مانند حفظ نفوذ جهانی آمریکا، امنیت رژیم صهیونیستی و صیانت از منافع راهبردی واشنگتن در مناطق مختلف جهان، اشتراکات قابل توجهی دارند.از همین رو، پیروزی احتمالی دموکراتها در کنگره را نباید به معنای تغییر اساسی در سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران تلقی کرد. ممکن است روشهای اعمال فشار، ادبیات سیاسی و شیوه تعامل دیپلماتیک تغییر کند، اما تجربه گذشته نشان داده است که اختلافات حزبی در واشنگتن الزاماً به معنای کنار گذاشتن اهداف مشترک راهبردی این کشور نیست.
یکی از موضوعات مهم در فضای انتخاباتی آمریکا، تحولات غرب آسیا و احتمال گسترش تنشها با ایران است. هرگونه درگیری نظامی در منطقه میتواند پیامدهایی فراتر از میدان نظامی داشته باشد و بر بازار انرژی، قیمت سوخت، هزینه حمل و نقل، تورم و معیشت شهروندان آمریکایی اثر بگذارد. در شرایطی که اقتصاد و هزینههای زندگی از مسائل مهم مورد توجه رأیدهندگان آمریکایی است، افزایش تنشهای منطقهای میتواند برای دولت و جریان سیاسی حاکم هزینهساز شود.البته گزارشها درباره بررسی سناریوهای احتمالی تشدید درگیری یا واکنشهای متقابل منطقهای را نباید به معنای اتخاذ تصمیم قطعی برای اقدام نظامی دانست. با این حال، همین احتمال نشان میدهد که تحولات غرب آسیا میتواند به یکی از متغیرهای تأثیرگذار بر فضای سیاسی و محاسبات انتخاباتی آمریکا تبدیل شود.از نظر نتایج انتخابات نیز سه سناریوی اصلی قابل تصور است:نخست، جمهوریخواهان اکثریت هر دو مجلس را حفظ کنند؛ در این صورت، دولت ترامپ برای پیشبرد برنامههای داخلی و بودجهای خود از پشتوانه سیاسی بیشتری برخوردار خواهد بود.دوم، دموکراتها اکثریت مجلس نمایندگان را به دست آورند، اما کنترل سنا در اختیار جمهوریخواهان باقی بماند؛ وضعیتی که میتواند اختلافات میان کنگره و کاخ سفید را افزایش دهد.سوم، دموکراتها هر دو مجلس را به دست بگیرند؛ در این شرایط، نظارت کنگره بر دولت ترامپ تشدید خواهد شد و پیشبرد بخشی از برنامههای او با موانع جدیتری مواجه میشود.
با وجود این، باید توجه داشت که تغییر ترکیب کنگره بهتنهایی به معنای تغییر فوری سیاست خارجی آمریکا نیست؛ زیرا رئیسجمهور همچنان از اختیارات مهمی در حوزه سیاست خارجی و فرماندهی نیروهای مسلح برخوردار است. بنابراین، نباید درباره پیامدهای انتخابات برای ایران دچار خوشبینی یا بدبینی شتابزده شد.برای جمهوری اسلامی ایران، مسئله اصلی نباید پیروزی این حزب یا آن حزب در آمریکا باشد. راهبرد کشور باید بر شناخت واقعبینانه تحولات، تقویت ظرفیتهای اقتصادی، حفظ انسجام ملی، افزایش توان بازدارندگی و بهرهگیری هوشمندانه از فرصتهای دیپلماتیک استوار بماند. ایران نباید تصمیمگیری درباره منافع ملی خود را به نتایج صندوقهای رأی در واشنگتن گره بزند.تحولات یک سال گذشته بار دیگر این پرسش را در برابر افکار عمومی جهان قرار داده است که آیا تصویر قدرت آمریکا در رسانهها، با توان واقعی این کشور برای تحمیل اراده خود در میدان نیز مطابقت دارد؟ جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که معادلات منطقه را نمیتوان صرفاً از پشت میزهای واشنگتن تعیین کرد. قدرت رسانهای و نظامی آمریکا واقعیتی قابل انکار نیست، اما این قدرت لزوماً به معنای توانایی نامحدود برای تحمیل خواستهها و تغییر قطعی معادلات میدانی نیست.در این میان، حضور و همراهی مردم در صحنه و آمادگی و ایستادگی نیروهای مسلح، دو مؤلفه مهم اقتدار ملی ایران به شمار میروند. امنیت و استقلال کشور با اتکا به همین سرمایه اجتماعی، توان دفاعی و اراده ملی پاسداری میشود. این همافزایی، پشتوانهای اساسی برای مواجهه هوشمندانه با تهدیدها و بهرهگیری از فرصتهای پیشروست.
در نهایت، چه جمهوریخواهان در کنگره دست بالا را داشته باشند و چه دموکراتها بخشی یا تمام آن را به دست آورند، مبنای راهبرد ایران باید ثابت بماند: استقلال، عزت، انسجام ملی و اتکا به توان داخلی.اقتدار ملتها در صندوقهای رأی دیگر کشورها ساخته نمیشود، بلکه از اراده، ایمان، وحدت، تدبیر و توانایی دفاع از منافع ملی سرچشمه میگیرد؛ و باور ما این است که نصرت و پیروزی، در کنار تلاش و ایستادگی، از جانب خداوند متعال است؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: و ماالنصر الا من عندالله العزیز الحکیم
09:24 - 10 آبان 1405