کلانروایت رهبر انقلاب چیست؟
وقتی راهبرد اصلی دشمن در این جنگ، تصویرسازی غلط از واقعیتهاست؛ روایت قدرت ایران به ضرورتی تاریخی بدل میشود.
فارس - خط رهبری: هنر در روایت کردن است؛ وقتی راهبرد اصلی دشمن در این جنگ، تصویرسازی غلط از واقعیتهاست؛ روایت قدرت ایران به ضرورتی تاریخی بدل میشود: «در دوران کنونی و شرایط خطیر و پیچیدهای که وصول به «ایران هرچه قویتر» با آن روبهرو است، یکی از امور ضروری برای دستیابی به این هدف، علاوه بر تلاش شبانهروزی و ابتکار مستمر، تبیین و روایت قدرت و قوّت ایران و ملّت عزیز آن میباشد.» ما امروز به قیام علیه فراموشی و مبارزه با غفلت از داشتهها و دستاوردها دعوت شدهایم؛ و این، فراتر از یک توصیه ادبی یا اخلاقی، یک راهبرد دفاعی ـ تهاجمی در جنگ شناختی محسوب میشود.
پس شادمانه باید بهخاطر آورد که بینوا و تهیدست بودیم، اما فضل خدا ما را توانگر ساخت؛ لگدکوب حوادث روزگار بودیم، اما راهیاب شدیم. پیش از بهار سال ۵۷، در سرزمین خود بیگانه و غریب بودیم؛ نفت داشتیم و صاحباختیار نبودیم، ارتش داشتیم و قدرت دفاع از خود نداشتیم. در عصر سلطنت شاهان ما علیرغم داشتن منابع بسیار، موقعیت جغرافیایی و سرمایه انسانی، در تصمیمهای بزرگ سیاسی و امنیتی چشم به اراده قدرتهایی دوخته بودیم که هزاران کیلومتر دورتر نشسته بودند و با سرنوشتمان بازی میکردند. انقلاب ما را صاحب سرنوشت کرد و ارادهمان را برای برخاستن برانگیخت. ما «به برکت اقامه حق و امداد الهی، اینک به روزهایی رسیدهایم که خودِ سلطهگران متجاوز، و نه دنبالهرُوان آنان، در مقابل حملات رزمندگان اسلام، جانپناهی میجویند و دست التماس به تَرک جنگ برمیدارند». این همان کلانروایتی است که باید بسیار به آن بپردازیم و به گوش نسلهای پس از خود برسانیم؛ چراکه نعمت، اگر دیده و روایت نشود، بهتدریج فراموش میشود. مگر قرآن به آن یتیم نظرکرده که پیامبری جهانی شد نفرموده بود: «وَأَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ»؟
سرمایهی عظیم ماما از روزهایی پر از حسرت و ناکامی، ذلت و وابستگی کنون به این اقتدار و عزت رسیدهایم. در این روزگار بهقدر اعلای خود آگاه شده و بار دیگر استقامتمان را فریاد زدیم. ما توان مراقبت از یکدیگر، آزادیخواهی و استقلالطلبیمان را به رخ جهان کشیدیم. بعثت ملتی را دیدیم که در لحظه خطر، به نیرویی ورای همه قدرتها متوسل میشد و خدایی بزرگتر از همه توصیفات را به خاطر میآورد. وحدت کلمه را نفس کشیدیم و نصرت الهی را، و این همه ثمره حرکت و جهاد و مقاومتمان بود. ما که حزب ضدمردمی بعثت را با یک مقابله تمام عیار مردمی شکست داده بودیم؛ برای سومین بار عزم ملی برای تاراندن دشمن را فریاد زدیم. این بود حاصل نعمت باهمبودن و همدلی؛ نعمتی که ما را از «من»های پراکنده به یک «ما»ی مقاوم رساند و احساس همسرنوشتی و تعلق را در میان مردمان سرزمین پارس پدید آورد. این نعمت، همان سرمایهی عظیمی است که انقلاب اسلامی آن را به ایران و جهان اعطا کرد: جمهوری اسلامی!
مردمآبادایران امروز، با مردمش آباد است. آبادانی این سرزمین با جوانانی که بر سکوی افتخار جهانی میایستند و پرچم را به اهتزاز در میآوردند، رقم میخورد. با دانشآموزانی که نام ایران را در میادین علمی نمایندگی میکنند و با نخبگان و ورزشکاران و معلمان و مهندسانی که در تلاش برای تعالی و پیشرفتاند، حاصل میشود. ملت مقاوم و در پی تعالی، در هر نقش و جایگاه وظیفهای، نعمت است و ما صاحب گنج عظیمیم. النّاس معادن کمعادن الذّهب و الفضّة!
شکر نعمت از لحظه درک همین حقیقت و روایت قدرت آغاز میشود. از لحظهای که خدا را سرچشمه داشتههای خویش میبینیم و میکوشیم شایسته دریافت نفحات و نصرت الهی باشیم؛ روایت قدرت ایران، از دل روایت نعمتها متولد میشود. وقتی نعمتی را میبینیم و روایت میکنیم، نسبت ما با آن تغییر میکند؛ دیگر آن را امری بدیهی و فراموششدنی نمیبینیم، بلکه آن را سرمایهای برای ساختن آینده مییابیم. شاید امروز، یکی از مصادیق همین «حدیث نعمت» آن باشد که ایران را آنگونه که هست ببینیم؛ در آینه ظرفیتها، قدرتها، پیشرفتها و انسانهایی که امروزِ سرنوشتساز و آیندهٔ امیدآفرین این سرزمین را میسازند و ققنوسوار از دل سختی و رنج بیشمار زاده میشوند. قیام علیه فراموشی، از همین نقطه آغاز میشود: روایت قدرت ایرانزمین در عرصه جهانی!
15:37 - 16 مهر 1405