تیر آخر آمریکا به سنگ می‌خورد؟

اکنون واشنگتن آشکارا از مرحله جدیدی سخن می‌گوید. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد آمریکا وارد «مرحله نهایی» فشار علیه ایران شده است. اما آیا این رویکرد به سرانجام می‌رسد؟
فارس - خط رهبری: اسفندیار، پهلوان رویین‌تن شاهنامه تقریباً از هر ضربه‌ای در امان بود؛ تیر و شمشیر بر بدنش کارگر نمی‌افتاد. اما رویین‌تنی او یک استثنا داشت: چشم‌ها. تنها نقطه‌ای که می‌شد از آن به او آسیب زد، همان جایی بود که کمتر کسی انتظارش را داشت. راز شکست اسفندیار نه در قدرت بیشتر دشمن بلکه در پیدا کردن نقطه آسیب‌پذیر او بود.داستان اسفندیار، امروز استعاره‌ای قابل تأمل برای فهم مرحله تازه جنگ آمریکا و ایران است. واشنگتن و تل‌آویو در آغاز جنگ تحمیلی سوم، روی یک محاسبه روشن ایستاده بودند: با ضربه نظامی می‌توان ایران را از درون و بیرون شکست داد. اما وقتی این محاسبه به نتیجه نرسید، زمین بازی تغییر کرد؛ از آسمان به اقتصاد و از مراکز نظامی به سفره مردم.
چهار هدفی که محقق نشدوقتی جنگ در نهم اسفند آغاز شد، چهار هدف راهبردی در برابر واشنگتن و تل‌آویو قرار داشت: فروپاشی نظام سیاسی ایران، نابودی زیرساخت هسته‌ای، از میان بردن توان موشکی و قطع حمایت ایران از محور مقاومت.اما جنگ مطابق نقشه اولیه پیش نرفت. نه ساختار سیاسی فروپاشید، نه توان موشکی ایران از میان رفت، نه برنامه هسته‌ای به شکلی که طراحان جنگ می‌خواستند پایان یافت و نه ایران از شبکه منطقه‌ای خود دست کشید. در مقابل، جنگ هزینه‌هایی را نیز به آمریکا تحمیل کرد که در محاسبات اولیه کمتر دیده می‌شد؛ از فرسایش توان و حضور نظامی آمریکا در منطقه تا بحران انرژی و تنگه هرمز.
جان مرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگو، نیز در تحلیل‌های اخیر خود صریحاً از شکست آمریکا در جنگ و ناتوانی واشنگتن در دستیابی به اهدافش سخن گفته است. او در تازه‌ترین تحلیل خود معتقد است محاصره و تلاش برای خفه کردن اقتصاد ایران نیز به جایی نخواهد رسید. از این منظر، تشدید فشار اقتصادی نه نشانه قدرت و اطمینان واشنگتن بلکه واکنشی عصبی و ناشی از ناکامی آن در تحقق اهداف جنگ و ترس از آشکار شدن این شکست است: «آن عکس‌العملی که آمریکایی‌ها دارند ‌نشان میدهند، نشانه‌ی ضعف و نشانه‌ی عصبانیت ناشی از شکست‌خوردگی آنها است. ‌بینی‌شان به خاک مالیده شده؛ لذا عصبانی‌اند.‌» امام شهید سید علی خامنه‌ای ۱۳۹۶/۰۶/۳۰
۱۲ MB
میدان تازه جنگ؛ جایی میان جیب و سفره مردماکنون واشنگتن آشکارا از مرحله جدیدی سخن می‌گوید. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد آمریکا وارد «مرحله نهایی» فشار علیه ایران شده و هدف، قطع شریان‌های اقتصادی و منزوی کردن تهران است. او این عملیات را «بزرگ‌ترین حمله مالی» علیه ایران توصیف کرد. ترامپ نیز از آغاز «سنگین‌ترین عملیات اقتصادی» علیه ایران سخن گفته و حتی شرکای تجاری، بانک‌ها و شرکت‌هایی را که به ایران امکان ادامه مبادلات بدهند، به مجازات اقتصادی تهدید کرده است.
معنای این تغییر تاکتیک روشن است: اگر نتوان ایران را با ضربه نظامی از پا درآورد، باید نقطه‌ای را هدف گرفت که بیشترین فشار اجتماعی را ایجاد می‌کند؛ اقتصاد و معیشت مردم. البته این نخستین‌بار نیست که واشنگتن چنین محاسبه‌ای می‌کند. فشار حداکثری دوره اول ترامپ نیز با هدف ایجاد فشار اقتصادی برای تغییر رفتار ایران دنبال شد، اما در نهایت به جایی نرسید. امروز همان منطق با ابزارهایی سخت‌تر و گسترده‌تر بازگشته است. هدف فقط کاهش درآمدهای دولت نیست. هدف، انتقال فشار از دولت به جامعه است؛ افزایش هزینه زندگی، اختلال در تجارت، تشدید نااطمینانی و در نهایت فرسایش تاب‌آوری اجتماعی. اگر فشار اقتصادی بتواند نارضایتی را به آشوب تبدیل کند، آن‌گاه جنگ اقتصادی می‌تواند کار نیمه‌تمام جنگ نظامی را از داخل دنبال کند.
ایران چه چیزی در دست دارد؟اما اینجا نیز داستان به «محاصره» ختم نمی‌شود. ایران برخلاف کشوری که تازه با تحریم مواجه شده باشد، چند دهه تجربه عبور از فشار اقتصادی را پشت سر گذاشته است. شبکه تجارت با همسایگان، مسیرهای غیرغربی مبادلات، ظرفیت انرژی، بازار بزرگ داخلی، تجربه دور زدن محدودیت‌های مالی و روابط راهبردی با چین و روسیه، مجموعه‌ای از مسیرهای جایگزین در اختیار تهران قرار می‌دهد.چین مهم‌ترین شریک تجاری ایران است و مرشایمر نیز تصریح کرده که پکن برخلاف خواست واشنگتن، حاضر نیست روابط اقتصادی خود با تهران را قطع کند. او روسیه و پاکستان را نیز در همین چارچوب ارزیابی می‌کند.در کنار این ظرفیت‌ها، تنگه هرمز یک متغیر ژئوپلیتیکی مهم است. فشار بر صادرات انرژی ایران می‌تواند با اختلال در جریان انرژی منطقه، هزینه محاصره را برای اقتصاد جهانی و حتی آمریکا افزایش دهد. ایران می‌تواند با محدود کردن جریان نفت و گاز از هرمز، بخشی از فشار اقتصادی را به طرف مقابل منتقل کند.بنابراین ابزار ایران فقط «تحمل تحریم» نیست؛ انتقال هزینه، تنوع‌بخشی به مسیرهای تجارت، استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای و فعال کردن اهرم‌های ژئوپلیتیکی نیز بخشی از پاسخ است.
سفره مردم، خط مقدم جدیداگر آمریکا اقتصاد و معیشت را به میدان اصلی جنگ تبدیل کرده، پاسخ ایران نیز نمی‌تواند با همان شیوه‌های معمول اداره اقتصاد در شرایط عادی داده شود. جنگ اقتصادی با بخشنامه‌های روزمره و مدیریت کند و فرسوده شکست نمی‌خورد. در چنین شرایطی، اولویت باید حفظ قدرت خرید مردم، تأمین کالاهای اساسی، کنترل زنجیره توزیع، جلوگیری از جهش‌های غیرضروری قیمت، حمایت از تولید، حفظ اشتغال و جلوگیری از تصمیم‌هایی باشد که فشار جنگ را مستقیماً به خانوار منتقل می‌کند.این همان نقطه‌ای است که مسئولیت دولت از «مدیریت اقتصاد» به دفاع اقتصادی تبدیل می‌شود. اگر دشمن می‌خواهد از کوچک شدن سفره مردم برای فرسایش سرمایه اجتماعی استفاده کند، مقابله با آن فقط با افزایش درآمدهای دولت ممکن نیست؛ باید هزینه زندگی مردم کاهش یابد و احساس امنیت اقتصادی بازسازی شود: «تأمین معیشت مردم و ارتقاء زیرساختهای زیستی و رفاهی و تولید ثروت برای عموم مردم نکته کانونی و نوعی دفاع و بلکه پیشروی چشمگیر در مقابل جنگ اقتصادی که دشمن براه انداخته تلقی شود.» ۱۴۰۴/۱۲/۲۹
از این منظر در میانه جنگی وجودی با دشمن، وقت اجرای بی‌محابای نسخه‌هایی نیست که فشار را بر مردم سنگین‌تر می‌کند. اصلاحات اقتصادی اگر ضروری است، باید با اولویت‌بندی، زمان‌بندی و ملاحظه توان تحمل جامعه انجام شود و پیش از هر تصمیم، از راه‌های جایگزین برای تأمین منابع، کاهش هزینه‌ها و مدیریت فشارهای اقتصادی استفاده شود؛ نه آنکه در بحبوحه جنگ، ساده‌ترین راه یعنی انتقال مستقیم هزینه‌ها به مردم و ضعیف‌ترین اقشار انتخاب شود.
چشم اسفندیار، نقطه پایان نیستاسفندیار را سرانجام با همان نقطه‌ای زدند که آسیب‌پذیر بود. اما درباره ایران، ماجرا یک تفاوت اساسی دارد: چشم اسفندیار ایران فقط یک نقطه ضعف نیست؛ می‌تواند به نقطه مقاومت نیز تبدیل شود.آمریکا حالا دقیقاً همان جایی را هدف گرفته که تصور می‌کند می‌تواند از طریق آن جامعه ایران را فرسوده کند. پاسخ به این حمله، نه انکار دشواری‌های اقتصادی است و نه وعده‌های ساده‌انگارانه. پاسخ، ترکیبی از انسجام اجتماعی، مدیریت جهادی، فعال‌سازی ظرفیت‌های داخلی، استفاده هوشمندانه از شرکای شرقی و منطقه‌ای، بهره‌گیری از اهرم‌های ژئوپلیتیکی و مهم‌تر از همه دفاع واقعی از معیشت مردم است.
۱۲ MB
اگر مردم احساس کنند در این جنگ تنها نیستند و مسئولان نیز همان فشاری را که دشمن بر زندگی آنان وارد می‌کند، با مدیریت دقیق و شبانه‌روزی خنثی می‌کنند، محاسبه واشنگتن درباره تبدیل فشار اقتصادی به آشوب داخلی نیز با شکست مواجه خواهد شد.داستان اسفندیار بنابراین قرار نیست به چشم او ختم شود. چشم اسفندیار امروز سفره مردم است؛ اما اگر این سفره با همبستگی مردم و تلاش شبانه‌روزی مسئولان حفظ شود، همان نقطه‌ای که دشمن برای شکست ایران انتخاب کرده، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین میدان‌های شکست او تبدیل شود: «محاصره دشمن ماندنی و ابدی نیست، از بین‌رفتنی است. کمااینکه در بسیاری از میدان‌ها، آن محاصره را ما به قدرت خودمان شکستیم؛ نه به لطف این و آن. جمهوری اسلامی هر کاری کرده است، با اتکا به نیروی خودش انجام داده است.» ۱۳۷۵/۱۱/۱۸
16:29 - 17 شهریور 1405
خط رهبری

5 بازنشر15 واکنش
107٫5k بازدید



5 پاسخ

@mohammad_k1 روز پیش
در پاسخ به
اگر دولتی بد بود باید اعتراض کرد ، ولی چون الان نتانیاهو و ترامپ منتظر کشتن مردم هستند کمتر اعتراض می کنیم ، ان شاءالله سال بعد اعتراض می کنیم

@mohammad_k1 روز پیش
تا سال بعد انتقام و خون خواهی باید انجام شده باشد

تصویر نمایه‌ی ‌ایران سرزمین جاوید‌
در پاسخ به
در این جنگ موجودیتی میدان و مردم عالی عمل میکننداما اسب تروآ دشمن در داخل کشور جریانهای سیاسی ونفوذی غربگرا برای ضربه زدن ازدرون باایجادتفرقه و سست کردن مقاومت و اخلال درمعیشت مردم باایجادگرانی و تورم تصنعی به منظور شعله ورکردن آشوب و کشاندن آنها به خیابانها و ترک فعل و ارسال پالسهای ضعف مسئولان است

در پاسخ به
دولت باید یه استعفا خوشحالمون کنه