«زنان» برندگان درآمدی اقتصاد آمریکا، به چه قیمتی؟

زنان آمریکایی طی چهار دهه توانستند ۹۱ درصد از افزایش درآمد خانواده‌های طبقه متوسط را رقم بزنند؛ اما در سوی دیگر این موفقیت اقتصادی، خانواده آمریکایی با سرمایه‌ای کمیاب‌تر از پول مواجه شده است: زمان.
گروه زنان: چه کسی هزینه رشد درآمد خانواده آمریکایی را پرداخت کرده است؟ پاسخ یک گزارش پژوهشی از مؤسسه «بروکینگز»، تا حدی، زنان هستند؛ زنانی که حضور بیشترشان در بازار کار بخش بزرگی از رشد درآمد طبقه متوسط آمریکا را رقم زده، اما هم‌زمان بخش بیشتری از زمان خود را به بازار کار سپرده‌اند. به بیان ساده‌تر، خانواده آمریکایی برای جبران فشار درآمدی، سرمایه دیگری را وارد بازار کرده است: زمان.ایزابل ساوهیل و کاترین گایوت، پژوهشگران بروکینگز، در گزارشی که در سال ۲۰۲۰ منتشر کردند، نشان می‌دهند درآمد متوسط خانوار طبقه متوسط آمریکا از ۵۷۴۲۰ دلار در سال ۱۹۷۹ به ۶۹۵۵۹ دلار در سال ۲۰۱۸ رسیده است. اما اگر سهم زنان در درآمد خانوار طی این سال‌ها تغییر نمی‌کرد، این رقم در سال ۲۰۱۸ تنها به ۵۸۵۰۲ دلار می‌رسید. به‌این‌ترتیب، نویسندگان برآورد می‌کنند ۹۱ درصد از افزایش درآمد خانوارهای طبقه متوسط در این دوره به افزایش سهم زنان در درآمد خانواده مربوط بوده است.این عدد، در نگاه اول، روایت موفقیت زنان در اقتصاد آمریکا است؛ اما ادامه گزارش، وجه دیگری از همین موفقیت را آشکار می‌کند.
پول بیشتر، زمان کمترورود زنان به بازار کار، فشار مالی خانواده را کاهش داده، اما به تعبیر بروکینگز، هم‌زمان «فشردگی زمانی» ایجاد کرده است. زوج‌های متأهل طبقه متوسط دارای فرزند اکنون مجموعاً حدود ۳۴۴۶ ساعت در سال کار می‌کنند؛ بیش از ۶۰۰ ساعت بیشتر از سال ۱۹۷۵. در خانواده‌هایی که هر دو والد شاغل‌اند، مجموع ساعات کار سالانه به نزدیک ۴۰۰۰ ساعت می‌رسد؛ یعنی حدود ۲۰۰۰ ساعت برای هر نفر.در واقع، بخشی از آنچه خانواده آمریکایی برای جبران رشد کند درآمد به دست آورده، نه از افزایش چشمگیر دستمزد، بلکه از افزایش عرضه نیروی کار خانوار آمده است. زنانی که بیشتر و طولانی‌تر کار کرده‌اند، به منبع جدید درآمد تبدیل شده‌اند؛ اما ساعت‌های شبانه‌روز افزایش پیدا نکرده است.اینجاست که مفهوم «سرمایه زمانی» اهمیت پیدا می‌کند: خانواده برای به دست آوردن پول بیشتر، از چیزی هزینه کرده که امکان تولید مجدد آن وجود ندارد؛ زمان والدین و فرزندان. اقتصاد از زنان استفاده کرد؛ اما خانواده را با خود همراه نکردمسئله‌ای که بروکینگز برجسته می‌کند، صرفاً اشتغال زنان نیست؛ بلکه عدم تطابق ساختار بازار کار با ساختار جدید خانواده است.زنان به شکل گسترده وارد بازار کار شده‌اند، اما هفته کاری استاندارد آمریکا تقریباً همان الگوی چند دهه قبل را حفظ کرده است. مرخصی با حقوق، مراقبت از کودک و ساعات مدرسه نیز به‌اندازه تغییر نقش اقتصادی زنان متحول نشده‌اند. پژوهشگران بر این عقیده‌اند که سیاست‌های عمومی آمریکا نتوانسته‌ با تغییر عمیق نقش زنان در اقتصاد و خانواده همگام شوند.
نتیجه روشن است: اقتصاد آمریکا از نیروی کار زنان بهره برده، اما زیرساخت‌های لازم برای اینکه کار و خانواده هم‌زمان امکان زیست داشته باشند به همان سرعت توسعه نیافته‌اند.مقایسه بین‌المللی این مسئله را برجسته‌تر می‌کند. بروکینگز می‌گوید آمریکایی‌های در سن کار به طور متوسط حدود ۴۰ ساعت در هفته و ۴۸ هفته در سال کار می‌کنند، درحالی‌که همتایان آلمانی آنها حدود ۳۵ ساعت در هفته و ۴۴ هفته در سال کار دارند. برآورد این مؤسسه نشان می‌دهد کارگر آمریکایی در طول سال حدود ۲۰۰ تا ۴۰۰ ساعت بیشتر از کارگران بسیاری از کشورهای اروپایی کار می‌کند.بنابراین مسئله فقط «کارکردن زن» نیست؛ مسئله مدلی از اقتصاد است که افزایش مشارکت اقتصادی زنان را پذیرفته، اما زمان خانواده را به همان اندازه به رسمیت نشناخته است.هزینه پنهان، روی دوش مادراناین فشار زمانی برای زنان شدیدتر است، زیرا ورود آنها به بازار کار به معنای خروج کامل از مسئولیت‌های خانه نبوده است.بر اساس داده‌هایی که بروکینگز ارائه می‌کند، بین سال‌های ۱۹۶۵ تا ۲۰۱۱ زمان کار خانگی مردان تقریباً از ۴ به ۹ ساعت در هفته افزایش‌یافته، درحالی‌که زمان کار خانگی زنان از ۲۸ به ۱۵ ساعت کاهش‌یافته است. بااین‌حال، مادران همچنان حدود دوبرابر پدران وقت صرف مراقبت از کودکان می‌کنند.در نتیجه، زن آمریکایی نه از نقش اقتصادی قدیمی خود خارج شده و نه کاملاً از نقش سنتی مراقبتی رها شده است؛ بلکه در بسیاری از خانواده‌ها، هر دو نقش را هم‌زمان حمل می‌کند.
حتی بیش از ۴۰ درصد مادران آمریکایی، بنا بر داده‌های مورد استناد بروکینگز، یا نان‌آور اصلی خانواده‌اند یا به‌تنهایی درآمد خانواده را تأمین می‌کنند.این همان نقطه‌ای است که می‌توان روایت بروکینگز را یک گام جلوتر برد: زنان از یک سو موتور رشد درآمد خانواده شده‌اند و از سوی دیگر، هنوز بخش بزرگی از هزینه مراقبت و کار خانگی را بر دوش دارند.زن، قربانیِ موفقیت خودش؟البته نمی‌توان این داده‌ها را به معنای شکست اشتغال زنان تفسیر کرد. خود بروکینگز نیز چنین نتیجه‌ای نمی‌گیرد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که ساختار اقتصادی از این موضوع استفاده می‌کند، اما ساختار اجتماعی و سیاست عمومی خود را با آن هماهنگ نمی‌کند.به همین دلیل، شاید دقیق‌تر باشد که زنان را نه «قربانی کار» بلکه قربانی یک مدل اقتصادیِ ناهماهنگ با خانواده بدانیم.مدلی که می‌گوید زن می‌تواند هم‌زمان کارمند تمام‌وقت، مادر، مراقب کودک و مدیر خانه باشد؛ اما الزاماً زمان، زیرساخت، مرخصی یا خدمات کافی برای انجام هم‌زمان این نقش‌ها فراهم نمی‌کند.در چنین شرایطی، انتخاب میان «درآمد بیشتر» و «زمان بیشتر با خانواده» به یک انتخاب واقعی تبدیل می‌شود.
وقتی درآمد رشد می‌کند اما زمان نهتناقض اصلی اقتصاد آمریکا شاید همین باشد: درآمد خانواده را می‌توان با اضافه‌کردن یک نیروی کار بیشتر افزایش داد، اما زمان را نمی‌توان تولید کرد.زنان در چهار دهه گذشته بخش بزرگی از رشد درآمد طبقه متوسط را به دوش کشیده‌اند؛ اما اکنون که بیشتر زنان وارد بازار کار شده‌اند، خود بروکینگز هشدار می‌دهد این منبع رشد درآمدی به محدودیت نزدیک شده است.اگر قرار است اشتغال زنان یک دستاورد باشد، نباید بهای آن از رابطه مادر و فرزند، حضور والدین در خانه و کیفیت زندگی خانوادگی پرداخت شود.زنان نباید برای اثبات توانایی اقتصادی خود، مجبور به انتخاب میان‌درآمد و خانواده باشند.مسئله اصلی، نه کارکردن زنان، بلکه اقتصادی است که از نیروی کار آنها بهره می‌برد اما هنوز به‌اندازه کافی برای حفظ مهم‌ترین سرمایه -خانواده- هزینه نکرده است.
18:54 - 28 مرداد 1405
زنان

1 بازنشر5 واکنش
32٫4k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌John John‌
@Hossai6728 مرداد 1405
.