نابغهای که حاج قاسم را کشف کرد
پشت هر فرمانده بزرگ، گاهی مردی ایستاده که زودتر از همه، آینده او را دیده است؛ برای حاجقاسم، یکی از این مردان حسن باقری بود؛ نابغه ۲۶سالهای که استعداد فرماندهی او را شناخت و خود، پیش از آنکه فرصت دیدن ثمره این شناخت را پیدا کند، در فکه به شهادت رسید.
خبرگزاری فارس ـ کرمان: گاهی جایگاه آدمها را نه سن و سالشان، که عملکردشان تعیین میکند؛ درست مثل حاجقاسم جوان که در ماههای نخست جنگ، هنوز نامی آشنا برای همه نبود، اما در میدان آنقدر از خود نشان داد که نگاه حسن باقری را به خود جلب کرد.حاجقاسم آن روزها فرماندهی جوان از کرمان بود و حسن باقری، جوان ۲۴سالهای که آمده بود تا جنگ را از دل اطلاعات و شناسایی بشناسد. باقری خیلی زود تواناییهای قاسم را دید؛ شناختی که بعدها در مسیر شکلگیری و رشد نیروهای کرمانی و فرماندهی ۴۱ ثارالله خود را نشان داد.اما این فقط قصه مردی نیست که حاجقاسم را شناخت؛ قصه نابغهای است که خودش در ۲۶سالگی به شهادت رسید، در حالی که در کمتر از سه سال، از خبرنگاری به یکی از طراحان برجسته جنگ تبدیل شده بود؛ جوانی که رهبر انقلاب از شکوفایی استعداد او به عنوان «معجزه انقلاب اسلامی» یاد کردهاند.
غلامحسین افشردی ۲۵ اسفند ۱۳۳۴ در تهران متولد شد؛ جوانی که مسیر زندگیش ابتدا از دانشگاه و روزنامه میگذشت، نه از پادگان و میدان جنگ.پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت خود را در روزنامه جمهوری اسلامی آغاز کرد و به عنوان نخستین خبرنگار این روزنامه به الجزایر اعزام شد. بعدها نیز برای تهیه گزارشی درباره وضعیت مسلمانان به لبنان و اردن رفت.اما جنگ، مسیر زندگی او را تغییر داد. افشردی در سال ۱۳۵۹ به اطلاعات سپاه پیوست و در فعالیتهای اطلاعاتی و عملیاتی با نام مستعار «حسن باقری» شناخته شد؛ نامی که خیلی زود از یک اسم مستعار فراتر رفت و به نامی ماندگار در تاریخ دفاع مقدس تبدیل شد.غلامحسین افشردیِ خبرنگار حالا باید اطلاعات میدان جنگ را جمع میکرد، موقعیت دشمن را میشناخت، نقشه میکشید و به فرماندهان میگفت دشمن کجاست و چگونه میتوان با او جنگید.
چشم جنگ
جنگ در روزهای نخست، بیش از هر چیز به شناخت نیاز داشت. فرماندهای که نمیدانست دشمن کجاست، چه تعداد نیرو دارد، چه استحکاماتی ساخته و از کدام محور احتمال حمله وجود دارد، حتی با شجاعترین نیروها هم نمیتوانست تصمیم دقیقی بگیرد.حسن باقری همین خلأ را دید. او گروههای شناسایی را سامان داد، نیروهای اطلاعاتعملیات را آموزش داد و جمعآوری اطلاعات را به بخشی جدی از ساختار جنگ تبدیل کرد. از آبادان و خرمشهر تا دزفول، سوسنگرد و دیگر محورهای جنوب، اطلاعات دشمن جمعآوری و روی نقشه و کالک ثبت میشد.
اما هنر باقری فقط پیدا کردن اطلاعات نبود؛ او از کنار هم گذاشتن دادهها، تصویر میدان را میساخت.گواه حجم این کار، حدود ۲۴۰۰ فیش عملیاتی است که از او به یادگار مانده؛ اسنادی که امروز بخشی از گنجینه ارزشمند اسناد دفاع مقدس به شمار میروند و نشان میدهند پشت بسیاری از تصمیمات میدان، چه حجم عظیمی از مشاهده، ثبت، تحلیل و شناسایی قرار داشته است.همین توانایی باعث شد خیلی زود از یک نیروی اطلاعاتی به یکی از فرماندهان مؤثر جنگ تبدیل شود.
از شناسایی تا فرماندهی
حسن باقری در عملیات ثامنالائمه(ع) فرمانده محور دارخوین بود و در عملیات طریقالقدس به عنوان معاون عملیات نقش داشت. در عملیات فتحالمبین نیز فرمانده قرارگاه نصر شد.پس از فتحالمبین، بلافاصله کار شناسایی و جمعآوری اطلاعات برای عملیات بزرگ بعدی آغاز شد؛ عملیاتی که هدفش آزادسازی خرمشهر بود.در بیتالمقدس، باقری در جایگاه فرمانده قرارگاه نصر قرار گرفت و در طراحی و سازماندهی عملیات نقش داشت. بعدتر نیز در عملیات رمضان و محرم، تجربهای که طی ماههای جنگ اندوخته بود، در طراحی عملیات به کار آمد.او در کمتر از ۲۸ ماه حضور در جنگ، مسیری را طی کرد که برای بسیاری شاید سالها زمان میبرد؛ از خبرنگاری به اطلاعات سپاه، از شناسایی به فرماندهی و از جمعآوری اطلاعات به طراحی عملیاتهای بزرگ.
رهبر انقلاب بعدها در توصیف استعدادهایی که در دفاع مقدس شکوفا شدند، از حسن باقری به عنوان یک «طراح جنگی» یاد کردند؛ جوانی که در مدت کوتاهی، بدون آنکه مسیر کلاسیک آموزش نظامی را طی کرده باشد، به چنان توانایی در طراحی جنگ رسید که نامش در تاریخ دفاع مقدس ماندگار شد.اما در میان تمام کارهایی که حسن باقری برای جنگ انجام داد، یک توانایی کمتر دیدهشده هم داشت؛ او آدمها را خوب میشناخت.
جوان کرمانی که باقری دید
حاج قاسم در روزهای نخست جنگ، فرماندهی جوان از کرمان بود؛ جوانی که باید توانایی خود و نیروهایش را در میدان نشان میداد.حسن باقری اما ظرفیت او را فراتر از یک فرمانده گردان دید. محسن رضایی درباره آن روزها روایتی دارد که یکی از روشنترین تصاویر از این رابطه را نشان میدهد. او روایت کرده است که برای عملیات فتحالمبین، مسئله کمبود یک تیپ مطرح بود و نیروهای کرمانی مورد توجه قرار گرفتند. در این میان، بحث تشکیل تیپ ثارالله مطرح شد، اما حسن باقری معتقد بود هنوز برای چنین تصمیمی زود است.در نهایت قرار شد ابتدا نیروهای کرمانی در قالب یک «گروه رزمی» به فرماندهی حاج قاسم وارد میدان شوند و اگر در عملیات موفق شدند، این مجموعه به تیپ تبدیل شود.این روایت، «کشف حاجقاسم» را از یک تعبیر احساسی به یک فرآیند واقعی در میدان تبدیل کرد؛ شناخت توانایی، میدان دادن، آزمودن و سپس اعتماد بیشتر.نیروهای کرمانی در میدان خود را نشان دادند و این مسیر به شکلگیری تیپ و سپس لشکر ۴۱ ثارالله انجامید.باقری فقط به استعداد حاجقاسم نگاه نکرد؛ او در مسیر آموزش و سازماندهی نیروهایش نیز نقش داشت. در روایتهای دفاع مقدس، از جمله از معرفی حاج قاسم به حسن داناییفرد برای آموزش و انتقال تجربه یاد شده است؛ ارتباطی که نشان میدهد باقری در پرورش فرماندهان آینده نیز فقط ناظر نبود، بلکه نقشآفرینی میکرد.
بهشتی جنگ
سالها بعد، وقتی حاجقاسم از حسن باقری سخن گفت، تعبیر سادهای برای توصیف او نداشت.«حسن باقری، بهشتیِ جنگ بود.» این تعبیر از فرماندهی بود که خودش از نزدیک دیده بود این جوان ۲۰ و چند ساله چگونه در میدان جنگ فکر میکند، تصمیم میگیرد و نیرو میسازد.حاجقاسم در روایت دیگری از باقری، از او به عنوان انسانی کمنظیر یاد کرده بود؛ جوانی که بدون آنکه در دانشکده نظامی آموزش دیده باشد، از فکر، شجاعت، توکل و قدرت تحلیل بالایی برخوردار بود.شاید همین ویژگی بود که باعث شد باقری فقط به عملیات فکر نکند؛ او به آدمهایی هم فکر میکرد که قرار بود آینده جنگ را بسازند.
میراثی که از سنگرها عبور کرد
حسن باقری فقط برای پیروزی در یک عملیات تلاش نمیکرد؛ او به دنبال ساختن سازوکاری بود که جنگ را دقیقتر، منظمتر و قابل تحلیلتر کند.واحد اطلاعاتعملیات سپاه، یکی از مهمترین یادگارهای این نگاه بود؛ ساختاری که با محوریت شناسایی، جمعآوری اطلاعات، تحلیل موقعیت دشمن و تبدیل دادههای میدان به تصمیم عملیاتی شکل گرفت و توسعه یافت.باقری فهمیده بود که در جنگ، گلوله تنها زمانی به هدف میرسد که پیش از آن، اطلاعات درست به دست فرمانده رسیده باشد.میراث او همینجا ماندگار شد؛ در واحدی که بعدها یکی از ارکان مهم عملیاتهای دفاع مقدس شد و نسلی از نیروهای اطلاعاتی و عملیاتی را تربیت کرد.برای همین، حسن باقری را نمیتوان فقط با تعداد عملیاتهایی که در آنها حضور داشت شناخت. بخشی از میراث او در ساختاری باقی ماند که به جنگ چشم داد؛ چشمی که دشمن را پیش از درگیری میدید.
۲۶ سال و یک عمر اثرگذاری
حسن باقری ۲۵ اسفند ۱۳۳۴ به دنیا آمد و ۹ بهمن ۱۳۶۱ به شهادت رسید؛ تنها ۲۶ سال داشت.در همین عمر کوتاه، از خبرنگاری و فعالیت سیاسی و فرهنگی به یکی از طراحان و فرماندهان مؤثر جنگ رسید و در شکلگیری ساختار اطلاعاتعملیات، شناسایی دشمن، سازماندهی نیروها و طراحی عملیاتهای بزرگ نقشآفرینی کرد.۲۶ سال برای یک زندگی شاید کوتاه باشد، اما برای حسن باقری، همین ۲۶ سال به اندازه چند نسل اثر گذاشت.او در کمتر از سه سال حضور در جنگ، چنان ردپایی بر جای گذاشت که نامش با اطلاعات، شناسایی، طراحی عملیات، تربیت نیرو و فرماندهی گره خورد.اما جنگ برای باقری هنوز ادامه داشت و او همچنان در پی شناسایی و طراحی بود؛ تا آخرین روز.
آخرین شناسایی
صبح ۹ بهمن ۱۳۶۱، حسن باقری برای شناسایی ارتفاعات فکه در منطقه حضور داشت. فرماندهان در حال بررسی منطقه بودند که گلوله خمپاره ۱۲۰ میلیمتری به محل استقرار آنها اصابت کرد.حسن باقری، مجید بقایی و چند تن دیگر در این حادثه به شهادت رسیدند. نابغه جنگ در ۲۶ سالگی رفت؛ در حالی که هنوز طرحهای زیادی در ذهن داشت و تجربهای که طی کمتر از سه سال به دست آورده بود، میتوانست سالها در میدان جنگ اثر بگذارد.پیکر او در قطعه ۲۴ بهشت زهرا(س) آرام گرفت؛ اما داستانی که او در جبهه آغاز کرده بود، با رفتنش متوقف نشد.
حسن؛ نامی که حاجقاسم برای پسرش انتخاب کرد
سالها بعد، ارادت حاجقاسم به حسن باقری فقط در خاطرات و روایتهایش باقی نماند.حاج قاسم نام یکی از فرزندانش را «حسن» گذاشت؛ نامی که در کنار دیگر نشانههای ارادت او به شهید باقری، تصویری عاطفیتر از رابطه این دو فرمانده به دست میدهد.حسن باقری برای حاجقاسم فقط فرماندهای از سالهای نخست جنگ نبود؛ مردی بود که توانایی او را دیده، به او میدان داده و بخشی از مسیر رشدش را در روزهای سخت جنگ همراهی کرده بود.و شاید همینجاست که رابطه این دو از یک خاطره نظامی فراتر میرود؛ یکی زودتر از همه استعداد دیگری را دید و دیگری سالها بعد، نام او را در خانه و خانوادهاش زنده نگه داشت.
حسن باقری فقط حاجقاسم را ندید؛ او در میان هیاهوی جنگ، آینده آدمها را هم میدید.او از دل نقشهها و فیشهای عملیاتی، تصویری از دشمن میساخت و از میان جوانان میدان، آدمهایی را میدید که قرار بود آینده جنگ را بسازند.روزی حاجقاسم جوان، یکی از نیروهای حاضر در میدان بود؛ باقری تواناییش را شناخت، به او میدان داد و در مسیر رشدش نقش داشت. سالها بعد، همان جوان کرمانی از حسن باقری به عنوان «بهشتیِ جنگ» یاد کرد و نام یکی از فرزندانش را حسن گذاشت.شاید ماندگارترین میراث باقری همین باشد؛ او فقط نقشه عملیات نکشید، آدمهایی را هم دید که قرار بود روزی خودشان نقشه آینده را بکشند.نابغهای که در ۲۶سالگی رفت، اما نگاهش به آدمها و جنگ، سالها بعد هم ادامه پیدا کرد.
18:07 - 27 شهریور 1405