تخریب رسانه ملی؛ شلیکِ دشمنپسند
در شرایطی که نظام مقدس جمهوری اسلامی درگیر یکی از پیچیدهترین، سهمگینترین و حساسترین مراحل جنگ ترکیبی، شناختی و تمدنی با استکبار جهانی و رژیم خبیث صهیونیستی است، صیانت از جبهه پدافند روانی و باور عمومی کشور، نقشی حیاتی، امنیتی و غیرقابل چشمپوشی دارد. در بزنگاهی که رسانه ملی آماج سنگینترین حملات موشکی، تروریستی و سایبری آمریکای جنایتکار و رژیم کودک کش صهیونی قرار میگیرد و کارکنان و فرزندان غیور این ملت زیر آتش مستقیم دشمن، شجاعانه و بدون لحظهای وقفه سنگر اطلاعرسانی، امیدآفرینی و ایستادگی را حفظ میکنند، "بروز رفتارهای سستعنصرانه، هجمههای زنجیرهای و تخریبهای هدفمند از درون کشور، نه یک اختلافنظر ساده، بلکه نوعی «انحراف محاسباتی»، هشداری جدی برای امنیت و انسجام ملی، و جادهصافکنی برای درگیریهای داخلی و تکمیل پازل دشمن است."۱. تفکیک نقد از تخریب:پیش از هر قضاوتی، باید یک مرز دقیق، عقلانی و اخلاقی را ترسیم کرد: هیچکس مدعی بیعیب بودن مطلق صدا و سیما نیست.نگارنده و بسیاری از دلسوزان، نخبگان و صاحبان اندیشه، خود منتقد بخشهایی از عملکرد، برنامهریزیها و سازوکارهای رسانه ملی بوده و هستند و نقدهای جدی، تخصصی و عالمانه را لازمه تکامل، ارتقای کیفیت و اثربخشی این نهاد میدانند. نقد مصلحانه، هدایتگر، امیدبخش و در جهت بستن منافذ نفوذ دشمن است.اما آنچه امروز در مواضع برخی چهرههای سیاسی، بهویژه کارگزاران و دولتمردان دولت اسبق که کارنامهای منفور و مردودی داشته و جایگاهی در میان قلوب مردم ندارند، و نیز جریانهای خاصِ مدعی دیده میشود، هرگز نقد تخصصی و مصلحانه نیست؛ بلکه عقدهگشایی، حملاتی ناجوانمردانه و برخاسته از کینهتوزی و بغضهای قبیلهای است.
هجمهای بنیانافکن و تمامیتخواهانه که ریشه در روحیه غربپرستی، فقدان خودباوری ملی و اصرار بر مخابره پالس ضعف و انفعال دارد؛ رفتاری خطرناک که با بیاعتبارسازی نهادهای مقاومت و خلع سلاح روانی کشور، مرز شفاف خودی و غیرخودی را مخدوش کرده و خواسته یا ناخواسته، برای تکمیل پازل جنگ ترکیبی دشمن، لبخند رضایت را بر لبان مستکبران آمریکایی ، صهیونیستی و رسانههای معاند مینشاند.»۲. آیینه شکستن خطاست!شاعر فرزانه چه دقیق و حکمتآمیز حقیقت را تصویر کرده است:آینه، چون نقش تو بنمود راستخود شکن، آیینه شکستن خطاستاگر قاب رسانه ملی به عنوان آینه جامعه و زبان گویای مردم، وضعیت اقتصادی، تورم، گرانیهای کمرشکن، ضعف تصمیمگیریها و مطالبات اقشار وفاداری را که بیش از ۱۹۰ روز است در میادین استقامت و جهاد برای حفظ عزت این کشور جانفشانی میکنند بازتاب میدهد، گناه از آینه نیست.کسانی که امروز خشمگینانه به رسانه ملی میتازند، در واقع از تصویر خود در این آینه برآشفتهاند. مردم فراموش نکردهاند کارنامه جریانهایی را که هشت سال با معطل گذاشتن ظرفیتهای درونی، سراب نافرجام برجام، رکوردشکنیهای پیاپی در تورم، «بیخبریهای صبح جمعه» و اهانت به منتقدان، سفره مردم را شرطی و امنیت روانی جامعه را مخدوش کردند. با شکستن آینه، ناکارآمدیها و افکار سستپایه محو نخواهد شد؛ به جای حمله به تریبون ملی و عقدهگشایی، باید به سوی جبران اشتباهات و بازسازی اعتماد مردم حرکت کرد.
۳. از ادعای «سیمای ملی» یا «میلی» :طنز تلخ ماجرا اینجاست که جریانهای انحصارطلب و قبیلهگرا، زمانی صدا وسیما را رسانهای «ملی» میدانند که دقیقاً مطابق منافع «میلی»، جناحی و کوتاهمدت آنان عمل کند. در منطق این افراد، هرگاه رسانه استقامت ، شجاعت ، پایداری و در کنار آن مطالبات مردم و واقعیتهای عینی را نشان دهد «میلی» است، اما اگر به بوق تبلیغاتی توجیهگر ناکارآمدیها تبدیل شود و در برابر دشمن انفعال را ترویج کند، «ملی» نام میگیرد!بسیار جای تأسف است وقتی عالیترین مقام اجرایی کشور علناً اعلام میکند «من تلویزیون ایران را نمیبینم». این بیمهری به رسانه هویتساز ملی در حالی رخ میدهد که برخی مدیران و محافل رسانهای به واسطه حبس شدن در اتاقهای فکر بسته، پیگیری شبکههای ماهوارهای ضدانقلاب و حلقههای قبیلهای، اطلاعاتی کاملاً «کانالیزهشده، تحریفشده و سوگیرانه» دریافت میکنند. نتیجه این انزوای شناختی، بروز اظهارنظرهای سبک، غیرحرفهای و بیان ضعفها با ادبیاتی است که ناخواسته بزرگترین پالس ضعف را به اتاقهای جنگ ادراکی دشمن مخابره میکند؛ خطایی که مستقیماً اراده عمومی را هدف قرار داده و در راستای تذکرات رهبری معظم انقلاب به ویژه در پیام هفته دولت بوده است.
۴. عبرت تاریخی «شاهسلطانحسین» :ریشه اصلی این نوع ادبیات انفعالی و ضعف در برابر تهدیدات که امروز با وقاحت تمام دوباره از زبان دولتمردان اسبق و همپیمانان فکری آنان شنیده میشود، در «بزرگنمایی قدرت دشمن و کوچکشماری اراده مؤمنانه ملت» نهفته است. رهبر شهید انقلاب اسلامی در بیانات تاریخی خود این انحراف شناختی را کالبدشکافی کرده و فرمودند:«به نظر من در امکانات و اقتدار دشمن مبالغه میشود... سلاح و تجهیزات و ابزارهای جاسوسی و اطلاعاتی برای ایجاد سیطره یک قدرت بر ملتی که بخواهد بایستد، کافی نیست. لذا میبینید که امروز در حرفهایشان میگویند که بایستی از درون با ایران برخورد کرد؛ باید ارادهها، اراده بر ایستادگی را سُست کرد. اگر اراده یک ملت – که در اراده مسئولینش تجسم و تجسد پیدا میکند – سست نشود، هیچ کاری نمیتوانند بکنند... شما تصور کنید اگر شاه سلطان حسین صفوی بهجای اینکه دروازههای اصفهان را بر روی مهاجمان بگشاید... وارد میدان جنگ میشد و میجنگید... به دلیل اراده ایستادگی در مردم، احتمال قویام این است که اصفهان به دست مهاجمان نمیافتاد. البته خیلی از سرداران و مسئولان خائن و ضعیف بودند؛ اما مردم آماده...»اگر مدیریت این کشور به دست کسانی سپرده شود که با هر تشر دشمن جا میزنند و در محاسبات خود جز کرنش و وادادگی نسخهای ندارند، تاریخ نشان داده است که دشمن به تسلیمشدگان امان نخواهد داد. مهاجمان تاریخ نه تنها برای سازشکاران امنیت نیاوردند، بلکه کشتار، فلاکت و ذلت را تحمیل کردند. تسلیم، بار سنگین خواری و تخریب را با خود دارد؛ در حالی که استقامت و مقاومت عزتآفرین، ضامن بقا و امنیت حقیقی یک ملت است.
اما امروز ملتِ بصیر ، مبعوث شده کشورعزیزمان ایران اسلامی ، با حضور آگاهانه در تمامی میادین نبرد، با تمسک به اندیشههای ناب رهبر وقائد شهید انقلاب (ره) و با اطاعت بیچونوچرا از فرامین رهبر حکیم انقلاب اسلامی، اجازه نخواهند داد این تفکر «شاهسلطانحسینی» از تاریکخانههای انفعال و وادادگی سر برآورد و فضای مقاوم و زلال جامعه را به مسلخ تردید و ناامیدی بکشاند.
پایانِ بازیِ تفرقه؛ آغازِ فصلِ انسجام:بی پرده باید گفت ؛ جبهه دشمن در جنگ شناختی، با سلاح «دوقطبیسازی» به میدان آمده است. امروز خطکشیها روشن است: هرکس به هر بهانهای، خواه با تخریب و عقده گشایی از رسانه ملی (سنگر پدافند روانی) و خواه با هجمه به ارکان اجرایی دولت، فضای وحدت را مخدوش کند، دانسته یا نادانسته، سرباز پیادهی نقشههای شومِ استکبار است.باید دانست که رعایت وحدت و مراقبت از انسجام اجتماعی، نه یک توصیه اخلاقی، که یک «پیوست واجب» در تمامی عرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی است. هر اقدامی که فاقد این «پیوست انسجام» باشد، ولو در کوتاهمدت طرفدارانی برای خود بتراشد، در درازمدت ضربهای جبرانناپذیر به امنیت ملی وارد خواهد کرد. در همین راستا، هرگونه سخن ناامیدکننده و دوگانهسازیهای موهوم ، نظیر دوگانههای ساختگی «جنگ و مذاکره»، «وفاق و تندروی» یا «سازش و جنگطلبی»، که آگاهانه یا ناآگاهانه به انسجام اجتماعی آسیب میزند، مطلقاً ممنوع و خلاف مصالح عالیه نظام است.دوران عقدهگشاییهای سیاسی گذشته از کسانی که مردم آنها را به زباله دان تاریخ انداخته اند. مسیر نجات کشور در این موقعیت جنگ همه جانبه و در موقعیت پیچ تاریخی، تنها و تنها در اطاعت بیچونوچرا از «فرمان انسجام رهبر فرزانه انقلاب اسلامی» است. وقت آن است که تریبونها از سموم تفرقه پاک شود و همهی قوا و نخبگان، به جای شلیک به سنگرهای خودی، همصدا برای اقتدار ایران اسلامی تلاش کنند؛ چرا که سربلندی و عزت این ملت، نه در شکستن آینهها، که در گرو اتحاد و تقویت ستونهای نظام اسلامی و همراه با مردم مبعوث شده کشور عزیزمان است.
22:14 - 13 شهریور 1405